X
تبلیغات
چو ایران نباشد تن من مباد

چو ایران نباشد تن من مباد
عبدالرضا قاسمی 
قالب وبلاگ
خانواده مجازی
.
.

همه ی کودکان

همه ی پرندگان

گنجشک ها

درخت ها

همه ی رودها

ماهی ها

ماه

آه ه ه...

همه ی صداهای جهان شاعرند...!

 

درود بر شما....

پیش از هرکلام از جناب آقای قاسمی سپاس ویژه دارم که در حرکت های فرهنگی و ایجاد وحدت رویه دربین اهالی فرهنگ ، ادب، و دیگر عرصه ها، نقش بسزایی داشته و در پیوند همدلی و همراهی دوستان با هم تأثیرگذار مثبت می باشد. از اساتید بزرگوار آقایان: استاد هوشنگ رئوف، استاد بهرام سلاحورزی، استاد داریوش ملک پور و استاد اسدا... آزادبخت، به خاطر لطفی که نسبت به بنده داشته و از دریچه ی نگاه هنرمندانه ی خود به آثارم نگریستند وبنده را مورد لطف قرار دادند، نیز سپاس بی کران و ویژه دارم.

وشما دوستانی که افتخار آشنایی با شما را یافتم و فتح بابی شد برای کارهای آینده ام که با درایت و دوراندیشی بیشتری به آن ها بپردازم. شما که با نظرات خود موجب شدید هم خوشحال شوم وهم احساس کنم تنها نیستم. احساس کنم هیچ شاعر یا نویسنده ای تنها نیست. و البته با این حضور لبریز از حس قشنگ دوستی و مهربانی، به خود یادآوری کنم که به عنوان کسی که دغدغه ی قلم و نوشتن دارد باید احساس مسئولیت بیشتری کنم و رسالت نوشتن ام سنگین تر شود.

آمدم که تنها بگویم امروز به خود می بالم که مخاطب دل نوشته هایم را کسانی یافتم که خود در عرصه های مختلف احساس دین نسبت به مردم سرزمینم دارند. آمدم که بگویم دست های پر از خورشید تان را، برای بالیدن و تعالی می فشارم و به رسم ادب و ارادت و احترام ،روبروی تان ایستاده ام با بلندترین شعر جهان و چراغی که از نگاه ستاره خیز شما نورباران می شود....

برای همه ی شما آرزوی سربلندی و عزت دارم...

مانا و جاویدان باشید.

خواهر کوچک تان: آفرین پنهانی

 

[ 91/08/15 ] [ 20 ] [ عبدالرضا قاسمی ]

عابدین پاپی : اقیانوس بیکران زبان و ادبیات ایران منشعب از دریاهایی است که طوفان زایی این دریاها حرکتی فرا رونده در جهت محاط بر کره ی دانایی است و عملکرد فرهنگی لرستان نشان می دهد که زنان همیشه در این بستر در رکاب مردان و پابه پای آنها در گسترش ، تداوم و بقای ادبیات و فرهنگ وطن خویش سهمی چشمگیر و بی بدیل داشته اند .        

                                                      نام : خانم آفرین پنهانی

      

آدرس وبلاگ :  http://lehor.blogfa.com/

آفرین پنهانی از نگاه خودش

تا کودکی پرتاب می شوم.کنار پدر می نشینم. پدر نی می زند. شاهنامه می خواند. مادر دوگیس بافته ی مرا به شانه ی گُردآفرید می تند. پدر همیشه برای من شاهنامه می خواند. گاهی امیرارسلان رومی و گاه در افسانه ها قدم می زند.گاهی رستم است و گاه، کنار مادرکه می نشیند فرهادترین کوهستان را شیرین شیرین به وادی عشق می کشاند. من بر زمین فرود می آیم. این بار پدر شاهنامه را ورق می زند"آفرین" را نامی شایسته می داند. مرا به نام اش می کند."آفرین" در کلمات مرکب به جای" آفریننده" به کار می رود : جهان آفرین ، جان آفرین ،سحر آفرین ، سخن آفرین اما در شاهنامه نیز، به معنای "شعر" آمده : (آفرین خواندند و رود زدند...) شعرهای خسروانی که در دربار خوانده می شد و در تقابل با نفرین که نافرین بوده سروده می شدند...نام شعر مرا پرتاب  می کند به امروز . شاعر شده ایم و درد امان مان را بریده است....

در اولین روز خرداد 1349 در شهر معمولان به دنیا آمدم. کودکی و آغاز نوجوانی را در آن جا تنفس کردم. فضای خانه ی ما با حضور پدر خیلی خاص بود . با این که مشغله ی کاری شان زیاد و بیشتر اوقات دور از خانه بود اما برنامه ریزی عجیبی در زندگی داشت. آموزش احکام و آموزه های دینی به اطرافیان یکی از وظایف جدی ایشان بود . درخلوت های خاص خود نی می زد و زمانی که احساس می کرد بقیه نیز به جلای دل نیاز دارند برنامه شاهنامه خوانی می گذاشت. درنی می دمید و با صدای زیبا شاهنامه  خوانی می کرد. گاهی نیز برای کوتاه شدن شب های زمستان افسانه و اسطوره ها را تعریف می کرد و هرکدام منظوم بودند طنین جذابی به حنجره می داد و زیبایی لحظه می آفرید . من میهمان پروپا  قرص و دعوت شده ی خلوت سرای او بودم تنها دختری ؛که اجازه ی ورود  به  جمع شان را داشت. انگار می دانست روزی شاید....  

ما از امکانات امروزی بسیار محروم بودیم. تنها مایحتاج اولیه خورد و خوراک درآن جا یافت  می شد اما اگر غیرآن را  نیاز داشتیم باید به شهرستان خرم آباد می آمدیم-که 60 کیلومتر با ما فاصله داشت- یادم می آید یک روز گفتم:پدر من دوست دارم کتابی غیر از کتاب درسی ام بخوانم اما به اندازه ی شاهنامه بزرگ نباشد.

ماشین گرفت و  مرا به همراه خود به خرم آباد برد و یک راست به کتابفروشی رفتیم .کتاب" الدوز وعروسک سخنگو"اولین کتابی بود که خریدم و با حرص ولع یک نفس خواندمش. ما در مدرسه مکانی به اسم کتابخانه نداشتیم روزی که به کتابفروشی رفتم یادبچه ها افتادم که ممکن است آن ها نیز دلشان بخواهدکتاب بخوانند داستان "گربه ملوس" را خریدم  وبرای مدیر دبستان بردم و گفتم هدیه من به مدرسه است  برای بچه ها...مدرسه ای که هنوز چیزی به اسم کتابخانه نداشت...!

کارشناس آفرینش های ادبی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان لرستان هستم. و بیش از یک دهه افتخار خدمت به پاک ترین و زیباترین موجودات خلقت- کودکان و نوجوانان- را دارم.

                                                 

آثارچاپ شده:

مجموعه شعر"وزمین نام دیگر من است"

مجموعه باز سرایی عاشقانه های لری"عاشقان درکوه فرهاد شدند"

برگردان قصه لری برای کودکان ونوجوانان"پسران تشمال"

داستان "عمو رحمان"(اولین اثرداستانی از زندگی نامه ی شهدا برای کودکان و نوجوانان در کشور)

آثاری که برای گرفتن مجوز به انتشارات تحویل داده :

مجموعه شعر"بارن؛ گیسوی ناتمام"

مجموعه شعر"موهای چتر کلاغ می ریزند"

داستان بزرگسال  "می گویند در زیر گذر پیدایش کردند"

کارهایی که این روزها به طورجدی دارم انجام می دهم:

دومین مجموعه بازسرایی عاشقانه های لری

چاپ مجموعه داستان های کوتاه تحت عنوان:"زن شماره هفت"

و........

روزنامه نگاری( باسابقه ی 15سال فعالیت مطبوعاتی، مقاله نویسی،نویسنده ی مطالب طنز  و نقد کتب داستانی در نشریات استانی، سراسری (در دو حوزه ی کودک،نوجوان و بزرگسال ) و سایت های ادبی آفتاب و عبیدشاکی و...، دبیر سرویس اجتماعی نشریه بیان لر و عضو شورای سیاست گذاری آن) و پژوهش(در دست چاپ : نام آوران قوم لر در عرصه های تاریخ ، اجتماعی، ادبی و فرهنگی از آغاز تا پایان دوره ی قاجار. ...، تاریخ سیاسی اجتماعی قوم لر و....)

- طراح، برنامه ریز و برگزارکننده جشنواره ها و همایش های(فرامنطقه ای و منطقه ای طنز  ، همایش های ادبی  دفاع مقدس تحت عنوان پلاک های بی حنجره طی 8سال متوالی، سوگواره ی کودکان کربلا تحت عنوان بغض کبود  طی 8 سال متوالی ،همایش انتظار،نیایش،  قصه گویی  و مشاعره ی  منطقه ای ویژه مربیان کانون ، برگزاری جشنواره ی ادبی منطقه ای پرنیان توس (داستان های شاهنامه)،

- تدوین آثار باز نویسی و بازآفرینی داستان های شاهنامه (آثار اعضا و مربیان کانون)و مجموعه مقالات مربوط به شاهنامه( اساتید و دانشجویان )

-تدوین آثار ادبی کودکان و نوجوانان

-عضو هئیت تحریریه ماهنامه کودکان (پیشوک) و نگارش صفحه ی طنز آن تحت عنوان" ختی متی"

-ویراستار و تهیه و تدوین نشریه "قاف" ویژه آثار اعضا و مربیان کانون و نگارش صفحه ی طنز آن تحت عنوان "نیشقندون"

                                      

خلاصه کتاب پسران تشمال :

روزگاری تُشمالی بود که وقتی می‌خواست بمیرد از دار دنیا هیچ چیز برای پسرانش باقی نگذاشت، جز یک سرنا، یک دهل و یک آسیاب دستی. هرکدام از این‌ها هم به یکی از پسران او رسید. هر کدام از پسران سهم خود را برداشتند و به دنبال سرنوشت پر ماجرای خود رفتند.

