نوروز نزدیک است،‍ فرصت سوزی نکنیم

نوروز 98 در پیش است و فرصت تعطیلات نوروزی باعث رونق سفر و مسافر خواهد شد، لرستان در مسیر شاهراه شمال به جنوب کشور قرار گرفته که متأسفانه یا خوشبختانه بصورت ناگزیر، پذیرای مسافران خواهد بود.
در هفته‌های آینده دیگر بار شعار تبدیل لرستان از معبر به مقصد گردشگری توسط مسوولین مطرح و در بین مردم و اهالی رسانه قضاوت می‌شود.
نقش مؤثر و بنیادی صنعت گردشگری به‌ویژه گردشگری داخلی و جایگاه ویژه آن در اقتصاد کشورها بر کسی پوشیده نیست، استان لرستان نیز سرشار از جاذبه‌های بسیار زیبای طبیعی و تاریخی است که در طی سالیان اخیر با ازدیاد وسایل ارتباط‌جمعی و رسانه و ... موردتوجه مسافران نوروزی قرارگرفته و بر اساس آمار اعلامی از طرف متولیان گردشگری استان، این حضور هرسال در حال توسعه است که من‌باب مثال به ذکر تعدادی از آن‌ها در سال 1397 بسنده می‌کنیم.
بر اساس اعلامی از سوی آموزش‌وپرورش لرستان، ۱۱۷ هزار مسافر نوروزی در مراکز آموزش‌وپرورش اسکان داشته‌اند.
معاون اداره کل حمل‌ونقل جاده‌ای لرستان نیز از ترانسفر و جابجایی بیش از 144 هزار نفر در روزهای پایانی تعطیلات نوروزی سال 97 به‌وسیله ناوگان حمل‌ونقل مسافری استان خبر داده بود.
بنا بر اعلام مدیر کل میراث فرهنگی استان لرستان نیز در فاصله 27 اسفندماه 96 تا 13 فروردین‌ماه 97 مجموعاً سه میلیون و 629 هزار و 707 نفر از جاذبه‌های تاریخی، طبیعی و بومی و دست‌ساز استان بازدید کرده‌اند.
همچنین شهرداری خرم‌آباد نیز ادعای اسکان بیش از 40 هزار مسافر در ایام نوروز را مطرح نموده که از طریق در اختیار گذاشتن و توزیع امکانات مفت و مجانی مانند چادر، پتو، وسایل گرمایشی حاصل گردیده است.



فارغ از صحت‌وسقم آمار و اخبار مذکور، آنچه اهمیت دارد وجود فرصتی بنام گردشگر نوروزی در لرستان است.
 کارشناسان معتقدند با حضور هر 10 گردشگر در هر منطقه یک فرصت شغلی ایجاد می‌شود و لرستان نیز که در زمره استان‌های پیشرو در فقر و بیکاری است باید این فرصت طلایی را غنیمت شمرده و مهیای نوروز 98 و کسب درآمد و انتفاع از این فرصت باشند، فرصتی که اگر درست هدایت شود بعد از نوروز و دیگر ایام سال نیز استمرار خواهد یافت، زیرا جاذبه‌های لرستان قابلیت پذیرایی 4 فصل از گردشگران را دارا است.
اما واقعیت امر آن است که علیرغم تمام این ادعاها و مطالب متعدد رسانه‌های استانی در این خصوص، هنوز که هنوز است، مردم ما درآمدی ملموس را از محل گردشگری بر سر سفرهایشان حس نمی‌کنند.
جذب جمعیت مشتاق مسافران نوروزی، ایجاد بازارچه‌های صنایع‌دستی، سوغات و غذاهای سنتی، عکاسی با لباس محلی و... در کنار تلاش رسانه‌ها برای معرفی هرچه بیشتر جاذبه‌های گردشگری استان، هنوز نتوانسته به‌عنوان قدمی مؤثر در بسامان کردن گردشگر و درآمد ناشی از گردشگری تلقی شود. این ضعف بنا بر اعتقاد عمومی به دلیل نبود امکانات زیرساختی از قبیل هتل، جاده دسترسی و امکانات رفاهی در حداقل‌های ممکن است که توان تکافویی پذیرایی از مسافران را ممکن نمی‌سازد.
علاوه بر ضعف‌های زیرساختی یاد شده که برنامه‌ریزی مدقق را طلب می‌نماید، ضعف‌های قابل و دارای فوریت نیز وجود دارند که می‌بایست هر چه سریع‌تر نسبت به رفع آن‌ها اقدام کرد که اجمالاً به آن‌ها اشاره می‌شود:

*تابلوهای راهنما: مسیر خیابان‌ها را به‌درستی نشان نمی‌دهند، گردشگران در خرم‌آباد به علت وفور خیابان‌های یک‌طرفه سردرگم می‌شوند و به‌طور مثال برای رسیدن به قلعه فلک‌الافلاک چند مسیر را باید طی کنند و ... تا فرصت باقی است باید نقشه‌های شهرها بازنگری و اصلاح‌شده و به‌موازات آن تابلوهای راهنما در شهر نصب گردد.
 
