عکس قدیمی از کیهان کلهر، فرج علی‌پور و اردشیر کامکار

تصویری قدیمی از کیهان کلهر، فرج علی‌پور و اردشیر کامکار سه کمانچه‌نواز باسابقه را که مربوط به اوایل دهه هفتاد می‌شود، ببینید.

کیهان کلهر، فرج علی‌پور و اردشیر کامکار هر سه از نوازندگان باسابقه و پیشکسوت ساز کمانچه هستند. البته هر سه تبحر در نواختن سازهای دیگری دارند اما حکایتی که با کمانچه دارند، فرق می‌کند.

کلهر که اصالتا کرد است، تنبور، سه تار و شاه کمان نیز می‌نوازد. او با خوانندگان بسیاری چون محمدرضا شجریان و شهرام ناظری به اجرا پرداخته است و به همراه گروه جاده ابریشم به رهبری یویوما توانستند با آلبوم sing me home موفق به کسب جایزه گرمی بهترین موسیقی جهانی شود.

فرج علی‌پور، هنرمند نشسته در میان تصویر اصالتش به خرم‌آباد و خطه لرستان باز می‌گردد، او علاوه بر نواختن کمانچه دستی هم بر آتش خوانندگی قطعات اصیل موسیقی لری دارد که به زیبایی آن‌ها را اجرا می‌کند.

اردشیر کامکار هم اهل سنندج و کرد است و یکی از اعضای خانواده و البته گروه کامکارهاست. او علاوه بر کمانچه قیچک و ویولن هم می‌نوازد. کمانچه او ساخته دست قدرت الله کردی است./ خبرآنلاین

طایفه‌گرایی‌؛ آفت انتخابات و بازدارنده توسعه لرستان/ نردبان ترقي ناكارآمدها نشويم

طایفه‌گرایی در ادارات به معنای استخدام يا به کار گماردن خویشان و افراد طایفه در صدر مناصب اجرایی، بدون توجه به شایستگی‌های دیگران برای اداره امور می‌باشد‌.

یکی از آفت‌ها و آسیب‌های اساسی در انتخابات استان لرستان نيز گزینش‌های قومیتی و طایفه‌ای براي حضور در مجلس است. شاخص‌ها طایفه‌گرایی‌؛ آفت انتخابات و بازدارنده توسعه لرستان/ نردبان ترقي ناكارآمدها نشويمو معیارهای انتخاب وقتی بر اساس این نوع نگرش اتفاق افتد، قطعاً به خطای بزرگی دست زده‌ایم چرا که در این مشارکت، عمدتاً حضور افرادی را شاهد هستیم که نه در قالب یک مشارکت مدنی بلکه در چهارچوب یک کشمکش طایفه‌ای و قبیله‌ای سعی در به کرسی نشاندن کاندیداهایی از نزديكان و خويشان دارند‌. در چنین شرایطی، تعصبات قومی مانع از وفاق و مشارکت‌های اجتماعی و سیاسی سالم و نیز به کرسی نشاندن نماینده شایسته و اصلح می‌شود.

انسان به عنوان اشرف مخلوقات و موجودي كه بار امانت الهي را بر دوش وي نهاده‌اند و بنا شد كه خليفه الهي روي زمين باشد، در يك ويژگي اساسي نسبت به ساير موجودات برتري دارد و آن ويژگي،‌ مرتبه بالاي "اراده" به معناي قدرت انتخاب و امكان گزينش است. به همين دليل است كه انسان مخاطب تكليف الهي قرار گرفته و استعدادي كه خداوند در وجودش نهاده، بسته به نوع انتخاب‌ها،‌ او را در يك طيف عظيمي از مقام و رتبه قرار داده كه اوج آن، مقام خليفه الهي و حضيض آن مرتبه پست‌تر از حيوانات است.

بنابراين بحث انتخاب و گزينش يكي از مهم‌ترين ويژگي‌هاي انسان است كه در تعيين سرنوشت نهايي او مؤثر مي‌باشد. بر اين اساس، يكي از مهم‌ترين انتخابات در انواع انتخابات سياسي، ‌انتخابات مجلس شوراي اسلامي است كه به دليل گستردگي و اهميت حوزه كاري آن قطعاً انتخاب درست اعضاي آن و نیز توجه به ويژگي‌هاي اين افراد و دقت در انتخاب فرد مناسب ضروري مي‌نمايد.

مقام معظم رهبري در رابطه با صلاحيت نمايندگان معتقدند: « كسانى كه به وسيله شوراى نگهبان صلاحيت آن‌ها اعلام مي‌شود، معنايش اين است كه اين از حداقل صلاحيت مورد نياز برخوردار هستند. در بين كسانى كه اعلام مي‌شوند، افرادى هستند با صلاحيت‌هاى بالاتر، افرادى هستند در سطح پايين‏تر. هنر ملت ايران و مردم شهرها و حوزه‏هاى انتخابيه اين است كه دقت كنند، نگاه كنند، بشناسند اصلح را، بهترين را انتخاب كنند.»

حق انتخاب کاندید اصلح با مردم است و این نیز میسر نمی‌گردد مگر این که انتخاب کنندگان که مردم باشند٬ معیارهای مشخصی‌ همچون تعبد به ارزش‌های اسلامی، امانت‌داری، پرهیز از تجمل‌گرایی، استقلال‌خواهی و بیگانه‌ستیزی، صداقت در گفتار و رفتار، لیاقت و شایستگی، شجاعت و شهامت، توجه به محرومان و درماندگان و سایر فضیلت‌های اخلاقی را برای خود معین و تعریف نمایند.

متاسفانه در استان لرستان شاهد هستیم که طرف‌داران برخي از کاندیداها به جای تطبیق توانایی‌ها و عملکرد نامزد انتخاباتی مورد نظر خود با مسئولیتی که می‌خواهد بر عهده بگیرد، ملاک‌های قومیتی و طایفه‌ای را مد نظر قرار داده و از سایر معیارها و خصوصیاتی که می‌بایست یک کاندیدا جهت تصدی نمایندگی مردم در مجلس از آن بهره‌مند باشد، غفلت کرده‌اند. بدیهی است ضرر و زیان چنین انتخابی تنها دامن‌گیر فرد یا عده‌ای خاص نخواهد شد بلکه کشور و جامعه اسلامی ما بخصوص در آينده دور از آن متضرر خواهد شد و فرصت چهار ساله‌ای که می‌تواند راهی را برای برون‌رفت از برخی مشکلات و معضلات استان پیش پا بگذارد‌، از دست خواهد رفت.