 

**************

یادداشتی از آقای بهرام سلاحورزی

کدام شیطان در آتش می شوی

                                            آنان

سخاوتمنداني اند

كه چراغاني جهان خود ساخته را

به همگان مي بخشند

بيشك

براي همين زاده شده اند

شاعران !

آفرين پنهاني اما، از زمان زاده شدن خود چيزي نمي گويد . نميدانم شايد جزء اسرار است و شايدم ...

با اين همه حالا كه خودش گفته است مي توانم ازقولش نقل كنم ، كارشناس آفرينش هاي ادبي هنري كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان است و اهل شهر معمولان و ساكن در خرم آباد.

اولين كار نوشتاريش كه منتشر شده قصه هاي  ــ پسران تشمال ــ به گويش لري است . اثري كه از جانب  كانون منتشر شده و مورد توجه محافل دانشگاهي قرار گرفته .

پنهاني پس از اين ، مجموعه شعر ــ و زمين ، نام ديگر من است ــ را توسط انتشارات روزگار به چاپ رسانده.

براي آينده هم قصد دارد تا عاشقانه هاي لري را به باز سرايي بنشيند. نامي كه براي اين كار برگزيده ،   عاشقان همه در كوه فرهاد ميشوند مي باشد. پنهاني مجموعه قصه ي كوتاهش را هم با نام زن شماره هفت  براي چاپ آماده ساخته است . 

پنهاني مي گويد :

هنرمند آينه ي تمام نماي جامعه خود و انسان درد كشيده روزگار خود است و شاعران نيز نمي توانند از اين قضيه مستثني باشند. چرا كه آنها ذهن و زبان مردم روزگاران نيامده مي باشند .

ادعايي چنين از جانب پنهاني نه شعار است و نه مانيفست . چرا كه او درسروده هايش خود به آنچه ادعا مي كند پايبند است .

پنهاني در هيج جاي شعرش  تنها نيست اوهمه جا زنان قبيله ، مادر بزرگ ، مادر، خواهران و حتا سرگرداني زنان خيابان را با خود همراه دارد.شاعر خواسته يا نا خواسته، در آثارش . به تسلسل و شايد تناسخي مي انديشد كه بختك وار  ــ زن ــ  سروده هايش را  در بر گرفته . مشكلي كه بوده ، هست و انگار قرار است تا هميشه باشد.

 

 

                                     یادداشتی از آقای داریوش ملک پور  

به نظر حقیر می شود از زوایا و نگاه های متفاوت تری به معرفی بانو آفرین پنهانی پرداخت . قبل از هر کلامی شاید زیباترین توصیفی که بنده برای ایشان قائلم این است که این بانوی فرهیخته و اندیشمند ( انسان را رعایت می کند ) متفاوت ترین نگاهی که انسان در دریچه انسانیت می تواند به آن بپردازد . من فکر می کنم عمده ترین مشکل امروز هنرمندان و هنر آوران ‘ اندیشمندان و فرهیختگان جامعه آن است که کمتر به حضور انسان در آثار خودشان توجه می کنند و به آن می پردازند ( درد انسان امروز نیاز به جامعه شناسی کلام دارد و بس و این مهم توسط هنرمندی خلق می شود که دغدغه انسان داشته باشد ) آفرین پنهانی از خواستگاه اولیه اندیشه و شعور یعنی کودک و نوجوان حرکت های زیبایی می آفریند . فعالیت ایشان در این زمینه و خلق آثار توانمندی در این حوزه ‘ تاثیر عمیق اندیشه و تفکر این بانوی گرانسنگ بر دل و زبان کودکان و نوجوانان در نزدیک به دو دهه گواه این موضوع است اگر چه خواستن ایشان حد و مرزی نمی شناسد اما حضور پررنگ و موثر در حوزه کودک و نوجوان توانسته است ایشان را راضی از فعالیت و دیگران را خرسند از حضور ایشان نماید . بانو آفرین پنهانی به مصداق کلامی است که می شود از آن تعاریف و تفاسیر متعددی داشت ‘ این شاعر بالغ وقتی می گوید ( شعله می رقصاند / اندوه زنانی / که آتش در آغوش می کشند / تا شمایل خود را / این گونه اعلام کنند ... ) چیزی نیست جز اندیشه ناب در شعر شعورمند ایشان ...

.... هر چند اعتقاد دارم می شود با تامل بیشتری به نقد و بررسی آثار ایشان خصوصا در شعر و داستان بزرگسال پرداخت اما مجالی می خواهد افزون تر و پررنگ تر . به هر صورت این بانوی فرهیخته خرم آبادی توانسته است در هجوم تبلیغات های مافیایی در حوزه کتاب ‘ به عزلت کشیدن شاعران و نویسندگان ‘ و هزاران درد دیگر که بر سر هنرمند باریده است خودش را به مرحله بروز و ظهور برساند و تاثیر گذار واقع شود ( خصوصا در حوزه کودک و نوجوان ) و با این گونه حضور بتواند بگوید ( و زمین / نام دیگر من است / من / تمام کودکان جهان را / زائیده ام ) آفرین پنهانی چشم و گوش بسته نیست . انسانی است که با درد انسان امروز جامعه اش راه می افتد و تمام زوایای پنهان و خاموش جامعه اش را درک می کند و با همه اندوهش دنبال راهی است تا بتواند خاموشی را از لبان برآماسیده دیگران بزداید و نقش فریاد را بکارد. این خود ستودنی است و ماندنی ،

بانوی هزار آفرین این دیار ( قدم خیر دیگری ست ) البته که سلاحش قلم و گواه حقیقتش اندیشه ی توانایی است که در دل و زبان ایشان فراهم است وقتی می بینم برای آزادی و آزادگی تمام انسانهای پیرامونش چه دردی می کشد و چه بالا و چه بلند آنان را فریاد می کشد. گفتن از دیگران به درستی و در مجالی اندک مثل دریایی است و مشتی خالی ...( از بضاعت اندکم عذر می خواهم و پوزش می طلبم از بزرگان روزگارم به خاطر حضور در جمع اندیشه و شعور ناب شان )

یادداشتی از استاد هوشنگ رئوف

درمن / زنی / شبیه خودم / جیغ می کشد .

دشوار است نوشتن از خانم آفرین پنهانی . نوشتن از فرهیخته ای گرامی که در بارگاه سلیمانی اندیشه اش به اندازه ی پای موری هم نباشی .

و دشوار تر آنکه در صف کلامش به گونه ای باید بایستی که بتوانی نظاره کنی زنانی را که شانه به شانه ی مرگ شعله وار می دوند تا هویت و حضور خود را اعلام کنند روی زمینی که نام دیگر آفرین پنهانی  است .

 شعله می رقصاند / اندوه زنانی / که آتش در آغوش می کشند / تا شمایل خود را / این گونه اعلام کنند .

شعر خانم  آفرین پنهانی پر از تصاویر بکر و نو یی ست  که حاصل خلاقیت خود اوست در مسیر تجربه های شاعرانه اش  با اندیشه محوری برجسته . او بار عاطفی کلمات را خوب می شناسد و ماهرانه با تکنیک های دل نشین زبان و حس آمیزی های شاعرانه و انتقال اندیشه های تجربه شده ی خود مخاطب را تا خویشاوندی شعر می برد . وبا یقین میتوان گفت با این کارنامه ی پر بار در صف شاعران بزرگ تثبیت شده است .

او عقاب گونه برچکاد . نگاه تیز و آگاهش بر گستره ی وسیعی از حماسه زائی واژه ها حکومت می کند و همین زبان حماسی ست که بودنش را ملتمسانه نمی سراید . او از هم کلامی تهمینه و منیژه در کلاس پدر آموخته است که بر نیمکتی از صخره بنشیند و بر تخته سنگ کوه باران را با دست های سیمره بنویسد و با گلوی بی تاب کشکان بخواند .

او خود را نمی سراید و به قول نیمای بزرگ فقط حالات درونی و باطنی خود را تصویر نمی کند . او در تقابل سنت و مدرنیته بر موضوع   محوریت زن تا بن تاریخ می رود و با آرایه های ادبی به کاتبان تاریخ زنانی را نشان می دهد که همیشه در ابتدای جاده های بن بست سر بر دیوار ایستاده اند و نا م همه ی آن ها آذر است . 

اذر / و تمام زنان شبیه به او / بیهوده نمرده اند .      باید این حق را هم به شاعر بدهیم که گاهی کلمات را از عواطف شخصی خود بار دار کند هرچند دغدغه های فردی شاعر هم با تنهائی انسان امروز گره خورده است و با صمیمیت وصف ناپذیری شوریده واری را به اوج شعر می برد .

پستجی زنگ نمی زند چرا ؟ / تا گیلاسی از تمشک های نچیده / برایت پست کنم /و / نامه های خط خطی باغچه را / برای دل تنگی های غروبانه ام / سر بکشم .

 

مدت کوتاهی ست که افتخار آشنائی با شعر بانوی آگاه خانم آفرین پنهانی نصیبم شده و یقین دارم که گفتن و نوشتن از شعر ایشان مجالی طولانی می طلبد . قصدم فقط عرض ارادت بود به ساحت شعر این بانوی شعر .