* پارکینگ‌های ویژه گردشگران: ظرفیت کافی ندارند و مکان‌های تعبیه‌شده برای پارکینگ‌های عمومی در ایام نوروز ظرفیت پذیرش وسایل نقلیه گردشگران را ندارد. متأسفانه روند غیرمنطقی و ناهنجار دیگری که در سالیان اخیر شکل گرفته مبحث هجوم همشهریان به مراکز سیاحتی استان در ایام نوروز است. شهروندان نیز در این ایام به سیل گردشگران اضافه شده و در اغلب مکان‌های گردشگری از جمله دریاچه کیو و اطراف آن (که می‌بایست شاهد حضور گردشگر غیربومی باشیم) شاهد تراکم ماشین‌ها با پلاک 31 و 41 هستیم. توصیه می‌شود که ‌تا فرصت باقی است برای رفع این نقیصه چاره‌اندیشی شود و شهروندان هم در ایام نوروز در جهت کمک به مسؤولین تلاش کنند و از تردد وسایط نقلیه شخصی خود در اماکن شلوغ شهر خودداری کنند. بقیه ایام دیگر سال شهر در اختیار ماست، بگذاریم در ایام نوروز گردشگری که خرم‌آباد را نمی‌شناسد با فراغ بال در آن سیر کند و فرصت حضور یابد.
 
* نظارت بر غرفه‌ها: به‌رغم تلاش برای ایجاد غرفه‌های عرضه محصولات فرهنگی و ...؛ اما هر ساله در کنار این غرفه‌ها؛ غرفه محصولات غذایی شکل می‌گیرد که هم باعث بی‌نظمی می‌شود و هم اغلب اعتراض گردشگران را به دنبال دارد که از عدم نظارت بر این غرفه‌ها شکایت دارند. شناسایی فروشندگان با انصاف و مسؤولیت پذیر در کنار نظارت دائم بر این غرفه‌ها چاره‌ی کار است.
 
* ورودی و خروجی‌های شهر: هم که حکایتی دراز و قدیمی دارند، ساماندهی نامناسب و بی‌نظمی در این مسیرها نیز همواره مورد اعتراض گردشگران بوده است. به نظر می‌رسد در نوروز پیش رو با افتتاح زیرگذر بهارستان شاهد تسهیل در تردد بخش جنوبی شهر خواهیم بود، اما مشکل ساماندهی این منطقه و سایر معابر همچنان وجود دارد و از هم‌اکنون باید سازمان‌ها و ارگان‌های متولی با وفاق هر چه در ساماندهی و زیباسازی این معابر اقدام نمایند.
 
* عرضه سوغات غذایی و صنایع‌دستی سایر استان‌ها در معابر شهر و بیرون از شهر: از مواردی است که باید به آن توجه خاص شود و با مرتکبین آن برخورد شود در این راستا این سؤال مطرح است که آیا سایر استان‌ها هم اجازه چنین کاری به ما می‌دهند؟ هر چند اعتقاد بر این است که «تمام ایران سرای من است»، اما بهتر است از عرضه محصولات سایر استان‌ها در معابر ورودی و خروجی ممانعت کرد، جایی که باید هم و غم همه عرضه محصول استانمان باشد چرا باید فلان شیرینی استان هم‌جوارمان در شهر لرستان تبلیغ و فروخته شود.




 * حفظ و ارتقا کیفیت و تعداد پروازها در ایام نوروز: همه‌ی ما و خصوصاً مدیران ارشد استانی به‌خوبی می‌دانیم که توسعه گردشگری به شعار و وعده و حرف نیست، بلکه اراده می‌خواهد و عمل. عشق می‌خواهد و ایثار، برنامه لازم دارد و مجری پای‌کار. از میان عوامل و فاکتورهای متعدد دخیل در موضوع گردشگری (همچون اطلاع‌رسانی، تبلیغات ملی و بین‌المللی، تعریف و ایجاد امنیت برای مردم و گردشگران، ایجاد هماهنگی و انسجام در بین سازمان‌های مرتبط در امور گردشگری، تعریف و تأسیس زیرساخت‌ها و امکانات رفاهی جذب گردشگر مانند هتل، رستوران، نمایشگاه و ...)، به نظر می‌رسد «توجه به حمل‌ونقل» یکی از مهم‌ترین و بارزترین عوامل برای گذار از معبر گردشگری و رسیدن به مقصد گردشگری است. به دور از تمام تعارفات و تعریف‌های معمول، در این حوزه و به‌خصوص در بخش «حمل‌ونقل هوایی» وضع استان لرستان اسفناک است و خجالت‌آور. در سال گذشته شاهد بودیم که فرودگاه خرم‌آباد عملاً در ایام نوروز تعطیل بود و عدم استقبال از پروازها بهانه‌ای شد برای تعطیلی پروازها، شاید اگر استاندار ما نیز از کلان‌شهری مدرن انتخاب می‌شد امروز مشاهده نمی‌کردیم که به شیوه قرن‌های گذشته، پرواز هوایی اولویت چندم مسافرت‌های استان باشد.
چنانچه کاهش پروازها در ایام نوروزی، متأثر از مشکل کمبود مسافر است، استانداری لرستان می‌بایست کَسری مسافر را جبران و برقراری پروازهای منظم در خرم‌آباد را در دستور کار قرار دهد (حتی اگر هزینه انجام این مهم از محل منابع استانداری صورت پذیرد) و اگر مشکل مربوط به حوزه و بخشی دیگر است باز هم وظیفه مقامات ارشد استان و به خصوص استاندار محترم است که این معضل را حل نماید.
 فراموش نکنیم آسیب‌شناسی و عارضه‌یابی گردشگري در این حوزه يکي از مهم‌ترین اولویت‌های مطالعاتي و پژوهشي برای توسعه توریسم است و لازم است مقامات ارشد استان تا فرصت باقی است اقدام به شناسايي موانع و محدودیت‌های موجود و اولویت‌بندی آن‌ها نموده و برنامه‌ها.ی اجرايي و عملياتي برای خروج از این وضعیت را بیابند و در دستور کار خویش قرار دهند
در ایام نوروز نیز این اوضاع نابسامان به اوج خود نیز رسیده و چنان بی متولی و بی مسئول رها شده که اگر بگوییم حمل‌ونقل هوایی جایی در گردشگری لرستان ندارد، سخنی گزاف نگفته‌ایم.