سخن آخر این که یک کاندیدای مسلمان و شیعه که پیرو مکتب حضرت علی علیه السلام و دلسوز کشور و ملت می‌باشد در همه حال خداوند را ناظر بر اعمال خود مي‌بیند و این فرمایش گران‌قدر مولا را نصب‌العین خود قرار مي‌دهد که: « خداوندا! تو می‌دانی که فعالیت‌های بابك محررما تلاش‌های رقابت‌جویانه برای کسب قدرت نبود و در جستجوی ثروت و امکانات افزون‌تر دنیوی انجام نیافت، بلکه هدف ما [از به دست گرفتن قدرت] فقط بازگرداندن نشانه‌های دین تو و اظهار اصلاح در سرزمین‌های تو بود تا مظلومان از بندگانت امنیت یابند و قوانین معطل [و متروک] شده‌ات بر پای داشته شود.»

 

بابک محرر

کارشناس ارشد مدیریت دولتی

 

از مجلس شورای ملی تا مجلس شورای اسلامی (1) بخش اول: حکایت باژگونه و تراژیک مجلس خرم‌آباد

محمد کاظم علیپور/مقدمه: محمدعلی شاه، بنیاد استبداد صغیرش را بر ویرانه‌های مجلس گذاشت. روزی که به فرمان شاه، لیاخوف روسی، دهانۀ توپ‌هایش را به بهارستان نشانه رفت، سلطان مستبد قجری، چند روزی بود به بهانه تعطیلات و استراحت به باغ شاه رفته بود. پارلمان ملی که کانون اصلی جنبش مشروطه‌خواهی ملت ایران بود اینک زیر شلیک توپ‌های لیاخوف، هنرمندِ سیاست پیشه روسی به ویرانه‌ای بدل شده بود. مشروطیت بر قانون و آزادی پافشاری می‌کرد و مجلس شورای ملی، مرکز فعالیت مشروطه خواهان بود. از روزی که میرزا رضای کرمانی در پنجاهمین سال جشن سلطنت ناصرالدین‌شاه با شلیک تیر تپانچه‌اش آن گلوله را بر سینه سلطانِ قدر قدرت قاجاری دوخت حدود یک صدوبیست سال می‌گذرد.

نزدیک نیم قرن از شهادتِ شهیدِ فین می‌گذشت. سکوت و اختناق قجری و قتل فجیع قائم‌مقام و امیرکبیر، اینک در پنجاهمین سال سلطنتِ سلطانی که دروازۀ دلش به روی اجنبی، توطئه، مادر، زن و شراب باز بود، ناگهان طنین آن تیری که از تپانچه‌ی میرزا رضا شلیک شد و بر سینه ناصرالدین‌شاه نشست، در فضای سیاسی – اجتماعی ایران پیچید. اصحاب سخن و قلم پس از سال‌ها سکوت و اختناق قاجار، زبان به اعتراض گشودند. مرگ فجیعِ صاحب منشأت و قصه پر غصه و غم‌انگیز امیرکبیر که رگش را در کف حمام فین گشودند و خون آن بزرگ‌مرد بهای ایران خواهی‌اش شد. از پرده برون افتاد و بر ملا شد و زمینۀ جنبش مشروطیت را مهیا کرد و سبب ظهور و بروز نخستین تجربۀ آزادی‌خواهی در تاریخ معاصر ایران گردید.

مشروطیت جنبشی بود که با تمام ره‌آوردهای بلند مدت‌اش، فرجامی تلخ و هولبار برای مشروطه خواهان داشت و منجر به مرگ و تبعید و آوارگی آزادی خواهان گردید؛ سید جمال واعظ، نخستین قربانی مشروطه‌خواهی ملت ایران بود تا سرانجام با اشاره محمدعلی شاه، لیاخوف مجلس را به توپ بست و عصر استبداد صغیر آغاز شد و مجلسیان مشروطه‌خواه را یکجا به تبعیدی جزیره خارک فرستاد و برخی هم زیر یوغ استبداد به بند کشیده شدند و راهی سیاه‌چاله‌های محمدعلی شاه شدند. پاره‌ای نیز همچون علامه دهخدا از مهلکه گریختند و رهسپار بلاد فرنگ شدند؛ اما ملک المتکلمین و میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل دو بزرگ مردِ شریف مشروطه‌خواه که هردو نماد آزادی و مظهر آزادی‌خواهی بودند که نهال انقلاب مشروطه را با نثار خون خویش آبیاری کردند. روزی که ملک المتکلمین و میرزا جهانگیرخان را چونان بندیان به باغشاه آوردند و در برابر چشمان وقیح محمدعلی شاه به دار آویختند، شاه مشروطه کُش بساط عیش فراهم کرده بود و کباب بره به دندان می‌کشید. روایت می‌کنند کنار پیکر بردار شده آن دو بزرگ‌مرد، محمدعلی شاه نشست و یک شکم سیر و پر خورد و قاه‌قاه به ریش همۀ روشنفکران و آزادی خواهان مشروطه‌خواه خندید. جنش مشروطه، نخستین تجربۀ آزادی‌خواهی در تاریخ معاصر ایران بود؛ و فرجام تلخ آن به شهادت رسیدن سید جمال واعظ، ملک المتکلمین و صوراسرافیل و به بند کشیدن و تبعید و آوارگی خیل آزادی خواهان بود و سرنوشت مشروطه‌خواهی ملت ایران با به توپ بستن مجلس و آغاز استبداد صغیر، نخستین تجربه در تاریخ ایران معاصر را رقم زد.

 

بخش اول: حکایت باژگونه و تراژیک مجلس خرم‌آباد

 از روزی که اسدالله میرزا مشیرالسلطان، معروف به مبشرالسلطان نماینده‌ی خنثی و بی خاصیتِ غیرِ لرستانی در دوره‌ی مجلس اول ملی توسط پایتخت‌نشینان بر خرم‌آباد و حومه تحمیل شد تا همین دقیقه- اکنون، قصه‌ی نمایندگی این خطه به طرزی تلخ پر غصه و غم‌انگیز است. این مبشرالسلطان حتی یک قدم در راه محرومیت‌زدایی و توسعه‌ی خرم‌آباد برنداشت و اتفاقاً مبشرِ عقب‌ماندگی این خطه‌ی خطرخیزِ پربلا بود. «او حتی یک‌بار نام خرم‌آباد را در سال‌های وکالت بر زبان نیاورد.»

 حضور خنثی و بی‌ثمر وی سبب شد تا اهالی بهارستان نشین به این تلقی باژگونه و مخدوش برسند که خرم‌آباد نیاز به نماینده ندارد و همین نگرشِ کژاندیشانه، رهآوردی کژتابانه داشت و موجب شد تا خرم‌آباد در دوره‌ی دومِ مجلس شورای ملی نماینده نداشته باشد و مردم این اقلیم نامه‌ها و عریضه‌های خود را به محمدعلی بهجت دزفولی، نماینده‌ی خوزستان بنویسند.