کپرهای بی سقف

 شب

روی لچک های آبادی

تب می کند

وزمین

که با کهنه زخم های کبود

اهلی

ومی زایید هرروزنان دهکده را

درقلاده ی وهمی است

که شرقی ترین صدارا

به بندمی کشد

چرادرتاول زخم هام

نشانم نمی کنی؟

این جا

پایان جهان است

ومن درکوچ روزهای نیامده

نه پیشوار ایل

نه پسوارم

بازمانده ی تلواسه های غروبی ام

که لب های مادرم را ضجه می کشد

چگونه می خواهی مرا جاربزنی؟

من از خودم

تو

ازدست هایی خوکرده یر خار وسنگ

قرن ها

دورشده ام

عالیجنابان پدر!

سهم من ستون شدن

درکپرهای بی سقف نیست

عدالتی است

که دراندیشه ی شما صفرمی شود!

این زمین بانفس های من

خوکرده است

چقدرازعمرمراپس می دهید ؟!

شعرهای متن از کتاب و " زمین نام دیگر من است " سروده خانم آفرین پنهانی انتخاب شده است


و سپاس از سرورانم استاد هوشنگ رئوف ، آقای بهرام سلاحورزی و داریوش ملک پور که بزرگوارنه من را در تهیه این مطلب یاری نمودند .

مطالب مرتبط قبلی :

 
 

 
 
 
 ==================================
پی  نوشت :  امروز پیام زیبایی از طرف آقای اسد آزادبخت بدستم رسید

بعد از انتشار مطلب فوق دوست عزیزم آقای اسد آزادبخت پیامی برای این بانوی فرهیخته آفرین پنهانی  ارسال کرده بود که دلم نیامد آنرا به ادامه متن اضافه نکنم .

وقتی سه تن از اساتید برجسته و بنام این دیار بانوی شعر لرستان را معرفی کرده اند و شایسته و سزاوارسخن درباب این فرهیخته گرانسنگ گفته،جا دارد که حقیر به لحاظ افتخارشاگردی مکتب این بانوی عزیز از دریچه ای متفاوت ایشان را درحد بضاعت و  امی بودنم معرفی کنم.

درود میفرستم بر روح پدر اندیشمندشان که ازهمان کودکی انسان بودن را به فرزند آموخته و چگونه زیستن را مشق هر شبش داده .آفرین پنهانی بدون شک آینه تمام نمای اسم و فامیل خویش میباشد.شاید شخصیت و منش آسمانی این ادیب فرهیخته خشنود از گفتن ناگفته نمیشودچرا که روح بزرگ و خود ساخته ایشان دنبال آرامش دیگران ناآرام  است و دغدغه اندیشه و شعورش حول محور شادی هر غم زده ایست.در میان کودکان با احساسی فرامادر پرسه میزند تا اشکی ماسیده برگونه ای را با مهر دستانش بزداید،با آه پنهان کودکان خودسکوتی از آه میشود  اما پنهان میکندتا سنگینیش را باخود تقسیم نماید.هفته گذشته این افتخار نصیبم شد که بانوپنهانی بهمراه چندتن از همکارنش به روستای محل خدمت بنده مشرف شدند و حدود سه ساعت دربین دانش آموزان روستا با مهربانی خاص خودچرخیدند. ضمن اجرای برنامه های متنوع و پربار برای بچه ها کتاب آورده بود و با حالتی عجیب آنهارا نوازش میکرد و به درددلشان می نشست!تنها کمکی که از من درخواست کرد،نشان دادن ایتام بود و دیگر هرچه بود در پس لبخندهای مادرانه اش پنهان شد اما چهره همان بچه ها وشادی پر از فریاد صورتشان حاکی از کمک های پنهانی !!!برای این شاعراندیشمند آرزوی سلامت و سعادت دارم


موضوعات مرتبط: معرفی وبلاگها
[ 91/08/13 ] [ 10 ] [ عبدالرضا قاسمی ]

سخن هفته : هنگامی که دردمندی را هنگام درد کشیدن دیده ام، از شرمش شرمسار شده ام، زیرا به یاری برخاستن من غرورش را پایمال کرده است.        نیچه

 

  

شعر ، نقد ، مقالات اجتماعی  داریوش ملک پور. فرهنگ ما یا فرهنگ اینها

. . . رفتم سراغ مدیری بالاتر . او هم گفت «اینها» نمی فهمند ، چه می شود کرد ؟ اما حق با توست. حالا دردا و دریغا که اینها نمی فهمند و ما ماندیم با اینها چه کنیم و …لینک

 

عجب حکایتی   – خانم سپهوند  . قدم خیر شیر زن لرستانی

. . . قدم خير نام شيرزني از طايفه قلاوند يكي از شاخه هاي مهم ايل دريكوند در منطقه بالاگريوه استان لرستان است. …   لینک

 

انجمن تحصیلکردگان لر   – مسعود سیفی . تیم جدید گردانندگان وبلاگ بزودی معرفی می شوند

. . . اعتقاد ما بر این است که انسان بی اصالت مانند درختی بی ریشه است که با هر بادی به سویی می رود. …لینک

 

حرفهایی برای نگفتن  – امیر بهلولی.. فرصتی برای اندیشیدن

. . . من را کسی نساخت . خدا ساخت . نه آنچنان که کسی می خواست ... لینک

 

عقربه ی یخی   – حشمت آزادبخت . چوب خشک آن سالها

. . . من کلاس سوم بودم و همیشه برایم سوال بود که چرا معلم کلاس چهارمی ها دست بر شانه ی دانش آموزانش می گذارد ولبخند می زند و زنگ تفریح را میان حلقه ی دانش آموزان به دفتر می رساند ؟!. …لینک

 

فرهاد داودوندی - . معرفی استاد علی حسین عزیزی شاعر معاصر :

دوره ابتدائی را در مدرسه جمال و سپس مقطع دبیرستان را در دبیرستانهای بحرالعلوم و محمدرضا شاه سابق گذراند...  لینک

 

انجمن تحصیلکردگان لر – محمد حمیدی. نکاتی پیرامون آسیب شناسی و چگونگی پیشبرد شعر گویشی:

. . نظر مخاطبین خلاء ناشی از پیشینه ی این اشعار در میان جامعه ی فرهنگی و علاقمند متأسفانه بسیاری از اشعار و موسیقی های کذب و غیر اخلاقی (بنام تهاجم فرهنگی) در جامعه امروزی رواج داده  . …لینک

 

لرستان امروز  – مراد سپهوند. ناکارآمدی سیاه است یا سفید ؟

. . آن‌چه کاملاً مشخص است، کارآمدی موضوعی تخیلی، ذهنی و ایده‌آلیستی نیست.. لینک

 

ادبیات و فرهنگ بختیاری – فریده چراغی . به بهانه ي12 آبان ششمين سالروز جاودانه شدن بهمن علاالدبن

. . بهمن علاالدين(مسعود بختياري) در شعر شاعران بختياري …لینک

 

گفتگو لر   – شهرام شرفی فشار نرخ ارز به کاغذ نشریات/ وقتی فرهنگ به ناچار ورشکسته می‌شود!

. . . مشکل، تعرفه نیست؛ مشکل این است که بازار ارز، ثبات ندارد و کاغذ روزنامه و کتاب را هم جزء کالاهای اساسی با «نرخ ارز مرجع» حساب نکرده‌اند!. . . . لینک

  

باد صبا – علی کاظمیان – حج و معرفت !     ( به پاس شروع نویسندگی توسط علی کاظمیان )

. . . در اینجا این سئوال پیش می آمد که برای حاجی شدن صرفا داشتن شرایط مالی لازم است؟ یا باید معرفت آنرا پیدا کرد؟ ... . . . لینک   

 

با دوستان ادیب و شاعر در هفته ای که گذشت :

    آقای حشمت  آزادبخت با ((غزلی از مجموعه سنگ )) بروز شد .

در من دوباره گر گرفته فکر پاتکی

بالا می آورم خودم را از غزلکی

شلیک می شود کسی از عمق چشم تو

  نابود می شود کسی در من چو برجکی . . . لینک

 

   آقای اسد فرهمند  با ((بادمی آمدواز کلبه دری می رقصید)) بروز شد .

بادمی آمدواز کلبه دری می رقصید

خاک درهلهله ی کوزه گری می رقصید

پشت آن تپه ی تاریک کمی مانده به روز

مثل دیوانه،شبیه ات،پسری می رقصید. . . لینک

 

   خانم  اعظم  اکبری  با ((و ..."تو" مخاطب "من" )) بروز شد .

ضمیر" تو" مخاطب "من "نیست

حالا که"شما"  اید

منتظر بمانید

پریشانی درموج موج گیسوانم بافته شد

تا روزی به چند زبان زنده سخن بگویم . . .لینک

 

  خانم  مریم کولیوند با ((شعر لکی*دما تو آسمو آساره نیری )) بروز شد .

بوری نَچو کُلِ گُیونم گِلا بیر     (بیا نرو تمام وجودم برگرد)

مُلای صد قِصه زُونم گلا بیر     (ملایی که هر قصه ای را می دانی برگرد)

مه کوری نا بِلَد وِل بیمه ئژ ری (من نابینایی(نادان) هستم که راه را گم کرده است )

تو دُونا بین، مِه نایُونم گِلا بیر  (تو همه چیز را می دانستی و من نمی دانستم برگرد)  لینک

 


خبر ویژه هفته

 

«هوشنگ رئوف؛ هم شاعر و هم چاپ‌کار».

هفته نامه سراسری امید جوان در شماره ۶ آبان خود به معرفی استاد رئوف و فصلنامه درگاه پرداخته است .