 
*کاهش ساعات فعالیت تعطیلی بازار در ایام نوروز به‌خصوص در مرکز استان: از معضلات و شگفتی‌های دیگر ماست، گویا هنوز هم مردم استان و به‌خصوص خرم‌آباد هنوز هم فرصت طلایی حضور مسافران را غافلند، لذا صنوف مربوطه باید به این امر نظارت کرده و با فرهنگ‌سازی ساعات فعالیت بازار را افزایش داده و به رونق آن کمک کنند.
 
*انباشت زباله در محل‌های تراکم مسافر: از دیگر مواردی است که در طول ایام نوروز مشاهده می‌شود، کارکنان خدمات شهری باید این ایام را جدا از سایر ایام سال بدانند و در مقاطع زمانی کوتاه نسبت به جمع‌آوری زباله اقدام کنند.
 
 
* حراست و حفاظت از ابنیه تاریخی: بناهای تاریخی را فدای گردشگری نکنیم، فراموش نکنیم فلک‌الأفلاک نگین لرستان و کشور است که قرن‌ها از احداث می‌گذرد. بنایی خاص با معماری ویژه و تاریخی خاص و چشم‌اندازی بدیع که جاذبه بی‌نظیری در جذب گردشگر و توریسم دارد. سال گذشته مطلبی را تحت عنوان «جذب گردشگر یا فتح قلعه؟» به قلم «بهرام سلاحورزی» منتشر کردیم که طی آن، از حضور هزاران گردشگر بر بام قلعه ابراز نگرانی و از مسؤولین درخواست شد که در حفظ و نگهداری این بنای ارزشمند، ممارست بیشتری به خرج دهند. حتی امروزه که معماری مدرن و مستحکم به اوج شکوفایی خود رسیده، گسیل نمودن هزاران نفر بر پشت‌بام هیچ بنایی منطقی نیست چه رسد به قلعه کهنمان. بی‌شک سال جاری نیز این بنای تاریخی پذیرای بسیار از گردشگران خواهد بود، لذا به‌منظور حفظ این اثر باستانی باید محدودیت‌هایی برای ورود به پشت‌بام آن اتخاذ کرد.
 
* فرهنگ‌سازی عمومی و آموزش فعالان گردشگری: چگونگی برخورد با گردشگر و کیفیت معرفی استان بسیار توسط فعالان گردشگری و حتی مردم عادی بسیار حائز اهمیت است. چه‌بسا افرادی یک‌بار در طول عمر خویش فرصت حضور در لرستان را بیابند و تا آخر عمر با همان یک برخورد ما را قضاوت کنند. رفتار این افراد می‌تواند با عنوان نماد فرهنگ و معرفت مردم استان باشند لذا به‌کارگیری و آموزش مردم و فعالان گردشگری امری بدیهی است. صدا و سیمای استان نیز می‌بایست با ساخت برنامه‌های مخصوص این ایام و طرح پرسش‌های دارای جایزه به جا انداختن و آموزش در این خصوص مبادرت ورزد.
 
* کمبود سرویس‌های بهداشتی: از قبیل دستشویی و حمام عمومی نیز از معضلات شهری در این ایام است.
 
تا فرصت باقی است باید در رفع این نواقص اقدام کرد زیرا‍ به‌رغم مشکلات زیرساختی در لرستان، با امکانات موجود هم می‌توانیم جزو استان‌های خوب کشور در پذیرایی و کسب درآمد از محل گردشگری باشیم که این امر محتاج همت و همیت مسئولان مربوطه است که این مشکلات را در اسرع وقت برطرف نمایند تا مسافرانی که به این استان سفر می‌کنند خود به‌عنوان سفیری فرهنگی برای لرستان عمل کنند و این استان را به عنوان یک منطقه گردشگری بشناسند.
 