 جمله‌ی آغازین و سطرهای نخستِ این نامه‌ها با عنوان «ما اهالی فلک‌زده‌ی خرم‌آباد»، قصه‌ی پر غصه و غم‌انگیز سرزمینی است که روزی، روزگاری صاحب شکوه و شوکتی دیرینه در تاریخ و تمدنی جهان بوده است. این حکایتِ تلخ و تراژیک در سال‌های واپسینِ سلطنتِ پهلوی دوم، به طرزی موهون و مهلک تصویری مخدوش از قوم لر ارائه داده است و مایه‌ی طنز و اسبابِ نکته‌گیری مردمان شریف این اقلیم گردیده است.

 در دوره‌ی پهلوی اول و دوم این قصه‌ی ملال‌آور همچنان ادامه داشت و تا آن جا پیش رفت که دوره‌ی نمایندگی خرم‌آباد با قیمت مشخص توسط وابستگان و بستگان رژیم و یا ملاکین معروف و صاحب نفوذ خریداری می‌شد.

 پس از انقلاب با دخل برخی ارفاقات این در بر همان پاشنه می‌چرخید، اما چندچیز در آن حذف شده بود؛ خرید و فروش، نفوذ ملاکین و صاحبان ثروت و وابستگان به رژیم. چیزی که به شدت نگران‌کننده بود این بود که خرم‌آباد در تمام دوران پس از انقلاب نیز هرگز نماینده‌ای جریان ساز و تآثیرگذار در مجلس نداشته است.

 انقلاب سبب شد بسیاری از شهرها و مناطق ایران از سایه به درآیند و در ساحتِ نظامی که بر جمهوریت و اسلامیت استوار بود، صاحب صدای رسایی در مجلس شورای اسلامی شوند.

 در خرم‌آباد با این که در برخی ادوار مجلس پس از انقلاب، آدم‌های کمی تا قسمتی تحصیل‌کرده و درس‌خوانده به بهارستان راه یافتند و بر کرسی مجلس شورای اسلامی تکیه زدند، اما هرگز و هیچ‌گاه صاحب طنینی در مجلس نبوده است و همچنان قصه‌ی مردمان این خطه پر غصه است و طنین رنج‌ها و دردها و مطالباتشان به محاق تاریخ معاصر ایران رفته است. مجلس برای مردم این خطه با این که مرکز استان بوده، هرگز بزنگاهی برای احقاق مطالباتشان نبوده است.

 امیدواریم مردمان این دیار، روزی نمایندگانی به مجلس بفرستند که به معنای راستین، رنج‌ها، دردها، غم‌ها و غصه‌هایشان را نمایندگی کنند.

 چشم‌انداز این افق تنها در سایه‌ی آرای آگاهانه‌ی مردم به دست می‌آید، مردمی که به سطحی از فرزانگی و فهم تاریخی، سیاسی برسند و انتخابشان به‌دوراز تمام ارزش‌های طایفگی و گرایشات قوم گرایانه باشد.

 

از مجلس شورای ملی تا مجلس شورای اسلامی (1)
بخش اول: حکایت باژگونه و تراژیک مجلس خرم‌آباد


ادامه دارد...

مجید دریکوند/ فعال اجتماعی، دانشجوی دوره دکترای علوم محیط زیست: محیط زیست امروز بیش از آنکه موضوعی صرفاً تخصصی باشد تبدیل به پدیده‌ای اجتماعی و فراگیر شده که اظهارنظر، فعالیت و تلاش در این حوزه دیگر کوچک و بزرگ نمی‌شناسد. هر چند که قبلاً هم تلاش برای محیط‌زیست به‌واسطه تلاش برای حفظ طبیعت خالی از لطف نبوده و نیست اما امروز در اهداف، فرآیندها و روش‌ها تغییرات چشمگیری ایجاد شده است. محیط‌زیست را امروز می‌توان یک موضوع اجتماعی چند بعدی که دارای ابعادی فرهنگی، اقتصادی، بین‌المللی، سلامت، امنیت عمومی و بسیاری موارد دیگر است دانست. آنچه که در آستانه ورود به قرن آتی شمسی مشخص است این است که حفظ محیط زیست، تلاش برای آن، مراقبت و بهبود مستمر، عدم‌تغییر و تخریب آن و ... تبدیل به یک مطالبه عمومی، فراگیر و مقتدر شده است.

 

 

گزارش کامل را در ادامه مطلب بخوانید...

ادامه نوشته

موفقیت هنرمند لرستانی در جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر


هنرمند لرستانی در بخش مسابقه نمایش‌های صحنه‌ای (طراحی صحنه) در سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر لوح تقدیر دریافت کرد.
به گزارش یافته، "روحان امامی» هنرمند لرستانی در آیین اختتامیه سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر که شامگاه دوشنبه 21 بهمن‌ماه در تالار وحدت برگزار شد، در بخش مسابقه نمایش‌های صحنه‌ای -(طراحی صحنه) تقدیر شد. امامی که در حال حاضر یکی از بهترین‌های طراحی صحنه در کشور است، برای نمایش‌ «شاه‌ماهی» از تهران لوح تقدیر و جایزه نقدی دریافت کرد. وی سال گذشته نیز یکی از تقدیر شدگان بود. آئین اختتامیه سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر شامگاه (۲۱ بهمن‌ماه ۹۸) به ایستگاه پایانی رسیده و با حضور سید عباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و همچنین جمعی از مسئولان هنرهای نمایشی و هنرمندان کشور، با معرفی و تجلیل از برگزیدگان به کار خود پایان داد.
 

نبرد با آسیاب‌های بادی (۱)

سهیلا والیزاده مرادی: یکی از شگردهای موفق کاندیداها و به طور اعم رهبران جنبش‌های کوچک و بزرگ جهان ایراد خطابه‌های پرشور و حال و اغواگری است که مخاطبان را در خلسه‌ی پیروزی و دستیابی به آن فرو می‌برد. از آنجایی که این بیانات مخاطب فردی ندارند هر کدام از افراد جامعه‌ی هدف خود را در چشم‌انداز روشن آن خوشبختیِ پیش رو سهیم می‌دانند و یارای مقاومت ندارند.

در واقع به طور غیرمستقیم مخاطبان را ملزم به قبول چیزی می‌کنند که نیازی به آن نیست یا اصولاً از دسترس آن‌ها خارج است اما سخنان آن‌ها مانع ادراک شرایط موجود و قدرت تصمیم‌گیری صحیح می‌شود بنابراین رفتار جامعه هدف همان چیزی است که خطیبان و کاندیداها با القا حس آزادی در انتخاب به آن‌ها تحمیل کرده‌اند.

در شعارهای پرشور و بدون پشتوانه‌شان دقت کنید. چشم‌اندازهایی که رسیدن به آن‌ها مستلزم تغییرات عمده‌ای در سیاست‌های کلان حکومت است و از عهده هیچ‌کدامشان ساخته نیست.