هفته‌نامه‌ی امید جوان را از دکه‌های مطبوعاتی شهر تهیه کنند 

توضیحات بیشتر درگفتگو لر


عکس هفته

 

 این دو عکس رادر ورزشگاه آزادی و  در جریان بازی استقلال - گهر گرفتم .

عکس ها گویای خیلی چیزهاست . در باره عکس ها فعلا" سکوت می کنم . تا وقتش

همین قدر بدانید تا  چند شب ، من و سعید معتمدی  برای این جوان خواب نداشتیم .




 عید است و غــدیرش ، علی والا است ، علی

دل تشنه عـــــدل است و او دریاست ، علی

جشن است و مبارک ، علی گشته است ، ولی

دنیا همـــه را شادی که مـــــولا است ، علی


جشنواره هفته فرهنگی لرستان در منطقه ۱۸ تهران برگزار می شود

در این نشست همچنین مقرر شد مراسم افتتاحیه جشنواره هفته فرهنگی لرستان با حضور جمعی از مسئولان کشوری ، هنرمندان و مدیران استان مذکور ، روز جمعه ۱۲ آبان ماه سالجاری در محل بوستان بانوان نرگس واقع در چهار راه یافت آباد ، بلوار معلم ، بعد از میدان ، خیابان حیدری ، انتهای خیابان شهدای دانش آموز برگزار و تا روز ۱۹ همین ماه دایر خواهد بود.

علاقمندان به بازدید از این جشنواره و بهره مندی از برنامه های در نظر گرفته شده می توانند در روزهای یادشده بین ساعات ۱۶ لغایت ۲۲ بعدازظهر در بوستان بانوان نرگس حضور پیدا کنند.


جمعه 12 آبان 1391 پخش هفتمین برنامه نگاهی به ورزش استان
جمعه 12 آبان از حدود ساعت 21 و 45 دقیقه شب، ششمین برنامه نگاهی به ورزش استان با آیتم‌های متنوع از شبکه استانی لرستان(افلاک) پخش خواهد شد.
تصاویر ورزشی (جدید و قدیمی) را برای پخش در برنامه «نگاهی به ورزش استان» به این آدرس ایمیل کنید تا به نام خودتان نمایش داده شوند: 
nbv@lorestan.irib.ir
شماره پیامک در ساعات پخش برنامه:  30000661
ساعات پخش برنامه: جمعه حدود ساعت 21:45 شب
تکرار پخش: یک‌شنبه حدود ساعت 19 شب


این پست هر هفته  جمعه منتشر خواهد شد.   برای هر چه پر بارتر کردن آن به کمک شما دوستان نیازمندم . انتخاب این مطالب با توجه به سلیقه این حقیر بوده و قطعا بدون ایراد نخواهد بود .

 


موضوعات مرتبط: وب نگارهای برگزیده در هفته ای که گذشت
[ 91/08/12 ] [ 12 ] [ عبدالرضا قاسمی ]

اسم بهمن که می آید یاد هی جار ، تاراز ، آستاره می افتم.یاد شیمبار و نواهای گمشده ی چوپانان زاگرس در دلم ول وله ای برپا می کند ول وله ای که مرا یاد بهمن ویران می کند.     

 ومن می مانم و ققنوسی که هنوز بال بال می زند که اسطوره ماندنش را در سورنا میشکال هرروز جارمی زند.                        ایوب بهرام

 

 

 

 

 

12 آبان  91  مصادف با ششمین  سال درگذشت بهمن علاءالدین معروف به مسعود بختیاری خواننده، ترانه سرا و آهنگساز نامی بختیاری است که آثار ماندگاری را در حوزه موسیقی و ترانه بختیاری از خود به یادگار گذاشته است.
بهمن علاءالدین در مهرماه 1319 در شهرستان مسجد سلیمان به دنیا آمد و فعالیت هنری خود را از همکاری با رادیو و تلویزیون اهواز و نفت ملی آبادان  و اجرای کنسرت هایی در هفت تپه ،کرمان و ماهشهر در سال های ابتدایی دهه پنجاه آغاز کرد.
استاد بهمن  علاءالدین پس از طی یک دوره بیماری کلیوی وعمل جراحی مثانه  در "صبحگاه روز جمعه، دوازدهم آبانماه 1385 "، در سن 66 سالگی،به علت نارسایی قلبی در بیمارستان" کسری" جهانشهر این شهر دار فانی را وداع گفت.

حاصل سال ها تلاش، تحقیق، پژوهش و ممارست استاد بهمن علاءالدین در حوزه موسیقی بختیاری در قالب آلبوم های "مال کنون "،  " هی جار"، " تاراز"، "بر افتو "،"آستاره" و ... در دسترس علاقه مندان به موسیقی بختیاری قرار گرفته است.


 

خاطر ایل پریشونه وری آبهمن

 

هفت وچارت سرد ویلونه وری آبهمن

 

شوگره بی تو برافتونه وهیجاری نی

 

کوگ تاراز دی نیخونه وری آ بهمن

 

***************

 

گزارش تصویری از حضور خود جوش علاقمندان بر مزارش

 

 

 

 

 

 

 

 

امروز سعادتی دست داد تا بنده و چند تا از دوستان و به نمایندگی از وبلاگ نویسان لرزبان کشور  بر مزار این هنرمند فقید ُ، حاضر شویم . آنجا بودیم  تا فاتحه ای نثار روح پر فتوحش کنیم . یاد و خاطره بهمن همیشه در دل و جان ما   زنده  است .

 دوستان وبلاگ نویسی که زحمت کشیدند و در این مراسم حضور داشتند :آقای  سعید معتمدی علیرضا ِآرمان و امیررضا قاسمی ِ آقای کلهر، آقای پرنیان و مهرداد جمالی .

                      ادامه عکس ها در وبلاگ عجیب ولی واقعی

 


موضوعات مرتبط: اخبار هنری و سینمایی
[ 91/08/11 ] [ 8 ] [ عبدالرضا قاسمی ]

با مرور وبلاگ لر زبانها  متوجه شدم که تعدادی از فرزندان آنها هم در امر وبلاگ نویسی حضور دارند .خیلی خوشحال شدم که نسل بعدی ما در این حوزه فعالیت دارد  .

برآن شدم به پاس قدردانی از زحمات آنها ، معرفی کوتاهی از هریک داشته باشم .

 

نام وبلاگ : دست نوشته های سپهر معتمدی  

              

مدیر وبلاگ : سپهر معتمدی    نام پدر : سعید معتمدی

 

او متولد 31 شهریور 81 در خرم آباد  است . سپهر در  کلاس پنجم دبستان بیستون تهرانپارس -منطقه 4- درس می خواند .به شطرنج  و بسکتبال علاقه دارد و در کنار درس ، زبان هم میخواند . عاشق تاریخ و فرهنگ ایرانی است . به تاریخ ایران باستان-روم  باستان- یونان ومصر باستان  نیز علاقه دارد.

او می گوید : وبلاگ نویسی را موقعی که کلاس چهارم بودم با کمک پدرم شروع کردم  . عاشق لرستان هستم مخصوصا قلعه فلک افلاک را خیلی دوست دارم.

سپهر  امسال وبلاگی را برای مدرسه اش راه اندازی کرده  که مورد توجه مسئولین مدرسه قرار گرفت است .مطالب وبلاگ او  بیشتر درباره ی سوال های علمی است . علاقه ی زیادی به کارهای  گروهی در مدرسه دارد . به رقص و موسیقی لری خیلی علاقه دارد و در فعالیت های اجتماعی لرستانی های مقیم مرکز حضور پیدا می کند  . در عالم ورزش به تیم گهر علاقه ی زیادی  و طرفدار رئال مادرید و کریستین رونالدو است .

  یادداشتی از سپهر معتمدی در باره معلم

بابام به من گفت که در مدرسه واز کلاس اول تا پنجم همیشه یاد و خاطره ی یک معلم برای همیشه در یاد ما خواهد ماند وآن معلم تاثیر بسیار زیادی درزندگی ما دارد و ممکن است پایه گذار آینده ما باشد.مثلا خودش معلم کلاس اولش را هیچ وقت ازیاد نبرده وهمیشه میگوید او همه درسی به من داده و پایه درس من را قوی کرد.وهیچ وقت او رافراموش نخواهد کرد .من هم همه معلم هایم رادوست دارم .

لینک وبلاگ  


نام وبلاگ :            یاداشت های نوژن چگینی

مدیر وبلاگ: نوژن چگنیی                نام پدر : احد چگینی

نوژن در  15خرداد 1378 است چشم به جهان گشود . او  در حال حاضر کلاس سوم راهنمایی را در مدرسه راهنمایی متفکران قزوین می گذراند.وی وبلاگ نویسی را از 28 بهمن سال هشتاد و چهار  شروع کرده است یعنی وقتی که هنوز 4 سال بیشتر نداشت. به شعر علاقه زیادی دارد. همین امر باعث شد در سال 1389 رتبه دوم شعر مدارس راهنمایی استان قزوین را کسب نماید.