 




عبدالرضا قاسمی/ مدیر مسوول پایگاه خبری یافته

سرنوشت هتل پارک صخره‌ای در انتظار برج‌های دوقلو خرم‌آباد

برج‌های دوقلو کیو (مجتمع تجاری - مسکونی) مرتفع‌ترین و بزرگ‌ترین برج غرب کشور با بهره‌مندی از امکاناتی از قبیل واحدهای مسکونی، تجاری، مراکز خرید، مراکز تفریحی‌ورزشی، رستوران، کافی‌شاپ، هایپر مارکت، فودکورت، مگامال، شهربازی، پارکینگ و غیره، اکثر خواسته‌ها و نیازهای ساکنین و مراجعه‌کنندگان اعم از بومی و توریست را پاسخگو خواهد بود.
 این پروژه مهم و حیاتی شهر در صورت بهره‌برداری رسیدن باعث توسعه و کارآفرینی و اشتغال‌زایی، ارتقای جایگاه رقابتی در رشته‌های مختلف، توانمندسازی سرمایه‌های انسانی، پوشش حداکثر استانداردهای محصولات و خدمات می‌شود و اضافه بر آن‌ها حدود چهارصد خانوار را در خود جای خواهد داد.
برج‌های دوقلوی خرم‌‌آباد، شاندیزی دیگر !؟این پروژه که در بهترین نقطه شهر خرم‌آباد و در مجاور پارک و دریاچه بسیار زیبا و تفریحی کیو و مشرف بر خیابان انقلاب و میدان کیو قرار دارد، در زمینی به مساحت هفده هزار و پانصد و سی مترمربع و با زیربنای حدود یک‌صد و شصت‌ویک هزار مترمربع و در سی طبقه (سه‌طبقه زیرزمین و بیست‌وهفت طبقه بالاتر از زیرزمین) در حال احداث است
 طراحی و محاسبه آن در سال نودوچهار توسط شرکت معین کوثر ارائه گردیده است! در اواخر فروردین سال نودوسه به طریق ترک فراخوان و به صورت مشارکت مدنی، قرارداد آن بین شهرداری به‌عنوان طرف اول قرارداد و شرکت سرمایه‌گذاری معین کوثر منعقد گردیده است آورده شهرداری: زمین و هزینه عوارض صدور پروانه، آورده طرف دوم قرارداد هزینه‌های: طراحی، ساخت، انشعاب آب و فاضلاب، برق، گاز، حق‌الزحمه نظام‌مهندسی و غیره. سهم ا لشراکه طرفین به‌صورت مشاع از پروژه: بیست‌وپنج درصد سهم شهرداری، هفتادوپنج درصد سهم شرکت معین کوثر. مدت اتمام پروژه چهل ماه.
طرف دوم قرارداد می‌بایست نقشه و مشخصات را حداکثر تا یک ماه پس از انعقاد قرارداد به شهرداری تحویل نماید که این امر ظاهراً تا حدود یک سال پس از قرارداد صورت نگرفته است، لذا صدور پروانه ساخت به لحاظ قانونی عملاً مقدور نبوده است.
از شواهد امر نیز چنین بر می‌آید که مدت قانونی اتمام پروژه به پایان رسیده است و پروژه از پیشرفت مناسبی برخوردار نمی‌باشد، شاید بتوان گفت پیشرفت فیزیکی نسبت به کل پروژه حدود بیست درصد است؛ یعنی اینکه حدود هشتاد درصد کل کار باقیمانده است.
صرف‌نظر از ایرادات و اشکالات جدی و قانونی که نسبت به نحوه واگذاری، مفاد قرارداد منعقده وارد می‌باشد، تعین سهم‌الشراکه نیز به نظر غیرمنصفانه و غیرمتعارف در نظرگرفته شده است. (با توجه به ادعای استاندار اسبق که فرموده بودند: من عرضه داشتم این سرمایه‌گذار را با خواهش و تمنا به استان آورده و بیست‌وپنج درصد سهم به شهرداری برسد حال اگر شما عرضه داشتید یکی بیاورید که هیجده درصد به شهرداری بدهد، می‌توان استنباط کرد که مسئولین شهرداری در آوردن سرمایه‌گذار این پروژه مهم نقشی نداشته‌اند).
به درازا کشیدن بیش‌ازحد طراحی و اتمام عملیات اجرایی پروژه از یک‌سو و بالا رفتن غیرمنتظره بهای مصالح و دستمزدها در سال 97، برفرض موافقت شهرداری با تمدید مدت پیمان، اتمام پروژه و به بهره‌برداری رسانیدن آن توسط ظرف دوم قرارداد بعید به نظر می‌رسد.
شهردار قبلی پس از دعوت از شرکت معین کوثر جهت مذاکره در رابطه با پیشرفت نامناسب پروژه در سال نودوشش، کتباً قصور از اجرای عدم تعهدات از سوی طرف دوم قرارداد را به وی ابلاغ و اعلام کرده بود در صورت عدم اجرای تعهدات موضوع به هیئت ماده سی‌وهشت شهرداری تهران تسری یافته به مراکز استان‌ها ارجاع خواهد شد.
لیکن شهرداری از شهریور نودوشش تاکنون ظاهراً شیوه تعامل با شرکت معین کوثر را برگزیده است. آیا با توجه مطالب فوق‌الذکر، بهتر نبود مسئولین شهرداری از شهریور 96 تاکنون نیز به‌عنوان طرف اول مشارکت با عنایت به پیشرفت نامناسب، اتمام مهلت قانونی پروژه و موضوع سهم‌الشراکه شهرداری، تا خیرات مجاز و غیرمجاز و قصورات را دقیقاً موردبررسی قرار می‌دادند و بجای شیوه تعامل، با نیم‌نگاهی هم به اصل تعادل در رابطه با این پروژه مهم و با ارزش بیش از هزارمیلیاردی تومانی (بهای پروژه در صورت به بهره‌برداری رسیدن آن) با طرف دوم مشارکت برخورد قانونی می‌نمودند؟
 آیا موقع آن فرانرسیده تا قبل از اینکه این پروژه بسیار با اهمیت نیز به سرنوشت هتل پارک صخره‌ای دچار شود، اعضای محترم شورای شهر به‌عنوان ناظر بر حسن عملکرد و معاملات شهرداری موضوع را جز اولویت‌های اصلی خود قرار دهند تا با در نظر گرفتن جمیع جهات امر اقدامات، پیشنهادات و تصمیمات لازم و مقتضی را اتخاذ نمایند؟
 