در نظر بگیرید که در دوره‌های پیشین شهر ما هیچ نماینده‌ای در مجلس یا شورای شهر نداشت، به‌راستی چه اتفاقی می‌افتاد؟

لابد کارخانه‌های عظیم، حضور سرمایه گذران داخلی و خارجی، تولیدهای کوچک و بزرگ را که حالا نان بر سر سفره مردم محروم این دیار آورده‌اند نداشتیم و نیروی کار و فکر ما ناچار به عسلویه، بندرعباس، اصفهان، تهران و ...کوچ می‌کرد. می‌بینید بودن و نبودن اغلب آن‌ها جز در جابجایی نیروها و مدیران سازمان‌های داخلی و چند سخنرانی و ارائه طرح بدون تصویب که از آن به‌عنوان رزومه یاد می‌کنند و البته چند حرکت دم دستی اعتراض‌آمیز چیزی نبوده و تأثیری هم بر چهره شهر نداشته‌اند.

اساساً ما لرها به‌رغم ظاهر خشن و زبان تندوتیزمان مردمی به‌شدت سازش‌کاریم تا حد ممکن از بحث و گفتگو و انتقاد گریزانیم و به طرز عجیبی با همه مصیبت‌هایی که بر سرمان می‌آید کنار می‌آییم.

واضح‌ترین نمونه آن انتخاب نمایندگانی است که با شوق‌وذوق و به امید معجزه به بهارستان می‌فرستیم و خیلی زود ناامید می‌شویم و این بت خودساخته را تخریب می‌کنیم؛ اما این روند، بازدارنده ما از خیال‌بافی و بزرگ کردن کاندیداهای بعدی نیست. آدم‌هایی معمولی، کم‌سواد، کم تخصص و میان‌مایه را با کلمات اغراق‌آمیز به اوج می‌بریم که بنده خدا هم باور می‌کند ناجی بزرگ خلق است و باید با آسیاب‌های بادی بجنگد.

به تجربیات گذشته، نومیدی‌های پی‌درپی از اغلب نمایندگان فکر کنیم.

 حقیقت این است که دگرگونی و تغییر در شرایط موجود نیازمند جهشی فکری و عملی در سیاست‌های کلان حکومت است. از سوی دیگر ما نیز در جهان تکنولوژی و سرعت، پس‌مانده‌های ذهن قبیله گرای یک قرن پیش خودمان را دور بریزیم و در اسلوبی تازه مطالبه گر حقوق تغییر یافته خود باشیم. حقوقی که در القاء دروغ‌های خیرخواهان بزرگ و ناجیان پوشالی تعبیری واژگونه یافته‌اند در حالی که مسئله چیز دیگری است.

 

. پی‌نوشت:

دن کیشوت یا دن کیخونه دلامانچا رمانی از نویسنده اسپانیایی سروانتس ترجمه زنده‌یاد محمد قاضی. ماجرا از این قرار است که مردی حدود ۶۰ ساله به شوالیه گری علاقه‌مند می‌شود و به دنبال مأموریتی شرافتمندانه و آرمانی می‌خواهد تمام اشتباهات عالم را درست کند اما چون دچار توهم شده آسیاب‌های بادی را هیولا می‌بیند و در نهایت دوستان خودش را مجروح می‌کند. نکته جالب اینکه رفقایش می‌دانند دن کیشوت بیچاره دچار توهم شده اما او را همراهی می‌کنند ...

 

هفدهم بهمن‌ماه 1398

چگونه انتخاب کنیم؟

در روزهای اخیر یکی از مسایل مهمی که در بین اقشار جامعه مطرح می‌باشد انتخابات مجلس است، با توجه به رشد و آگاهی فکری در امور سیاسی و اجتماعی در جامعه ایرانی در این زمینه تحلیل‌های متفاوتی وجود دارد:

شجاع دریکوند: فرا رسیدن ایام الله دهه فجر را خدمت همه شما مردم شریف تبریک عرض می‌نمایم و یاد میکنیم از شهدای گرانقدر این مرز بوم که با نثار جان خود باعث استقلال این کشور شدند و حق انتخاب را برای مردم به یادگار گذاشتند.
در روزهای اخیر یکی از مسایل مهمی که در بین اقشار جامعه مطرح می‌باشد انتخابات مجلس است، با توجه به رشد و آگاهی فکری در امور سیاسی و اجتماعی در جامعه ایرانی در این زمینه تحلیل‌های متفاوتی وجود دارد:

 

✔ جمعی حضور را تکلیف شرعی می‌دانند، گروه های سیاسی و احزاب به نحو دیگری با موضوع مواجه می‌شوند و فعالین اجتماعی و صنفی و گروهی نیز به خاطر قومیت و شناخت فردی انگیزه حضور پیدا میکنند. به هر دلیلی که باشد محترم است.

 

✔ به عنوان یک فعال اجتماعی و دغدغه‌ای که برای توسعه کشور و استان و محل زندگی خود دارم و سوا لاتی که مردم دارند به نکاتی در این زمینه اشاره میکنم.

 

✔ حق انتخاب بر اساس قانون اساسی برای هر فرد ایرانی جزء حقوق اصلی اوست، اگر از آن استفاده نشود مسئولیت به عهده فرد می‌باشد، با توجه به چهل سال تجربه در زمینه‌های اجتماعی و سیاسی قاطع عرض میکنم ایده آل مطلق وجود ندارد بلکه آرمانها همیشه نسبی به دست خواهند آمد بنابراین قهر کردن با صندوق رای ضرری مضاعف برای مردم و امنیت ملی در پی خواهد داشت و اطمینان دارم مردم به این امر واقف هستند.

 

✔ اما در حوزه انتخابیه خرم‌آباد و چگنی و بخش‌های تابعه برای کسی که می‌خواهد به‌عنوان نماینده مجلس انتخاب شود فاکتورهایی قائل هستم:

۱_کاردانی و تخصص و تعهد

۲_ قدرت تصمیم‌گیری

 ۳_ صداقت در گفتار و رفتار

 ۴_پاسخگویی به مردم

۵_ تعامل با مسئولین کشوری و استانی

 

✔ اینها از مشخصات اولیه نماینده مجلس می‌باشد که البته در جامعه لرستان به علت مشکلات و گرفتاری‌های مردم شاخص انتخاب با سایر نقاط کشور متفاوت است. صداقت در رفتار و گفتار و کردار یک نماینده قبل از انتخابات و بعدازآن از مهم‌ترین فاکتورهاست. به قول معروف وقتی‌که ((رفتند پشت سر را نگاه نکنند اگر هم نگاه کردند فقط به تیره و تبار خود نگاه نکنند))

 