عید : شعری از نوژن چگینی

باد ها با خود

بوی باران دارند

بوی فروردین ماه

بوی عید و سمنو

من دلم می خواهد

باد را تا سر هر سفره ی هفت سین ببرم

          و بگویم به ه    روشنی خانه ما مهمان است                   

 

  لینک


 نام وبلاگ : عجیب ولی واقعی

 


 

 

مدیر وبلاگ: امیررضا قاسمی          نام پدر : عبدالرضا قاسمی

او  متولد ششم اردیبهشت 1378 در خرم آباد است . هم اکنون  در  سال سوم راهنمایی در مدرسه ی میرزا کوچک خان تهران درس می خواند . به ورزش هایی چون والیبال-تیراندازی با کمان-فوتبال و شنا علاقه دارد. در کنار درس ، زبان انگلیسی را نیز فرا می گیرد . به موسیقی علاقه زیادی دارد و بیشتر آهنگ های خواننده هایی چون حمید عسگری-محسن یگانه- ایرج رحمانپور-فرج علیپور را گوش می دهد . از سال 87 تا 90  وبلاگ دوست بچه ها را داشت . و از اول سال 91 وبلاگ جدیدش را راه اندازی کرد . تقریبا" با اکثر  بزرگان وبلاگ نویسی لرستان ارتباط دارد . در تمام فعالیت های اجتماعی در کنار پدر است . بهترین خاطره اش را حضور در خانه سالمندان در کنار وبلاگ نویسان می داند .

یادداشتی از امیررضا قاسمی برای زلزله زدگان  

چهل روز از زلزله آذربایجان شرقی گذشت.

مسئولان قول دادند قبل از فصل سرما خانه ای برای زلزله زدگان فراهم کنند.فصل سرما بالاخره آمد اما این مردم همچنان منتظرند . تلاش ها ادامه دارد ...

ناراحتم.امثال من به راحتی منتظر شروع مدرسه ها هستیم اما کودکان زلزله زدگان باید انتظار سرمای وحشتناک را بکشند.معلوم نیست به  مدرسه بروند .کاش ....

لینک وبلاگ

برای  این عزیزان آرزوی موفقیت در تحصیل و زندگی را دارم


عکس های مشترک

از چپ آقایان احد چگینی - سعید معتمدی - عبدالرضا قاسمی

از راست : آقایان سعید معتمدی - امیررضا قاسمی - سپهر معتمدی - عبدالرضا قاسمی

جای آقایان احد چگینی و نوژن عزیز خالی بود

پی نوشت : ممکن است عزیزان دیگه ای هم تو این امر فعالیت داشته باشند که بنده بی خبر بوده ام و چنانچه معرفی فرمایید حتما" در باره آنها هم مطالبی منتشر خواهد شد  

[ 91/08/09 ] [ 11 ] [ عبدالرضا قاسمی ]

گزارش تصویری  دیدار   گهر - استقلال   در وبلاگ امیر رضا قاسمی لینک

گزارش حواشی بازی /سعید معتمدی

[ 91/08/08 ] [ 22 ] [ عبدالرضا قاسمی ]

به گواه خیلی از کسانی که طعم لذت بخش(( انار سیاو))  را چشیده بودند ، این انار بهترین انار ایران است و حیف است از این نعمت خدادادی استفاده بهینه نکنیم و کار به جایی کشیده شود که انار لرستان به دست دلالان سایر استانها و با نام انها به خارج از کشور صادر گردد . 

اصولا" بازدید از نمایشگاه  را دوست دارم و سعی می کنم هر نمایشگاهی در تهران برگزار می شود را ببینم . بخصوص اگر نمایندگانی از لرستان در آن حضور داشته باشند . این روزها نیز دو نمایشگاه در تهران در حال برگزاری است . اول (( نمایشگاه میوه های بهشتی شامل انار ، زیتون ،انجیر وانگور  )) ودیگری  نمایشگاه (( انار یاقوت بهشت )) . با توجه به پیشینه کهن لرستان در تولید و عرضه انار و بخصوص (( انار سیاو کوهدشت )) به دیدن هر دو نمایشگاه رفتم . در نمایشگاه (( انار یاقوت بهشت )) محصول انار 12 – 10 استان کشور در کنار سایر فراورده های جانبی  از قبیل رب انار ؛ شربت ؛ ترشی و ... و موسیقی و هنرهای نمایشی  عرضه می شد . آنچه برای من مهم بود  ،  چگونگی حضور هم استانی هایم در این نمایشگاه بود . البته از حضور لرستانی ها در این گونه نمایشگاه ها خاطره خوشی ندارم و هنوز فراموش نکرده بودم که در نمایشگاه ییلاق عشایر ، کباب لقمه را بعنوان غذای لرستان عرضه می کردند و شلوار جین نیز جای لباس عشایر لرستان را گرفته بود !!!

 با ورود به نمایشگاه و غرفه دوستان لرستانی متوجه شدم مشکلات ما برای  حضور در این قبیل نمایشگاه ها همچنان پا برجاست ، بنحویکه معمولا" دورترین جاها، مربوط به استان ماست . غرفه لرستان ، آخرین غرفه بود و بازدیدکنندگان تا رسیدن به این غرفه از نظر روحی و مالی تخلیه شده بودند . ضمن اینکه غرفه داران لرستانی که از شهر کوهدشت آمده بودند ،  علیرغم استفاده از لباس فرم یکسان ، متاسفانه تدابیر لازم را در  آراستگی غرفه و محل عرضه محصول بکار نبرده بودند و بعلت استفاده نکردن از وسایل یکبار مصرف برای تست انار ، خانواده ها رغبتی به محصول آنها نشان نمی دادند .و خلوت تر از سایر غرفه ها بود . 

 نکته دیگر عدم ارائه محصولات جانبی از قبیل رب انار ؛ شربت ؛ ترشی و ... توسط آنها بود . عرضه نکردن سوغاتهای لرستان نیز باعث شده بود که غرفه آنها جذبه ای برای بازدیدکنندگان نداشته باشند.

  همچنین ؛ در حاشیه نمایشگاه ،  برنامه موسیقی محلی و نمایش آیینی به نمایش در می آمد که بازهم جای ما در بین این استانها خالی بود  و تازه متوجه شدم یکی از دلایل  به غارت رفتن  برند (( انار سیاو)) چه بود ! انصافا" چرا قدر داشته هایمان را نمی دانیم . به گواه خیلی از کسانی که طعم لذت بخش(( انار سیاو))  را چشیده بودند ، این انار بهترین انار ایران است و حیف است از این نعمت خدادادی استفاده بهینه نکنیم و کار به جایی کشیده شود که انار لرستان به دست دلالان سایر استانها و به نام انها به خارج از کشور صادر گردد . 

نمی دانم متولی حضور در این گونه نمایشگاه ها کیست . ولی هم مسئولین مربوطه و هم شرکت کنندگان باید بدانند ، آنها نماینده یک استان هستند . چگونگی حضور آنها می بایست نشان دهنده کیفیت محصولات و قدمت تاریخی این قوم باشد . باید حساسیت لازم را از مکان غرفه گرفته تا نوع محصول ؛ نوع پوشش ؛ شیوه برخورد ، شکل غرفه و ... بخرج دهند . ( هر چند در این نمایشگاه نوع پوشش و  رفتار دوستان با مردم  قابل تقدیر بود ) . ولی نباید به دید یک تجارت به این موضوع نگاه کنند . در تجارت معمولا" نفع شخصی ارجحیت بر نفع جمعی دارد . ولی اینجا باید بدانیم حضور ما باید حضوری توام با کسب اعتبار و افتخار برای استانمان باشد . نباید به صرف فقط حضوریا تجارت ؛ در نمایشگاهها شرکت کنیم .

کیفیت و قدمت انار سیاو همواره مورد توجه ادیبان و شاعران گذشته و معاصر بود ؛ بنحویکه استاد هوشنگ رئوف شعر زیبای زیر را در این خصوص سروده است .

((  سی آ و  )) 

از تاریکی موهایت که رد شدم

باریکه راه ابروانت را طی کردم

                        در تلالو مهتاب

تا دهان تاریکم را پرکنم

از یاقوت های انارستان حوالی چشمانت

که دیدم

از گردنه های ( طرهان )

مادیان هائی سپید

سبد سبد انار

               به کهکشان می برند

از طعم انار گونه هایت  پی بردم

که مو سم انار رسان

( سی آ و )

از ( سر آ و ) چشمان سیاه تو آب می برد

                  برای انار های تشنه ی باغ های ولایتش  هوشنگ رئوف

     

نمای کلی غرفه استانها- غرفه لرستان هم آخرین غرفه است

آقایان اشراف . هم استانی های عزیز با غرفه انار سیاو .کاش توجه بیشتری به نمای غرفه نشان می دادند

 با آقای اشراف که صحبت می کردم .گفت :  اگه  بقیه غرفه ها را بگردی شاید بتوانی انارهای سیاو را قاطی محصولات آنها ببینی که به نام استان خودشان عرضه می کنند

 تابلو اعلام برنامه های جانبی و جای خالی هنرمندان لرستانی


مطالب قبلی:

 حشمت آزاد بخت     انار سیاو ،  برندی که به یغما رفته است    لینک

 جشنواره ییلاق عشایر ایران و بی برنامگی عشایر لرستان

گزارش تصویری نمایشگاه صنایع دستی استان لرستان در تهران

انار کوهدشت نشان بی نشان !    سعید معتمدی

جشنواره انار و انار کوهدشت لرستان سعید معتمدی

 
 
موضوعات مرتبط: اخبار روز، عکس
[ 91/08/07 ] [ 9 ] [ عبدالرضا قاسمی ]

عید قربان، جشن رهایی ازاسارت نفس وشکوفایی ایمان ویقین ،عیدسرسپردگی وبندگی عید نزدیک شدن دلها به قرب الهی برهمه دوستان مبارک باد . . .