بهروز بیرانوند
 

Telegram Facebook Google+ WhatsApp Balatarin

کاربردهای جالب‌ مناره آجری در دوره اتابکان

مناره را واژه‌نامه‌ها «بنایی بلند و استوانه‌ای به‌عنوان بخشی از مسجد یا مکان متبرک که بر بالای آن اذان می‌گویند» و یا «برجی که برای دیدبانی یا رساندن اخبار می‌ساختند و معمولاً در آن با روشن کردن آتش، اعلام خبر می‌کردند»‌.
هر دو تعریف با مناره خرم‌آباد همخوانی دارد. کهن‌سالان بر این باور بودند که در شهر شاپور خواست و گرداگرد مناره مسجدی به نام امام حسن (علیه‌السلام) - مسجد جامع شهر شاپور خواست نتیجه تصویری برای ‫مناره آجری yaftenews.ir:‬‎- وجود داشته است. تاریخ‌نگاران متقدم نیز بعضی بر این نظر صحه گذارده‌اند اما برخی محققان سلف بر این باورند که مناره / میل خرم‌آباد با تعریف دوم سازگاری بیشتری دارد. نکته جالب‌توجه آنکه خرم‌آبادی‌ها به مناره، منار می‌گویند که به معنای «محل نور» است.
گفته می‌شود این اثر که برجای‌مانده از آل‌بویه (۳۲۳- ۳۸۹ ق) محل اذان‌گویی و دیده‌بانی شهر اتابکان و راهنمای کاروانیان بوده است. مناره اکنون ۲۹.۴۵ ارتفاع دارد که درگذشته بیش از این بوده و براثر مرور زمان و عوامل طبیعی همچون باد و باران اندک‌اندک فروریخته و از ارتفاع آن کاسته شده و به این شکل درآمده است.

مصالح بنا آجر و ملات است. در داخل مناره ستونی استوانه‌ای شکل قرار دارد که ۹۹ پله با حدود ۷۰ سانتی‌متر دارد. پله‌ها به دوران می‌چرخد و می‌توان به‌وسیله این پله‌ها به بالای مناره راه یافت. در ورودی مناره (۲۲۰ *۸۰) سانتی‌متر و به‌سوی غرب باز می‌شود. شش دریچه کوچک و یک دریچه بزرگ نیز برای ورود روشنایی بر پیکره مناره تعبیه‌شده است. این بنا مرکز اطلاع‌رسانی روزگار خود بوده و با دود خبر و آتش خبر نقطه‌های دیگر به‌ویژه دژنشینان شاپور خواست را از رویدادها مطلع می‌کرده است.
سید فرید قاسمی/ کتاب پیشینه ارتباطات و تاریخ مطبوعات خرم‌آباد

احمدرضا دالوند؛ هنرمندی که آدمیتش سقوط نکرد!

"اگر خداوند مطبوعاتیان را برای رنج کشیدن آفریده باشد گمان نمی‌کنم در بین آنان از او رنج‌دیده‌تر یافت شود. آلام ایوب را با خود داشت. زندگی‌اش همواره در تلاطم بود. یک روز خوش به عمرش ندید. در این اواخر که کار مطبوعات خراب‌تر شد، وضع او از هر کس خراب‌تر بود؛ اما در سخت‌ترین شرایط هم که همه چیزش سقوط کرده بود آدمیتش سقوط نکرد."