✔ یکی از نقاط ضعف انتخاب شوندگان اعمال نظرات بخشی است که باعث کاهش اطمینان مردم می شود، آنچه که مهم است این است که اولویت‌های حوزه انتخابیه با مشورت نخبگان بررسی و برنامه‌ریزی شود. اگر به حوزه انتخابیه نگاهی گذرا بی اندازیم به نیازهای اساسی پی خواهیم برد. به ترتیب اولویت میتوان مهمترین مشکل این حوزه را بیکاری قشر جوان دانست. ۸۰ درصد این قشر دارای مدرک بالای علمی هستند که بیکاری این قشر تحصیل‌کرده بسیار نگران‌کننده می‌باشد این موضوع نیاز به همفکری ملی و استانی دارد با تخصیص بودجه سرانه کار درست نمی‌شود باید چاره ای اندیشید چون در پی اشتغال است که توسعه همه جانبه پیش خواهد آمد و این امر به امنیت ملی و آرامش عمومی کمک خواهد کرد، انگیزه جوان را برای تشکیل خانواده بالا خواهد برد و در یک کلمه خیال خانواده‌ها راحت خواهد شد این امر در ۴۰ سال گذشته مطرح بوده و باید یک جایی تمام شود.

 دومین مشکل حوزه انتخابیه مبلمان شهری، فضای ورزشی و فرهنگی، توسعه گردشگری و همچنین ایجاد زیرساخت‌های توسعه و تقسیم عادلانه امکانات زیربنایی برای کل شهر در تمامی نقاط شهرستان خرم‌آباد و بخش‌های تابعه خصوصا شهرستان چگنی است. علاوه بر موارد فوق نیازهای اختصاصی وجود دارد که در این مقاله نمی‌گنجد.

✔ غرب و جنوب شهر که از قدیمی ترین محلات هستند و بیشترین تراکم جمعیتی را دارند فاقد کمترین حجم خدمات هستند و این در حالی است که آراء این دو منطقه برای انتخاب شوندگان تعیین کننده می‌باشد.

✔ به‌هرحال پیشنهاد می‌کنم که با حضوری قوی از بین افراد مطرح‌شده به کسانی رای دهیم که فراجناحی و فرا قومی عمل می‌کنند و از امتحان صداقت در گفتار و کردار سربلند بیرون آمده باشند، این چنین افرادی در صورت موفقیت، عدالت در توزیع منابع، انتخاب مدیران شایسته، به‌کارگیری نیروهای جوان از همه طیف‌های اجتماعی و قومی را سرلوحه کار خود قرار می‌دهند و از مدیرانی حمایت می‌کنند که تجربه کافی را در کار خود داشته باشند و به سراغ مدیر توانمند میروند نه اینکه مدیر به سراغ نماینده بیاید. این چنین افرادی پاک دستی و خضوع را در مقابل مردم تا پایان دوره نمایندگی حفظ می‌نمایند و با کمک نخبگان و طیف‌های مختلف اجتماعی و سیاسی و هماهنگی با سایر نمایندگان شهرها آنچه استحقاق مردم لرستان می‌باشد ایفاء نمایند.

درپایان آرزوی سعادت برای مردم و خدمتگزاری برای منتخبین را از خداوند متعال دارم.

 

چگونه انتخاب کنیم؟

تعلقات طایفه‌ای؛ آری؟!

سهیلا والی زاده: انتخابات به خودی خودش کاندیداها و اطرافیانشان را به جنب و جوش و پویایی چندماهه‌ای وادار می‌کند. در دنیای معاصر که در پرتو تبلیغات تشخیص واقعیت از دروغ بسیار دشوار است کاندیداها هم گاهی چنان ماهرانه دم از معجزه می‌زنند که بیچاره خلق نمی‌تواند باور نکند. آن‌هم در شرایطی که خود رئیس جمهور هم به آن‌همه شعار رنگین که در اردیبهشت ۹۶ وعده داد نتوانست یا نخواست که جامه عمل بپوشاند.

در بعضی استان‌ها هنوز طایفه‌گرایی قدرتمند است و انتخابات و مصالح آن این حس تعلق مندی متحجرانه را پررنگ‌تر می‌کند؛ زیرا افراد زیادی که فاقد توانمندی‌های خاص دنیای مدرن و شایستگی‌های لازم برای کسب صندلی‌های سرنوشت‌ساز یک جامعه هستند، می‌توانند با تکیه‌بر عواطف و احساسات طایفه‌ای و دل‌بستگی خونی احساس توانایی کاذب کرده و بتازند که البته در صورت موفقیت به‌جز چند استخدام ساده خویشاوندی از عهده‌ی هیچ کار مهم دیگری بر نمی‌آیند.

با این همه ما ملتی هستیم که اشتباهات خودمان را دوباره و ده‌باره تکرار می‌کنیم. ازآنجایی‌که ما هرگز برای زندگی درست و انتخابات اصولی و اندیشمندانه آموزش ندیده‌ایم و عادت به تفکر و چرایی در اشتباهات بزرگ و تاوان نداریم به این راحتی‌ها راه را از چاه نخواهیم شناخت زیرا شور و هیجان غالب پوپولیستی و عوامانه اجازه عمل‌گرایی به متفکران جامعه را نخواهد داد.

بی‌فایده است تکرار حرف‌هایی که مخاطبان آن هنوز زیر علم شعارهای پوچ و وعده‌های استخدامی و ...سینه می‌زنند اما نمی‌توانم از گفتن این سخن بازبمانم که دوستان عزیز ما روزها و سال‌های سختی پیش رو داریم. بدون هیچ تعارفی اصلاً طلبی و اصولگرایی به مفهوم درست آن بسیار رنگ‌باخته است زیرا به‌عنوان یک شهروند، یا ایرانی حضور بزرگان این دو جناح در مقاطع مهم تصمیم‌گیری‌های کشور دیده نمی‌شود.

دولت تدبیر و امید که ملت را از همه دولت‌های پیشین ناامیدتر کرد و نتوانست جلوی رشد سه برابری یک‌شبه بنزین را بگیرد. تاوان همه این‌ها را ملت پس می‌دهد و دولتمردان ما که ناچار نیستند با حقوق‌های سه چهار میلیون تومانی مخارج یک ماه خانواده را تأمین کنند نمی‌توانند درک درستی از معیشت سخت ما داشته باشند.

آن عده‌ای که می‌گویند گرانی بنزین ربطی به بقیه چیزها ندارد یا در تمام عمرشان اصول ساده اقتصاد را نخوانده اند یا اینکه منافعشان در ابراز این دروغ بزرگ است.

حداقل در این انتخابات پیش رو مراقب باشیم و اجازه ندهیم کاندیداهای بدون رزومه سازمانی و مدیریتی ما را به سمت هوچی گری و تعلقات طایفه‌ای بکشانند.