سخن هفته : زمانی که تلخی زندگی دیگران را شیرین می کنی ، بدان که زندگی می کنی با تشکر از رضا جایدری

 

 

نشریه لور ( به نقل از خبرگزاری مهر ) – حشمت آزاد بخت     انار سیاو ،  برندی که به یغما رفته است

یادمان نرود نام و نشان این یاقوت سرخ “لرستانی” است و در روایت هایمان نشان این زیبایی را از خاطر نبریم.  لینک

ادبیات و فرهنگ بختیاری  – فریده چراغی   خوانش شعر بختیاری از شاعران (فارسی زبان همتیار ) که کمتر به شعر بومی پرداخته اند لینک

ایشان در این پست به بیان تعدای از اشعار فارسی شاعران بختیاری پرداخته است . لینک

هیاری   – حبیب جمشیدی – مراسم عروسی بختیاری ها از ابتدا تا انتها

. . . متاسفانه غالبا این سنت ها می روند تا در زیر غبار زمان پنهان گردند وبرخی نیز کما بیش رایج هستند. . . . لینک

گفتگو لر   – شهرام شرفی – مردم مطبوعات محلی نمی‌خوانند/ کاستن از آگاهی!

. . . شب برای خودت دراز می‌کشی روبه‌روی تلویزیون‌ (ملی و فراملی)، قهوه‌ای هم نوش جان می‌کنی! همه‌ی اخبار ایران و جهان را می‌شنوی و می‌بینی و بعد هم زود می‌خوابی تا صبح روز بعد، از صبح تا شب برای لقمه‌ای نان جان بکنی! همین 10 سال پیش بود که روزنامه، روی دست دکه‌دار نمی‌ماند. اما الان...!. . . .لینک

وبلاگ خایدالو – سید علی موسوی – عکسهای بسیار زیبایی از لرستان قدیم 

... جیمز فرانسیس هارلی (James Francis "Frank" Hurley) متولد 1885 در سیدنی عکاس ، فیلم ساز و کاوشگر مشهور استرالیایی است که تعداد حدود500  عکس او از  ایران قدیم  (زمان دو جنگ جهانی) توسط کتابخانه ملی استرالیا در اینترنت منتشر شده است. . . لینک

پریسکه  – احسان عالیخانی چگنی –لرستان قطب کشاورزی  

... سالانه 12.5 میلیارد مترمکعب آب از استان لرستان خارج می شود که 63 درصد از این میزان آب از حوزه کارون بزرگ و به طور عمده رودخانه دز و مابقی از حوزه کرخه خارج می شود. . .لینک

تاریخ و طبیعت لرستان  – رضا عمتی –تاریخچه فرودگاه خرم آباد  

... برای بازرسی مسافران همه روزه از کلانتری مرکزي خرم آباد 10 نفر پلیس و یک افسر سروان به فرودگاه می آمدند و بعد از پرواز می رفتند . . . لینک

تش دل  – دختر زاگرس –دیداری با سالمندان  

هرکدومشون و که بغل میکردم اشک شوق بود که سرازیر میشد ....جای جایی که تن های ضعیف و نحیف رو می دیدم آینه ای را در روبروی خودم میدیدم که بله درست 50 سال دیگه خودمو بهم نشون میداد....چطور می باید بی تفاوت می بودم ...چطور... لینک

پایگاه اطلاع رسانی خرم آباد  – کیانوش بیرانوند یک سوال از برخی دوستان . . .

... هیچ از خود پرسیده اند که مسولان خرم اباد اهل کجا هستند ؟ لینک

سایت آقای داودوندی  – فرهاد داودوندی   طنز غشی ها در استقبال از قهرمان ورزشی!

... جوان در حالیکه سرش را به پائین انداخت و صدایش آرام تر از قبل شده بود گفت: حسادت! جناب سروان حسادت همه ما را به این روز انداخت!  لینک

 

                               *****************************

                  با دوستان ادیب و شاعر در هفته ای که گذشت :

    آقای اسد آزادبخت با (( غزل لری   )) بروز شد .

                                 سیقه اِ رنگ که کشینه خو دِ مینِ چشیات

اگه کور با چشی که نوفته دِ مینِ چشیات

اِ همه رنگ که خدا دَش وِ زمین وآسمو

همه نه یه جا کشیه قی ستینِ چشیات . . .لینک

 

آقای آرمان راکیان بختیاری با (( ای بختیاری  )) بروز شد .

ای کبک بهمن، کـوی بهمن، نـای بهمن
ای بغض هر آوازه خوان ای بختیاری
ای خانه‌ی تمدار بیتِ حزن و شادی
          ای میــزبانِ میهمــان ای بختیـاری لینک 

                              آقای حشمت  آزادبخت با ((نامه ی سرگشاده)) بروز شد .

به خیالت که دماوند شدی
دیو دیوانه‌ی دربند شدی
این قدر ناز نکن چشم آبی
اجلت آمده و درخوابی

...لینک

آقای کرم تاجمهر  با (( کج راه  و پنج شنبه ها  )) بروز شد .

 بر این روزهای دلگیر

هیچ پایانی نیست

باید به کج‌راه دیگری اندیشید

به خدایی دیگر

و شیطانی دیگر...

این فیلم را به عقب برگردانید!  لینک

آقای محمد نعمتی  با ((نازنین غصه نوهور دنیا چنینه)) بروز شد .

 اور سرد آسمو آه زمینه

هر کویی بلن بوه بی همنشینه

نازنین غصه نوهور دنیا چنینه

هر کسی شه جو تره دسش پتینه  لینک

خانم آفرین پنهانی با داستان کوتاه  ((می گویند در زیرگذر پیدایش کردند )) بروز شد .

. . . راننده درجا پا روی ترمزگذاشت .سوارشد.مرد دیگری کنار راننده نشست.هنوزگرم نشده روبه راننده کرد وگفت:  لینک

. . .

  • این داستان،در روزهای اخیر، توسط انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به  چاپ رسیده که  روز یک شنبه ۳۰ مهر،با حضور مدیرعامل کانون ، معاونین و مشاورین ایشان،مدیران ستادی و استان ها، شاعران و نویسندگان کودک نوجوان و ۴۵ شاعر و نویسنده ی کانونی که آثارشان (تحت عنوان کتاب های خودمان) به چاپ رسیده بود، رونمایی شد.

*****************************

عکس هفته


 

بخواب عزیزم آروم بخواب فدای اون حجابت فدای اون بالش پر قو سیمانی ات فدای اون تشک رویال طبی بتونی کارتونیت.


میدان بهارستان


ما صدای گریه مان به آسمان رسید، از خدا چرا صدا نمی رسد؟؟؟؟؟؟
منبع : پاتوق بچه های ملایر

 

                                              خبر ویژه

اتوبوس دانش آموزان شهرستان بروجن هنگام بازگشت از مناطق جنوبی ایران در محور لردگان به دهدز دچار حادثه شد.

سایت اداره آموزش و پرورش شهر بروجن در خبری ،تصویری از دانش‌آموزان را روی خروجی خود آورده

 است که لحظه عزیمت آنان را پیش از حادثه غمبار جاده‌ای نشان می‌دهد.

روحشان شاد

*****************************

نشر کتاب

کتاب شجره نامه ملک محمد خان منتشر شد

 مشخصات کتاب: نویسنده : محمد حسین (رضا) ملک محمدی  عنوان شجره نامه ملک محمد خان (خاندان ملک محمدی)معروف به تلی و ملک محمدی.صفحه آرا هومن کاکاوند.طاح جلد محسن بکائی . چاپ اول ۱۳۹۱.شماره نشر  ۷۶۴۸.شمارگان ۱۰۰۰.قیمت ۱۰۰۰۰تومان      

آقای ملک محمدی در معرفی خود می گوید : من رضا ملك محمدي اهل شهر خرم آباد، استان لرستان هستم كه با تحقيقاتم در طول پنج سال كه در مورد اين خاندان انجام دادم به پشت كوه ملكشاهي شهر اركواز از توابه استان ايلام رسيدم جاي كه حدود دويست پنجاه سال پيش فردي به نام مهدي خان مي زيسته از ایل ملکشاهی تیره کلوند كه پنج نسل بعد از او به طروق مختلف اعم از تبعيد و كوچ خود سرانه به نواحي مختلف ايران رفته اند نواحي هم چون زنجان .قم . اصفهان.دامغان .چم خاله از توابع لنگرود .گل سفيد از توابه شهر ستان نور . مازندران .رشت گر گان . انديمشك . شيراز و اكثريت در مركز شهر خرم آباد و توابع خرم آباد(شوراب. پاپي خالدار.قلعه سنگي) پلدختر(گل گل) هستند ،تحقیقاتم در قالب کتابی با عنوان شجره نامه ملک محمد خان خاندان های:ملک محمدی وتلی می باشد که در مورد شجره نامه و نحوه زندگی گذشته افراد این طایفه می باشد.           

اطلاعات تکمیلی    : وبلاگ آقای رضا جایدری 

این کتاب در کتاب فروشی ها ی سطح شهر خرم آباد توضیح شده وعلاقه مندی که در خارج استان نیاز داره میتونه با مراجه به وبلاگ ایشان  مراجعه نمایند.


این پست هر هفته  جمعه منتشر خواهد شد.   برای هر چه پر بارتر کردن آن به کمک شما دوستان نیازمندم . انتخاب این مطالب با توجه به سلیقه این حقیر بوده و قطعا بدون ایراد نخواهد بود .


موضوعات مرتبط: وب نگارهای برگزیده در هفته ای که گذشت
[ 91/08/04 ] [ 14 ] [ عبدالرضا قاسمی ]
 

 

طبق روال همیشگی مراجعه ای  به وبلاگ دوستان انجمن تحصیلکردگان لر داشتم  .  ناخودآگاه توجه ام به قسمتی از مرامنامه انجمن جلب شد که در آن آمده بود :

((  انجمن تحصیلکردگان لر انجمنی با رویکردی فرهنگی اجتماعی است که توسط گروهی از دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاهی مناطق مختلف ایران اداره می شود. ... این انجمن بنا بر موازین قانون و شرع مبین و با اعتقاد راسخ و قلبی به برادری و برابری همه انسانها از هر قوم و رنگ و زبان, برای پیشرفت همه جانبه مردمان لر به عنوان بخشی عظیم از شهروندان جمهوری اسلامی ایران و دفاع قانونی و مشروع از هویت,حیثیت.شرافت,زبان,فرهنگ, تاریخ و منافع مادی و معنوی مردمان نجیب لر و همچنین همکاری و تعامل سازنده و احترام محور با سایر اقوام و فرهنگ ها فعالیت می کند.))