این بخشی از یادداشت سیروس علی نژاد سردبیر ماهنامه آدینه و روزنامه‌نگار است در اندوه از دست دادن، احمدرضا دالوند؛ که هفته گذشته در واپسین روزهای پائیز با رجعت بی رجعتش فضای هنری ادبی ایران را خزان‌زده ساخت.
او که دشواری وظیفه انسان بودن را در زندگی به‌خوبی درک می‌کرد. مسیر کوتاه زندگی را در سن ۶۰ سالگی و در بیمارستان سینای تهران به نقطه آخر رساند.
احمدرضا دالوند که متولد سال ۱۳۳۷ خرم‌آباد است تصویرگر و طراح گرافیک، منتقد هنری، نویسنده و پژوهشگر، مدیر هنری و مدیر پروژه بسیاری از روزنامه‌ها و ماهنامه کشور بود.
دالوند در سال ۱۹۹۲ به‌عنوان طراح برگزیده کتاب سال گرافیک اروپا و سپس سمپوزیوم بین‌المللی در ژاپن معرفی شد.
او طی سال‌ها حضور در عرصه مطبوعات به‌خوبی توانست شخصیتی تأثیرگذار و جریان ساز باشد. او همچنین در حیطه نقد گرافیک و نقاشی و نقد هنر یادداشت‌های مهم و اثرگذاری را در مطبوعات نوشت.
امروز و در نخستین هفته درگذشت احمدرضا دالوند مراسم یادبودی در زادگاهش خرم‌آباد برپا بود.
در مراسم بزرگداشت دالوند که گروهی از هنرمندان و تنی چند از روزنامه‌نگاران حضور داشتن دکتر سیامک موسوی به بررسی ابعاد شخصیتی و هنریش پرداخت.

بهرام سلاح ورزی



**************************

آدمی که آدمیّتش سقوط نکرد

متن حاضر از روی سخنرانی "سیامک موسوی اسدزاده" که در مراسم ترحیم استاد زنده‌یاد دکتر «احمدرضا دالوند» ایراد شد، تهیه و تنظیم گردید.

بنده از طرف هنرمندان گرامی و اساتید خودم آقایان «بهرام سلاحورزی» و «حجت‌اله یاراحمدی» موظف شدم که در این جلسه در باره‌ی هنر و زندگی استاد فقید دکتر «احمدرضا دالوند» سخنانی ایراد کنم. البته خودم ترجیح می‌دادم که استاد یاراحمدی، به واسطه‌ی دوستی و فعالیت مشترک با آن زنده‌یاد، سخنرانی کند که نپذیرفت و من هم ناچار دستور این دو عزیز را پذیرفتم.

هفته‌ی گذشته،‌ یکی از مفاخر ارزشمند ایران و به‌ویژه لرستان، دنیا را وداع گفت و خانواده، دوستان و جامعه‌ی هنری و مطبوعاتی کشور را در ماتم و سوگ فرو برد.

استاد زنده‌نام و زنده‌یاد دکتر احمدرضا دالوند، استاد مسلم عرصه‌ی هنرهای تجسمی کشور بود و در زمینه‌های نقاشی، گرافیک، تصویرسازی کتاب، لوگو سازی «نام‌نگاره‌سازی»، صفحه‌بندی کتاب و نشریات، ‌فعالیت داشت. او همچنین منتقد هنری و نویسنده‌ای دانشمند و آگاه بود.

احمدرضا از زمره‌ی مفاخر ایران‌زمین است و جایگاه بلندش در زمینه‌ی تخصصش، بر اهل‌فن پوشیده نیست و در جوامع هنری داخل و بین‌المللی نامی بلند دارد.

وی همچنین از مفاخر لرستان است و اگرچه در بین دوستان و خرّم‌آبادی‌های هنرمند و فرهنگی –به‌خصوص هم‌نسلانش، شخصیتی شناخته شده‌است،‌ با این‌حال، متأسفانه برایِ بسیاری از هم‌استانی‌ها و هم‌شهری‌ها و حتا فامیل نزدیکش، آن‌چنان که باید، شناخته‌شده نیست.

البته بخشی از این گمنامیِ‌ احمدرضا، به دلیل این است که او و خانواده‌ی گرامی‌اش، به خاطرِ شغل مرحوم پدرشان که کارمند وزارت نفت بود،‌ در آبادان زندگی می‌کردند و پس از بازنشستگی ایشان، در میانه‌ی دهه‌ی پنجاه، به خرّم‌آباد بازگشتند و اقامت گزیدند و چند سال بعد، احمدرضا که در رشته‌ی گرافیک دانشکده‌ی زیبا‌ دانشگاه تهران پذیرفته شده بود، به تهران رفت و پس از تحصیل به خاطرِ حرفه‌‌اش در تهران اقامت گزید. به طوری‌که خود، بنده که افتخار هم‌محله‌ای بودن با ایشان را داشتم و با ایشان و اخوان محترمش از نزدیک آشنایی و مراوده داشتم هم کمتر ایشان را می‌دیدم. به همین سبب به‌جز هم‌سالان هنرمندش، کمتر کسی از فعالیت‌های احمدرضا مطلع بود و شاید تنها نمودِ فعالیت‌هایِ هنری‌اش در خرّم‌آباد، برپایی چند نمایشگاه جمعی در محل اداره‌ فرهنگ و هنر سابق و یک نمایشگاه انفرادی در «نگارخانه میر ملاس» -در حوالی ۱۳۵۶، باشد.