تعلقات طایفه‌ای؛ آری؟!

ظریف یک لرستانی را به عنوان معاون منصوب کرد

وزیر امور خارجه یک لرستانی را به عنوان، معاون امور حقوقی و بین‌الملل معرفی کرد.


به گزارش پایگاه خبری یافته، «محسن بهاروند» از سوی «محمدجواد ظریف» به‌عنوان معاون امور حقوقی و بین‌الملل معرفی شد.

‍ پیش از بهاروند، غلامحسین دهقانی این سمت را بر عهده داشت.

«بهاروند» از دی‌ماه 97 به‌عنوان دستیار وزیر و مدیرکل آمریکای وزارت امور خارجه خدمت می‌کرد.

 

آشنایی با محسن بهاروند

محسن بهاروند سال 1345 در روستای تلوری‌علیا از توابع خرم‌آباد به دنیا آمد؛ وی مقطع دبیرستان را در خرم‌آباد طی کرد. سپس برای ادامه تحصیل به تهران رفت و موفق شد در دانشکده روابط بین‌الملل با مدرک کارشناسی و در دانشگاه شهید بهشتی در رشته‌ی حقوق بین‌الملل، گرایش «حقوق بشر» با مدرک کارشناسی ارشد فارغ‌التحصیل شده و در وزارت امور خارجه مشغول به کار شود.

بهاروند مدتی نیز در دانشگاه ژنو سوئیس در رشته‌ی حقوق و در مقطع دکتری مشغول به تحصیل شد که به علت مشغله کاری از ادامه تحصیل انصراف داد.

از سوابق بهاروند می‌توان به رییس اداره حقوقی و معاونت اداره کل آمریکای لاتین وزارت امور خارجه اشاره کرد که در طول حضورش در آمریکای لاتین با «مارادونا» اسطوره فوتبال جهان دیدار کرد که در این دیدار، مارادونا با حضور در سفارت ایران در بوینس‌آیرس، پیراهن شماره 10 خود را در مراسمی رسمی تحویل وی داد تا به مردم ایران هدیه کند.

وی همچنین به‌عنوان سفیر ایران در آرژانتین برای حل‌وفصل اختلاف دو کشور در مورد پرونده انفجار مرکز یهودیان آن کشور اعزام شد که حاصل این مأموریت امضای یادداشت تفاهم بین ایران و آرژانتین برای حل اختلاف شد. این یادداشت تفاهم در سال 2013 بین علی‌اکبر صالحی وزیر امور خارجه سابق جمهوری اسلامی ایران و وزیر خارجه آرژانتین در آدیس‌آبابا پس از مذاکرات طولانی و فشرده امضا شد؛ پس از بازگشت از این مأموریت بود که وی به سمت معاون بخش آمریکای لاتین وزارت امور خارجه منصوب شد و پس از مدتی بهاروند به عنوان یکی از اعضای تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای که به‌صورت محرمانه با آمریکا مذاکره می‌کردند برگزیده شد. این کار از اواسط سال 1390 شروع و تا روی کار آمدن دولت جدید ادامه داشت و حل‌وفصل مسئله هسته‌ای در آن زمان شکل گرفت تا ادامه کار به دولت فعلی محول شد.

این دیپلمات لرستانی معاون دبیر کل سازمان حقوقی مشورتی آسیا و آفریقا آآلکو (آلکو) AALCO را نیز در کارنامه دارد.

«بهاروند» ازدیماه 97 به‌عنوان دستیار وزیر و مدیرکل آمریکای وزارت امور خارجه خدمت می کرد.

 از بهاروند مقالات متعددی به زبان‌های فارسی، انگلیسی و اسپانیایی منتشر شده و کتابی نیز با نام "ایرانیان عامل جنایت یا قربانیان جنایت" در رابطه با انفجار مرکز یهودیان در بوینس آیرس در 400 صفحه و به زبان اسپانیایی در آرژانتین منتشر کرد، وی در این کتاب حقایق شگفت‌انگیزی از فعالیت صهیونیست‌ها و گروه‌های فشار برای اتهام زدن برعلیه کشورمان در مجامع بین‌المللی را بازگو می‌نماید.

تمرکز روی کدامیک؟!

شهرامی شرفی: این موضوع کاملاً طبیعی است که کاندیداهای مختلف انتخابات‌ها از جمله انتخابات مجلس، روش‌های متنوعی برای تبلیغات دارند.

مثلاً یک کاندیدا می‌آید یک کاغذ در دست می‌گیرد و کوچه و خیابان شهر را طی می‌کند و از شهروندان تقاضا می‌کند به او رأی بدهد؛ یک نفر دیگر ممکن است از روش «تبلیغات بدن» استفاده کند و مثلاً بدن خود یا اطرافیان را به مدت چند دقیقه یا چند ساعت در زیر برف در فصل زمستان قرار دهد؛ کاندیدای دیگر ممکن است از روش کارونال های انتخاباتی خیابانی، بهره ببرد؛ شخص دیگری احتمال دارد به روش سنتی و خانه به خانه رفتن، متوسل بشود و سایر روش‌ها ـ برخی روش‌ها جدید هستند ـ که در روش‌سنجی تبلیغات و اطلاع‌رسانی، وجود دارند.

این‌ها همگی، در روش‌شناسی تبلیغات انتخاباتی، وجود دارند و چه‌بسا برخی از این روش‌ها خلاقانه هم باشند؛ مثلاً یک نفر بیاید و روش تبلیغاتی‌اش، روی دو دست راه‌رفتن به طول 200 متر باشد و سایر روش‌ها همچون گفتن اینکه: بیایید و پرواز مرا با پاراگلایدر در فلان منطقه تماشا کنید و سایر روش‌ها.

اما موضوع اصلی، خلاقیت در تبلیغات انتخاباتی نیست؛ بلکه موضوع اصلی این است که برای مثال: روی دو دست راه رفتن به مدت چند دقیقه، به معنی داشتن برنامه برای توسعه محلی، منطقه‌ای، استانی و ملی است؟

اگر شخصی در روش تبلیغاتش، روی دو دست راه برود تا مردم تماشا کنند ولی برنامه‌ای برای ارتقای شاخص‌های توسعه در چارچوب وظایف مجلس، نداشته باشد آیا صرف یک روش نو در تبلیغات برای رأی دادن به او کفایت می‌کند؟

 

یا اینکه اصل موضوع، برنامه محوری کاندیداست؟

به دیگر سخن، به جای اینکه صرفاً به جنبه‌های جلب‌توجه و روش‌های تبلیغات و اطلاع‌رسانی توجه کنیم باید به این موضوع توجه کنیم که کاندیداها تا چه سطحی دارای برنامه برای مثلاً کاهش نرخ بیکاری در استان لرستان هستند؟

 

یا اینکه کاندیدای مربوطه تا چه سطحی دارای تجربه و توانمندی کاری موفق مدیریتی در گذشته بوده است؟

برنامه‌های کاندیدا برای ارتقای شاخص‌های مختلف توسعه‌ محلی و استانی چیست؟

توسعه ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دارد.