 با خود فکر کردم این دوستان تا چه حد در تحقق این مرامنامه موفق بوده اند ؟  

آیا در مدت دو سال فعالیت خود توانسته اند  بدرستی  به رسالت خود عمل کنند ؟ با مروری بر مطالب چند ماهه اخیر این عزیزان متوجه شدم ؛ متاسفانه علیرغم شروع خوب ؛ اخیرا" روند نزولی مطالب این انجمن شیب تندی به خود گرفته ، بطوری که اکثر نوشته ها بروش متداول  copy     paste   انجام می گیرد . روشی که بسادگی توسط هر کسی قابل انجام است . همچنین خیلی از دوستان شاید در طول یکسال گذشته حتی یک مطلب مهم در وبلاگ ننوشته باشند ، که این موضوع نیز  قابل تامل است .

 خوشبختانه افراد بسیار با سوادی در این انجمن حضور دارند که شاید مشغله های دیگر اجازه حضور مستمر به آنها ندهد ،  که البته دلیل موجهی نیست . سال قبل شاهد مطالب و  نقدهای بسیار خوب برخی نویسندگان این وبلاگ بودم  که مدتی است خبری از آن نیست .

.چند ماه قبل که با آقای سیفی صحبت می کردم . ایشان اظهار امیدواری کرد که با  عضو گیری جدید ؛ فعالیت های انجمن با رویکرد مثبتی به پیش برود ، با گذشته چند وقت از این وعده ؛ متاسفانه متوجه می شویم که این مهم هنوز عملی نشده  و روز بروز شاهد نزول این وبلاگ هستیم .

اعتقاد دارم که چگونگی ادامه فعالیت این انجمن نیاز به بازنگری اساسی دارد و باید اذعان کرد  با توجه به هجمه های موجود بر علیه این قوم ،  وجود این انجمن بسیار ضروری بوده و باید بسیار فعال تر از قبل در صحنه حضور داشته باشند  .

به عنوان یک خواننده که آرزویش موفقیت این وبلاگ است ؛  چند پیشنهاد برای این دوستان دارم .

 -افراد  جدید  در چارچوب معرفت سیاسی ؛ اجتماعی و قومی و هم فکر انتخاب شوند   .

- شرایطی  برای نویسندگان در نظر گرفته شود.( فرضا" نوشتن حداقل دو  مطلب با کیفیت در ماه .)

- از نویسندگان چیره دست و اهل قلم و کارشناسان مجرب  دعوت بعمل آید .

- سعی شود مطالب دسته بندی شده و برای هر موضوعی ؛ سردبیری اهل فن انتخاب گردد .  

- از استاندار های رایج و یکسان در نوشته استفاده نموده و مانند یک نشریه معتبر عمل نمایند .

- به کیفیت مطالب توجه خاص داشته ؛ و از انتشار مطالب سبک خودداری گردد .

- ارتباط مستمر با دیگر وبلاگنویسان داشته و در مباحث آنها حضور فعال داشته باشند.

 در پایان خاطر نشان می کنم قدردان زحمات گذشته این عزیزان بوده و اعتراف می کنم ؛  شاید یکی از وبلاگها که مرا به سمت موضوعات لرها کشید همین وبلاگ و کامنتهای آقای مهرآموز بود .از تک تک   دوستانم مسعود سیفی -  احمد سوری صارمی    -  بهزاد همتي   - پری شیرمهد  -  خانم چگینی -  حمزه رامین  -  دانیال هاشمی -   سایه آزادی -سجادبختیاری -  سمیرا میرانپور  -  سمیه محمدزاده  - علی نادری  - غلامرضامهرآموز -  فاطمه نیازی - فرزاد آقایی  - محمد حمیدی  -محمد علی سوری لکی - محمدحق شناس   -  مهدی آریایی فر - ياورنظامیوندچگيني  -  کسری چگینی -فرشید کاکاوند عذر خواهی می کنم و برای همه آنها آرزوی موفقیت دارم .

      مسعود سیفی         یاور نظامیوند چگنی

   حمزه رامین 


پی نوشت : بسیار خوشحالم که اعضای انجمن به این موضوع ،  با دید مثبت نگاه کرده و در کامنتهای عمومی و خصوصی رضایت خود را اعلام کرده اند . همچنین مطلب فوق در وبلاگ انجمن منتشر شد که این نشان از روح بلند این دوستان و نقد پذیری آنها دارد .  برای همه آرزوی موفقیت دارم

وبلاگ انجمن


توضیح ضروری :

چند تن از دوستان با من تماس گرفتند و گفته اند  چند کامنت برای این پست ارسال کرده ایم..... چرا تایید نکرده اید ؟!!

فکر کنم مشکلی در اینخصوص پیش آمده است ، چون پیامی دریافت نکرده ام . البته خودم هم یکبار امتحان کردم و متوجه شدم علیرغم ارسال پیام ؛ متاسفانه پیامی دریافت نمی شود ...
در هر حال بنده بی تقصیرم و بجز موارد توهین ، هر پیامی را تایید می کنم .


جمعه 5 آبان 1391 پخش ششمین برنامه نگاهی به ورزش استان
جمعه 5 آبان از حدود ساعت 21 و 50 دقیقه شب، ششمین برنامه نگاهی به ورزش استان با آیتم‌های متنوع از شبکه استانی لرستان(افلاک) پخش خواهد شد.
تصاویر ورزشی (جدید و قدیمی) را برای پخش در برنامه «نگاهی به ورزش استان» به این آدرس ایمیل کنید تا به نام خودتان نمایش داده شوند: 
nbv@lorestan.irib.ir
شماره پیامک در ساعات پخش برنامه:  30000661
ساعات پخش برنامه: جمعه حدود ساعت 21:50 شب
تکرار پخش: یک‌شنبه حدود ساعت 19 شب


 

[ 91/08/03 ] [ 18 ] [ عبدالرضا قاسمی ]

 قال تعالى ”وقضى ربك ألا تعبدوا ألا إياه و بالوالدين إحسانا“

وقال تعالى: ”وقل ربي ارحمها كما ربياني صغيرا“

                          

                            

پسر عزيزم:

 

روزي كه تو مرا در دوران پيري ببيني، سعي كن صبور باشي و مرا درك كني ....

 

اگر من در هنگام خوردن غذا خود را كثيف مي كنم، اگر نميتوانم خودم لباسهايم را بپوشم، صبور باش.

و زماني را به خاطر بياور كه من ساعتها از عمر خود را صرف آموزش همين موارد به تو كردم.

 

اگر در هنگام صحبت با تو، مطلبي را هزار بار تكرار مي كنم، حرفم را قطع نكن و به من گوش بده.

 هنگامي كه تو خردسال بودي، من يك داستان را هزار بار براي تو مي خواندم تا تو به خواب بري.

 

هنگامي كه مايل به حمام رفتن نيستم، مرا خجالت نده و به من غر نزن.

زماني را به خاطر بياور كه من براي به حمام بردن تو به هزار كلك و ترفند متوسل مي شدم.

 

هنگامي كه ضعف مرا در استفاده از تكنولوژي جديد مي بيني، به من فرصت فراگيري آن را بده و با لبخند تمسخر آميز به من نگاه نكن ...

 

من به تو چيزهاي زيادي آموختم... چگونه بخوري، چگونه لباس بپوشي ... و چگونه با زندگي مواجه شوي

 

هنگامي كه در زمان صحبت، موضوع بحث را از ياد مي برم، به من فرصت كافي بده كه به ياد بياورم در چه مورد بحث ميكرديم و اگر نتوانستم به ياد بياورم، از من عصباني نشو.

مطمئن باش كه آنچه براي من مهم است با تو بودن و با تو سخن گفتن است نه موضوع بحث!

 

اگر مايل به غذا خوردن نبودم، مرا مجبور نكن. به خوبي مي دانم كه چه وقت بايد غذا بخورم .

 

هنگامي كه پاهاي خسته ام به من اجازه راه رفتن نمي دهند ....

دستانت را به من بده ... همانگونه كه در كودكي اولين گامهايت را به كمك من برداشتي

 

و اگر روزي به تو گفتم كه نمي خواهم بيش از اين زنده باشم و دوست دارم بميرم ... عصباني نشو. روزي خواهي فهميد كه من چه مي گويم.

 

تو نبايد از اينكه مرا در كنار خود مي بيني احساس غم، خشم و ناراحتي كني. تو بايد در كنار من باشي و مرا درك كني و مرا ياري دهي، همانگونه كه من تو را ياري كردم كه زندگي ات را آغاز كني

 

مرا ياري كن در راه رفتن. مرا با عشق و صبوري ياري ده كه راه زندگي ام را به پايان ببرم.

من نيز پاداش تو را با لبخندي و عشقي كه همواره به تو داشته ام خواهم داد.

 

دوستت دارم پسرم.