احمدرضا، در خانواده‌ای معتبر، متشخص، نجیب، متدین و معتمد اهالی، نمو و پرورش یافت و اهالیِ خانه‌اشان، تحصیل‌کرده و فرهنگ‌دوست بودند و همین فضای سالم خانوادگی‌اش، هم در شکل‌گیری شخصیتش مؤثر افتاد و هم در آثارش نمود یافت.

استاد دالوند،‌ هنرمندی نوگرا و پی‌گیر در مطالعات تخصصی و غیر تخصص‌اش بود و مطالعات گسترده و کنکاش و جستجوگری‌اش، وی را فردی فرّاخ‌نظر و پیشرو کرده بود.

او در محضرِ اساتید بزرگ و برجسته‌ی هنرهای تجسمی ایران، یعنی اساتید زنده‌یاد: «مرتضی ممیز» و «هانیبال الخاص»، تلمذ نمود و انصافاً هم شاگردی خَلَف بود و از هنرجویان برجسته و یک‌تایِ این دو هنرمند با عظمت به حساب می‌آمد.

استاد مرتضی ممیز، - با لقبِ «پدر هنر گرافیک معاصر ایران»، گرافیست، تصویرگر کتاب، لوگوساز، نام‌نگاره‌ساز، طراح پوستر و صفحه‌بندِ کم‌نظیری بود و از قضا، احمدرضا نیز در همین زمینه‌ها، پا جایِ پایِ وی گذاشت و در این زمینه‌ها به شیوه‌ی شخصی خود، به فعالیت پرداخت و پس‌ از درگذشت استاد ممیز، نگذاشت،‌که نبودش‌حس شود.

استاد هانیبال الخاص نیز از هنرمندان پیشرو در عرصه‌ی هنرهای تجسمی بود و به‌خصوص در هنر «گرافیتی»-دیوارنگاری، در دوره‌ی خودش سرآمد محسوب می‌شد و آثار یک‌دانه و برجسته‌ای از خود به جا گذاشت. نقاشی‌های استاد الخاص، عمدتاًتجریدی، سمبلیک و فیگوراتیو است و سبکی منحصر به فرد دارد. استاد دالوند، در این مکاتب از هنر نقاشی، تجربیات ارزشمندی داری که معروف‌ترین آن، نقاشی‌ای است ‌ که در پیش‌زمینه‌ی آن، مادری همراه دو فرزند دختر و پسر کم‌سالش، با نگاهی پُرتَنِش و هراسان در غروبی تلخ و غبارآلود ایستاده‌اند و در پس‌زمینه، سربازانی در حال نبرد نقش شده‌اند.

در زمینه‌ی گرافیتی هم احمدرضا دستی توانا داشت. البته شیوه‌گرافیتی‌سازی وی، با گرافیتی‌های استادش بسیار متفاوت است و گرافیتی‌هایش مدرن‌تر از آثار ایشان می‌باشد. احمدرضا، پس‌از درگذشت استاد هانیبال الخاص، جای او را نیز پر کرد.

دکتر دالوند، در سال‌هایِ آغازین فعالیتش در حوزه‌ی گرافیک مطبوعاتی، در ماهنامه‌ی «صنعت حمل و نقل» مشغول به‌کار شد و توانست چهره‌ی دیگری به این نشریه‌ی تخصصی حمل و نقل بدهد و در صفحات آن، روحی هنری بدمد و توانایی‌هایش را در این زمینه نشان دهد.

در همین سال‌ها –یعنی میانه‌ی دهه‌ی شصست، وی برای مدیریت هنری ماه‌نامه‌ی «آدینه» -که در آن روزگار از معدود نشریات روشنفکری کشور بود، دعوت به‌کار شد و توانست شمایل این نشریه را نیز دگرگون کند. لازم به ذکر است که بزرگ‌ترین شعرا و نویسندگان در این نشریه قلم می‌زدند و احمدرضا در کنار این بزرگان قلم‌فرسایی کرد و مقالاتش را در این مجله منتشر کرد.

وی همچنین بزرگان هنرهای تجسمی کشور را به بهانه‌های مختلف، در طیِ مصاحبه، به چالش می‌کشید و دانسته‌هایشان را بیرون می‌کشید و مکتوب می‌کرد و در آدینه منتشر می‌ساخت. او که عنوانِ؛ نخستین منتقد هنرهای‌تجسمی پس از انقلاب را به خود اختصاص داده بود، بر مبنایِ تجربیات فراوان و کنکاش‌های وسیع و مطالعات ژرفش، توانست در زمینه‌ی نقد هنرهای تجسمی هم بدرخشد.

احمدرضا پس شکوفایی هنرش، خیلی سریع پلّه‌های ترقی را طی کرد. اینک به عنوان یک هنرمند توانا در عرصه‌ی مدیریت هنری مطبوعات معرفی شده بود و همگان او را می‌شناختند.