برنامه‌های یک کاندیدا در این رابطه چیست؟

این نکته ضرورت دارد که به جای اینکه به روش‌های تبلیغات و جذابیت این روش‌ها، نگاه کرده و تمرکز کنیم باید روی سطح مطالبه‌گری و سنجش توانمندی‌های کاندیداها در ارائه برنامه‌های مصداقی و قابل‌اجرای کارشناسی برای توسعه پایدار، توجه کنیم.

اعتراض مدنی و انتخابات!

سهیلا والیزاده مرادی: به نظر می‌رسد در اغلب کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه نیل به اهداف اقتصادی و ارتقاء آن که رابطه مستقیم با سطح زندگی، معیشت، اخلاق و عفت عمومی دارد اصلی‌ترین مطالبه‌ی عمومی جامعه است چیزی که در کشور ما همیشه در درجه چندم اولویت قرار می‌گیرد و به تبع آن شکاف‌های عمیق فرهنگی، اقتصادی و حتی سیاسی در جامعه روز به روز بیشتر می‌شود. در چنین شرایطی که مهار جامعه از دست افراد پاکدست، توانمند، متخصص و دلسوز خارج شده است می‌توان سواد، نیرو و آگاهی خود را برای ارتقاء زیرساخت‌های فرهنگ عمومی متمرکز کرد تا افراد سطح پایین نتوانند شتاب بیشتری به سقوط و انحطاط آن بدهند.

انتخابات نادرست و مبتنی بر هیجانات کاذب که البته قسمت عمده‌اش ناشی از انزوای افراد کاریزماتیک، جسور و پاک دستی است که به دلایل گوناگون پا به عرصه نمی‌گذارند و میدان خالی جولانگاه ترک‌تازی افراد میان‌مایه و ناکارآمد می‌شود و درنتیجه شکست‌های پیاپی و انسدادهای متوالی در برابر چالش‌های بزرگ کشور (مسئله اقتصاد و مبارزه با فساد و رانت و ...) است. از سوی دیگر عملکرد ضعیف نمایندگان ناکارآمد باعث دلسرد شدن مردم به انتخاب نماینده مجلس و شورای شهر شده است در این شرایط هواداران کاندیداها دست بهروش‌های غیرعقلانی و بر پایه جو زدگی می‌شوند و حس می‌کنند روش‌های خردمندانه‌ای برای جلب آرای عمومی وجود ندارد یا تأثیری ندارد.

 

در لغت‌نامه معنای مسخرگی و لودگی را از هم جدا دانسته زیرا مسخرگی شغل است ‌و لودگی تنها برای خنده خود شخص و اطرافیانش ...

رسانه ملی در ایجاد فضای مسخره گی بیشترین نقش را دارد و با پرداخت حقوق‌های نجومی به کسانی از قبیل مدیری و جوان و ...سعی داشته که قدرت تجزیه تحلیل درست را از افراد بگیرد و روح اعتراض نسبت به تناقض‌های آشکار از بین برده و خنثی کند تا جایی که مهران مدیری بارها در برنامه‌های خود اعلام می‌کند (من طرف شمام) با القاء این حس که مردم مقابل حکومت هستند البته ایشان با یک دستمزد غیرقابل‌تصور برای عامه مردم و در رسانه حکومت علیه آن‌ها.

زیرا بار معنایی کلمات کاهش یافته و همه واژگان در خدمت مطامع سیاسی در آمده‌اند و تعارض و تناقض زیادی در شعار و عمل مسئولین وجود دارد و خوشبختی و معیشت مردم به درجه‌های آخر تنزل یافته‌اند؛ و بیان این‌همه تعارض هم مخالفت تلقی می‌شود؛ و مسخرگی به عنوان یک ابزار قدرت خیلی خوب می‌تواند باعث سازگاری هر چه بیشتر جامعه با زخم‌هایشان شود. نمونه اینکه برای تلخ‌ترین دردها هم در شبکه‌های مجازی جوک ساخته و آن را عادی و حتی خنده‌دار تلقی می‌کنند.

در چنین شرایطی بهترین شکل ممکن و ملموس از آزادی تائید همه‌جانبه‌ی تمامی ابعاد و سیاست‌های اقتصادی، فرهنگی و ...است. در خرم‌آباد ما هم در هر دوره انتخابات با یک مدیده خاص مواجه می‌شویم و تائید مردم به خیال اینکه با یک فرد معترض (از گونه‌ای دیگر) طرف هستند ما را مضحکه خاص و عام می‌کند.

اگر چه مجلس دهم مجلس کارآمدی نبود تا جایی که در تورم ۳۰۰ درصدی بنزین کوچک‌ترین واکنش اعتراض‌آمیزی با ادله تسریع سقوط طبقه متوسط به ضعیف از خود بروز ندادند.

 

اما نگرش متقابل ما و انتخاب آن نه‌تنها بازدارنده‌ی این رفتارهای سخیف و دم‌دستی نخواهد بود بلکه مهر تأییدی است بر گسترش هر چه بیشتر این فرهنگ مخرب و ویرانگر که برخی به اشتباه آن را نوعی اعتراض مدنی و مبارزه آرام با فساد مسئولین می‌پندارند.

در حالی که به نظر نگارنده یکایک ما همان قدر که وظیفه داریم به عنوان یک ایرانی با فساد، تباهی و زشتی به هر توش و توانی که داریم مبارزه کنیم به همان اندازه بایستی برابر گسترش لودگی و دلقک‌بازی‌های حقیر بایستیم زیرا بدون شک این رفتار در نهایت به نفع قدرت خواهد بود و ابزاری برای از بین بردن روح اعتراض جمعی است و سرانجام هم‌صدایی با آن ایجاد جامعه‌ای است که دلقک‌ها با معیارهای حقیر خود می‌سازند.

اعتراض مدنی و انتخابات!

فرمانده دلیر لرستانی در بستر خاک آرمید

مراسم تشییع و خاکسپاری پیکر مرحوم "بهمن صفایی‌راد" در تهران برگزار شد.

به گزارش یافته، صبح یکشنبه 13 بهمن ماه 98، مراسم تشییع پیکر مرحوم "بهمن صفایی‌راد" در تهران -فاز یک اکباتان با حضور جمعی از هم‌زمان، لرستانی‌ها، آشنایان و خانواده داغدارش آغاز و در بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

مرحوم "بهمن صفایی‌راد" فرمانده لشکر ۸۴ ارتش لرستان در سال‌های ۱۳۷۲ و ۱۳۷۳ روز جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۸ به سن ۸۱ سالگی دار فانی را وداع گفت.