                                           پدر تو                         

 

منبع

 

خانواده مجازی من  - یادش بخیر - دیدار وبلاگ نویسان لر زبان از  سالمندان - تیر ۹۱

 

ایستاده از راست : خواهران : ناهید زکیان . دوست خانم سپهوند - خانم سپهوند . برادران:   علیرضا قاسمی . عزت درگاهی . امیررضا پناه -.عبدالرضا قاسمی - شهرام شرفی - محمد رضا روزبهانی - امیررضا قاسمی - جلال قربانی

نشسته : علی رضا کرمی - رضا جایدری - شمس الدین آروند - محمود کوماس جودکی - استاد هوشنگ رئوف - حاج محمد میرزاوند

خانواده مجازی من

این َعکس را گذاشتم  تا  تلافی  نامهربانی  آن  دوست   را  در  پست  قبلی کرده باشم

 


پیر سالی     شعری زیبا از استاد هوشنگ رئوف

آن سایه را من کشیده ام

که راحت

بر آن صندلی

جوانی ات را سوت بزنی

می بینی ؟

از آن همه درخت

همین عصا

سهم دست ها و پاهای من شده است

واز آن همه آواز

               این سمعک

عزیز من

تا سقف سال ها را

آینه کاری کنم

چشم هایم را

               ریز

                 ر

                 ی

                  ز

در صدای عقربه ها ریخته ام

حالا با جفتی شیشه ی کدر

سال ها چه دور

             چه دور

             چه د      و       ر    ایستاده اند

شناسنامه ها به سرعت

در سه صفحه ورق می خورند

 طعم شیر / غم نان و بوی خاک

در انتهای شناسنامه ام

 فرودگاهی ست که پروازش

تا  سمت خاک تنظیم شده است

استامپ ها و مهرها  آماده

وبلیطی یک طرفه

که جا به جا بشوم

            عزیز من

در این سال خانه   

در قرنطینه ی پیش از پرواز

                  دلم گرفته است

که نمی دانم 

دست های خداحافظی ام را

باید به کدام سمت تکان بدهم

که   ایستاده باشی .

 

مطالب مرتبط:


پی نوشت : و این هم کامنت امیررضا برای این پست :
سلام خدمت پدر عزیزم.
مطالب را که خواندم ؛ خیلی دلتنگ شدم . ممنونم که مرا متوجه  وظایف ام در آینده  کردید . پدر جان وقتی به یاد کارهایی که شما برای من انجام میدهید می افتم ، چطور می توانم این خدمات  را برای شما انجام ندهم . من همیشه شما را دوست دارم .چه در جوانی و چه در پیری. برایم سن و وضع شما فرقی نخواهد کرد . این کارها حتی نمی تواند جواب یک روز زحمات  شما باشد.شما کار هایی برای من کرده اید که حتی من نمی توانم  ذره ای از  آن ها را جبران نمایم .  از مراقبت از من گرفته تا آموزشهایی که به من می دهید .به هر حال شما را از صمیم قلب دوست دارم و برای شما آرزوی سلامتی می کنم
.

 


موضوعات مرتبط: از آرشیو وبلاگ ها
[ 91/08/02 ] [ 12 ] [ عبدالرضا قاسمی ]

یک اقدام غیراخلاقی از سوی یک خواننده

امروز با خبر شدم که  خواننده ای  ، درخواست تایید مطالبی توهین آمیز  را ؛  از یک دوست وبلاگ نویس داشته است .

 این دوست وبلاگ نویس موضوع را با من مطرح و گفت :  تهدید شده است چنانچه ، مطالب مورد نظر شخص توهین کننده  را در وبلاگ قرار ندهد ، آن شخص به تمام خواهران  وبلاگنویس پیام خواهد داد و اسم و  تلفنش را در اختیار آنها قرار خواهد داد . باقی قضایا را میشود حدس زد که چه کامنتی خواهد فرستاد . . . گویا امروز این امر اتفاق افتاده است .

 این دوست وبلاگ نویس از بنده خواست که موضوع را در وبلاگ اعلام نمایم . نام ایشان محفوظ است و در صورت درخواست دوستان عزیز بطور خصوصی برای آنها ارسال خواهد شد . با تشکر


متن پیام دوست وبلاگ نویس

اقای قاسمی یکی از دوستان  وب داره .  یه نظری داده گفت اینو حتما تایید کن فحش بدبیرابه ..... داده میگه تایید نکنی حالتو میگیرم تو اینترنت.  منم چند بارکه فرستاد پاک میکردم . بهش گفتم هرکاری دوست داری انجام بده . او هم رفته وبلاک های خواهران رو پیداکرده  و  شماره منو پیغام داده با اسم من وادرس وبلاکم.     به نظر شما من  چکار کنم ...

* این دوست عزیز طی آخرین تماس تلفنی در خواست کرد که از جانب ایشان ،  از تمام خواهران و برادران وبلاگنویس بخاطر اتفاق پیش آمده عذرخواهی کنیم .


پی نوشت سه شنبه ۲/۸ : خوشبختانه بنظر میرسد که این موضوع ختم به خیر شده است . کامنتهای خصوصی که در این خصوص از طرف خیلی از خواهران وبلاگ نویس داشتم ، همگی تایید کرده بودند که موضوع پیام برایشان عجیب بوده و توجهی به آن نکرده اند . البته باید  سابقه و حسن شهرت آن دوست وبلاگ نویس را نیز در نظر داشت . 

تا اینجا نتیجه بسیار خوشحال کننده بوده  و درسهایی برای همه ما داشت . اینکه : رفتار ما با دیگران باید بسیار سنجیده و در چارچوب اصول انسانی باشد . ضمن اینکه این خطر همیشه وجود دارد که موضوع حسن شهر ما، به مذاق آدمهای تنگ نظر خوش نیاید و دسیسه ای تدارک ببینند . همه وبلاگ نویسان را بعنوان عضوی از خانواده مجازی خود بدانیم و عجولانه در باره آنها تصمیم نگیریم .

همچنین پیشنهاد می کنم شماره تلفن را از پروفایل خود حذف کنیم .


موضوعات مرتبط: متفرقه
[ 91/08/01 ] [ 16 ] [ عبدالرضا قاسمی ]

سرویس رایگان پیامک در وبلاگ خایدالو راه اندازی شد ، این سرویس تحت نظارت شبکه مخابرات می باشد و دارای کد اختصاصی و فعالیت عمومی می باشد . راه اندازی این سرویس برای کاربران خایدالو می باشد و تمامی خبرهای خایدالو را به صورت پیام کوتاه به حضورتان ارسال می شود . شما دوست عزیز می توانید در قسمت نظرات نام و نام خانوادگی و شماره همراه را به صورت خصوصی ارسال کنید و جهت اطمینان یک پیام بعد از ارسال مشخصات فردی به شماره همراهتان ارسال خواهد شد. تمامی پیامهای ارسال شده توسط این سرویس در شرکت مخابرات قابل پیگیری می باشد. از هم اکنون ثبت نام کنید و با این سرویس آشنا شوید.

برای کسب اطلاعات بیشتر به وبلاگ خایدالو  مراجعه فرمایید .


سه شنبه 16 آبان 91 ساعت14:30

داتیس لرستان-سپیدرود رشت، ورزشگاه تختی یک خرم آباد

هفته هشتم لیگ دسته دوم فوتبال ایران


 کتابخوانی به روش جدید  منبع: مرد لر


موضوعات مرتبط: متفرقه
[ 91/08/01 ] [ 13 ] [ عبدالرضا قاسمی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

عبدالرضا قاسمی :

مرگ انســـان زمـانیســت که نـــه شـــب بهانــه ای بـرای خـــوابـیـدن دارد و نـــه صـــبح دلیلی بـرای بیــــدار شــــدن


هدفم : ایجاد همدلی از راه مهربانی ؛ بدون توجه به هیچ محدوده جغرافیایی .....

مهربانی را دوست دارم . برای مهربانی هیچ حد و مرز جغرافیایی ، قومی و قبیله ای نمی شناسم .
زادگاهم خرم آباد و محل سکونتم تهران
لیسانس حسابداری و مدیر مالی و اداری شرکت های هلدینگ صنعت نفت
سوابق کاری: 23 سال کار در امور مالی و اداری
عضو انجمن حسابداران ایران
نماینده مدیران منطقه در هیات های حل اختلاف کارگری
آشنایی کامل با مدل تعالی سازمانی بر مبنای مدل EFQM
مجوز اجرای طرح طبقه بندی مشاغل
آشنایی کامل با قوانین کار و تامین اجتماعی و مالیات بر ارزش افزوده
سوابق ورزشی و فرهنگی:
از سال 64 تا 77 بعنوان ورزشکار و روابط عمومی در خدمت هیئت دوومیدانی استان – مدت 8 سال عضو تیم کارگران استان – علاقه مند به کشتی و فوتبال – مسئول برگزاری مسابقات دومیدانی نونهالان و نوجوانان – چاپ بولتن ماهانه تخصصی دوومیدانی (( تلاش)) بمدت 3 سال و اخذ تقدیر نامه از فدراسیون دوومیدانی و اداره کل تربیت بدنی استان – دوره مربیگری بین المللی دوومیدانی جانبازان و معلولین در سال 70- و......

هدفم اطلاع رسانی و کسب تجربه . همچنین گفتمان و دوستی با هم پیشه ها و هم ریشه ها است .عشقم سرزمینم لرستان و مردم آن . و تنفر از دورویی

وبلاگ نویسی را از سال 85 شروع کرده ام
ایمیل:
rezaghiran47@yahoo.com
امکانات وب
آمار گیر پر شین استت
<-BlogCustomHtml->
آمار گیر وبگذر
<-BlogCustomHtml->
<
بنر پایگاه یافته
p align="center">پایگاه خبری تحلیلی یافته

<-BlogCustomHtml->
بنر امیررضا

عجیب ولی واقعی

<-BlogCustomHtml->
/div>