وی در هر مؤسسه یا مطبوعه‌ای که فعالیت می‌کرد، آن را وزین و معتبر مي ساخت. به عبارتی؛ نامش، مایه‌ی اعتبار جشنواره‌ها، همایش‌ها و مؤسسات فرهنگی هنری بود.

احمدرضا در طول سال‌های فعالیتش، چندین عنوان کتاب و صدها مقاله نوشت و صدها لوگو، نام‌نگاره، پوستر و تصویرگری، خلق کرد و حتا طراحی مجلات و کتاب‌هایی را برای اروپا و امریکا عهده دار شد و آثار نقاشی‌اش را در نمایشگاه‌های جمعی و انفرادی داخل و خارج از کشور به نمایش گذاشت. وی همچنین جوایز معتبر بین‌المللی را به خود اختصاص داد. از جمله: عنوانِ طراح ممتاز سمپوزیوم بین‌المللی طرای در سال ۱‍۹۸۹، عنوان طراح برگزیده‌در بین مطبوعاتی‌های ژاپن در سال ۱۹۹۲ و عنوانِ طراح برگزیده‌ی کتاب اروپا در سال ۱۹۹۲.

او گذشته از تدریس در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران،‌ به بر گزاری کارگاه‌های آموزشی تخصصی در فرهنگستان هنر می‌پرداخت. شرکت‌کنندگان در این کارگاه‌ها، عمدتاً هنرمندان متبحر، اساتید دانشگاه‌ها و تحصیل‌کردگانی با مدارج بالای تحصیلی و علمی بودند و وی دروسی چون؛ «زیبایی‌شناسی» و سطوح بالای هنرهای تجسمی تدریس می‌کرد.

در سال ۱۳۷۶، هم‌زمان با ایجاد روزنامه‌ی «جامعه» از وی برای مدیریت هنریِ آن دعوت به عمل می‌آید و او با ایجاد «ماکتی» متفاوت برایِ این روزنامه، لوگو، نام‌نگاره و صفحه‌بندیِ بدیعی برای آن خلق می‌کند. این نشریه که از نظر محتوا، با نشریاتِ‌ پیش از خود،‌ بسیار متفاوت بود، از نظر «دیداری» هم یک سر و گردن از سایر جراید، بالا ایستاد و به همین خاطر اهلِ فن معتقدند که استاد دالوند، با طراحی و صفحه بندیِ «جامعه» نقطه‌ی عطفی در تاریخ گرافیک مطبوعاتی به‌وجود آورده است.

از دیگر ویژگی‌های آن هنرمند و نویسنده‌ی برجسته‌ی کشورمان، استقلال فکری و عملی اوست. گستره‌ی مطالعات احمدرضا در حوزه‌ی تخصصی و تفحص و دقت او در مباحث فرهنگی، سیاسی‌ و اجتماعی‌ و روزآمدی دانشش، موجب شده بود که احمدرضا اندیشه‌ و فلسلفه‌ی منحصر به خودش را داشته باشد و زیر عَلَم و سایه‌ی گروه و دسته‌ی خاصی قرار نگیرد. از این‌روست که پس از درگذشتش، در داخل و خارج کشور، افرادی با سلایق متفاوت و عقاید گوناگون، نام او را به نیکی بردند و سوگوارش شدند.

صحبت‌هایم را با گفتاری از استاد «توکا نیستانی» به‌پایان می‌برم:

«اگر خدا، مطبوعاتیان را برای رنج‌کشیدن آفریده باشد. گمان نمی‌کنم در بین آنان از احمدرضا رنج کشیده‌تر یافت شود. آلام ایوب را با خود داشت. یک روزِ خوش به عمر ندید. در این اواخر که کار مطبوعات خراب‌تر شد، وضع او از هر کس خراب‌تر بود. امّا در سخت‌ترین شرایط هم که همه چیزش سقوط کرده بود، آدمیّتش سقوط نکرد.»

یادش گرامی و نامش جاودان باد.

 



مطلب مرتبط: طراح گرافیک و تصویرگر برجسته لرستانی درگذشت

‍ تصاویر: وداع با پاییز زیبا در خرم‌آباد

پاییز بی‌اغراق یکی از زیباترین فصول سال است. جایی که سبزی دل‌نشین بهاری جای خود را به معجونی تماشایی از رنگ‌های پاییزی می‌دهد.
تنها دقایقی است که قدم به فصل زمستان نهادیم اما خاطرات رنگارنگ پاییزی خرم‌آباد در ذهنمان نقش بسته است.

از سوی دیگر این فصل بهترین زمان برای عکاسی از طبیعت بود، طبیعتی که جامه‌ی سبزش را به کناری انداخته و در ردای رنگارنگ خود، به زیبایی هرچه تمام می‌درخشد.

اکنون فرصتی دست داده تا با مروری بر تصاویری پاییزی، خاطرات این فصل هزار نقش و نگار را از زاویه دوربین همکار هنرمندان "عباس ملکی" به یاد آورده و لبخند بر لب با این فصل دل‌انگیز وداع کنیم.