امیر سرتیپ «بهمن صفایی راد» فرزند سرهنگ «حشمت‌الله صفایی‌راد» از فرماندهان اسبق لشکر پنجم ارتش خرم‌آباد در دهه‌های ۳۰ و ۴۰ و از شُعرای خوش‌قریحه قوم لُر است.

وی و برادرانشان از فوتبالیست‌های تیم خرم‌آباد در دهه ۳۰ بودند و پیشکسوت ورزش لرستان نیز هستند.

فرمانده دلیر لرستانی در بستر خاک آرمید+ تصاویر

شایان ذکر است محلس ترحیم از ساعت ١۵:٣٠ تا ١٧ روز دوشنبه ١۴ بهمن‌ماه- اکباتان فاز ٢- مسجد امام خمینی برگزار خواهد شد.

مراسم یادبود این فرمانده دلیر لرستانی دوران دفاع مقدس پس از تهران و اصفهان در خرم‌آباد برگزار می‌شود که زمان و مکان آن به اطلاع عموم خواهد رسید.






 خبر : قاسمی/ تهران

ویروسی مخرب‌تر از کرونا

لاابالی‌گری و طنازی برخی افراد و شیطنت رندانی که حتی حاضرند سرنوشت شهر، دیار و آینده فرزندان و نسل آینده این سرزمین را با نیت‌های گاه مغرضانه مختلفی چون لجاجت‌های منفعت طلبانه و خیره‌سری‌های کودکانه و یا از سر شوخی و لودگی ذاتی مورد مضحکه و بازیچه قرار دهند.

گویند فردی نزد رندی رفت و گفت که من می‌خواهم مشهور شوم و به قول معروف اسم در کنم و سری بین سرها درآورم ولی هیچ هنری و قابلیتی هم ندارم شما چه توصیه‌ای برای من دارید؟ آن رند با زیرکی گفت فردا صبح قبل از طلوع خورشید به چشمه بالای ده برو و درون آب چشمه اجابت مزاج کن پس از خبردار شدن مردم و پرس‌وجو و پیدا کردن عامل این رفتار مایه لعن و نفرین مردم روستا می‌گردی او نیز چنین کرد و شهره خاص و عام شد.

حال و روز این روزهای برخی کاندیداهای شهر، استان و کشور ما هم حکایت همین تمثیل است که برای اسم در کردن به هر کاری تن داده‌اند و با حرکات نامتعارف به دنبال جلب نگاه‌ها به سمت خود هستند.

البته تا اینجای کار مساله شخصی است و آن‌ها مختارند پاپوش خود بر سر چوب کنند و عرض خود ببرند، اما آنجا این مسئله قباحت دارد که این فرومایگی در سطح افکار عمومی چنان انعکاس بدی داشته که موجب ایجاد ذهنیت بد و مسمومی در سطح جامعه و افکار عمومی دیگر نقاط کشور نسبت به مردمان اصیل، با سابقه و تاریخ هزاران ساله فرهنگ و تمدن این استان شده است و روزانه شاهد بازتاب گسترده آن در اجتماعات و فضاهای عمومی و خصوصی و تیتر یک ستون‌های طنز جراید و کانال‌ها و گروه های فان شده و به‌تبع آن موجبات تمسخر و استهزا مردم شرافتمند، آبرودار و اصیل و با نجابت استان را در میان دیگر هم‌وطنان  بوجود آورده.

بدتر آنکه عده‌ای رند درنهایت کج‌سلیقگی این سقوط اخلاقی را تحت عناوینی چون نافرمانی مدنی و دهن‌کجی به سیستم معیوب نظارتی در فعالیت‌های سیاسی، اجتماعی می‌نامند و این رفتار ناشایست را چنان پر و بال می‌دهند که گویی فتح الفتوح نموده‌اند که عنان امور خود را به دست برخی سپرده‌اند، در حالی که هر ناظر آگاه و با انصاف و اندیشمندی با نگاهی ژرف به موضوع واهی بودن این ادعا را متوجه می‌شود، چون برای نافرمانی مدنی و اعتراض به نارضایتها، راه‌های مختلفی چون انداختن رأی سفید به صندوق و ... وجود دارد.

این خودزنی دسته‌جمعی مانند این است که شما برای اعتراض به نحوه برگزاری یک مسابقات اسب‌سواری، لخت‌وعور سوار بر الاغ  در کوی و برزن شهر بگردی و تمسخر و ریشخند جماعت را به حساب موفقیت تز و ایده خود و همراهی و همدلی جماعت بپنداری، قبلاً و در برخی انتخابات نابخردانه قبلی که ثمرات نامیمون و زخم‌های به‌جای مانده از آن همچنان هویداست و هراز چند گاهی گریبان مردم شهر و استان را می‌گیرد،و ذکر خیرش در جای‌جای این کشور هنوز هم که هنوز است ورد زبان است.

 نوشتیم و گفتیم که نادانی یک ویروس است ویروسی کشنده‌تر و مخرب‌تر از کرونا، امان از روزی که شیوع پیدا کند که هیچ واکسن و دارو و درمانی جلودار آن نیست؛ پس تا دیر نشده نخبگان و تحلیل گران و اصحاب رسانه دست‌به‌دست هم دهیم و پیشگیری کنیم از سرایت این ویروس.

 

 




آرش کاظمی/ یافته

 

توجه: هرگونه استفاده از مطلب با ذکر منبع و نام نویسنده، نشانه‌ی احترام شما به تلاش آن‌ها است.

 

فرمانده دلیر لرستانی در بستر خاک آرمید

مراسم تشییع و خاکسپاری پیکر مرحوم "بهمن صفایی‌راد" در تهران برگزار شد.

به گزارش یافته، صبح یکشنبه 13 بهمن ماه 98، مراسم تشییع پیکر مرحوم "بهمن صفایی‌راد" در تهران -فاز یک اکباتان با حضور جمعی از هم‌زمان، لرستانی‌ها، آشنایان و خانواده داغدارش آغاز و در بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

مرحوم "بهمن صفایی‌راد" فرمانده لشکر ۸۴ ارتش لرستان در سال‌های ۱۳۷۲ و ۱۳۷۳ روز جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۸ به سن ۸۱ سالگی دار فانی را وداع گفت.

امیر سرتیپ «بهمن صفایی راد» فرزند سرهنگ «حشمت‌الله صفایی‌راد» از فرماندهان اسبق لشکر پنجم ارتش خرم‌آباد در دهه‌های ۳۰ و ۴۰ و از شُعرای خوش‌قریحه قوم لُر است.

وی و برادرانشان از فوتبالیست‌های تیم خرم‌آباد در دهه ۳۰ بودند و پیشکسوت ورزش لرستان نیز هستند.