تصاوير خاطره‌انگيز رزمندگان لشكر 84 خرم‌آباد در سال‌هاي جنگ

شايد براي آن‌ها كه روزي جان‌شان را طبق اخلاص نهادند تا يك وجب از خاك كشورمان توسط صدام و جيره‌خوارانش غصب نشود، ديدن برخي تصاوير جبهه و جنگ، تداعي‌كننده‌ي روزهاي باورنكردني در زندگي‌شان باشد.

جوانان ديروز، غيرت را براي امروزي‌ها معنا كردند تا همچون هميشه "گذشته چراغ راه آينده باشد".


                                          به بهانه هفته دفاع مقدس تصاويري از رزمندگان لرستاني طي سال‌هاي دفاع مقدس تقدیم می گردد:
 

نيروهاي لشكر 84 خرم‌آباد در كنار حضرت آيت‌الله خامنه‌اي(نفر وسط رديف ايستاده) و شهيد مجيد حدادعادل(نفر دوم نشسته از چپ) سال 1359؛ عكس از آرشيو: سرهنگ پاسدار اصغر بهرامي (نفر سوم از راست در رديف بالا)
 

 

 رهبر انقلاب و نيروهاي لشكر 84 لرستان 1359

تصويري از رهبر معظم انقلاب و نيروهاي لشكر 84 لرستان؛ سال 1359

منطقه عملياتي دهلران (استان ايلام) غرب كشور

ايستاده از راست: [سرهنگ] اصغر بهرامي، ؟ ، [شهيد] مجيد حدادعادل، حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، ؟ و [مرحوم] سرهنگ حسن‌رضا كلانتري (فرمانده لشكر 84 خرم‌آباد)

 

 

يكم فروردين 1365 جشن نوروز توسط رزمندگان لشكر 84 در منطقه مهران

عكس از آرشيو: سرهنگ محمدباقر طولابيان (نفر دوم نشسته از چپ)

 

سرتيپ‌دوم بهمن صفايي‌راد(نفر چهارم از چپ)  فرمانده لرستاني لشكر 84

عكس از آرشيو: سيدجمال بحرالعلوم

 

واليبال رزمنده‌هاي لرستاني در مناطق عملياتي؛ سال 1364

 

جمعي از نيروهاي لرستاني در پادگان شيراز؛ سال 1362؛ برخي از آن‌ها شهيد شدند

مهدي شاهي(لرستاني) از تكاورهاي به نام لرستاني(نفر هفتم ايستاده از چپ)

 

قدر آثار ملی شهرمان را بدانیم

یکی از آثار ملی ثبت‌شده در شهر خرم‌آباد «سر درب اداره طرق و شوارع لرستان» است.

سر درب اداره طرق و شوارع لرستان با تاريخ سنگ كتيبه 1312 هجري خورشيدي در محل درب ورودي اداره راه و ترابري سابق لرستان مقابل سينما استقلال خرم‌آباد و در محوطه پارك ايجاد شده به جاي محل سابق اين اداره قرار دارد.

این اثر تاریخی در سال ٩۴ در فهرست آثار ملی لرستان قرار گرفت.

اما این اثر تاریخی از وضعیت مناسبی برخوردار نیست.

برخی ادارات به خودشان اجازه نصب تاسيسات را داده‌اند و برخی مغازه‌های محلي هم از دیواره آن براي اويزان كردن وسايل استفاده می‌کنند.

این وسط آن چه مجهول است توجه به آثار ملی و وظیفه دستگاه‌های ناظر در این حوزه!

بی شک حفظ آثار تاریخی وظیفه دولت و مردم است، لذا همه وظیفه داریم در حفظ این آثار تلاش کنیم.



هواداران؛ بازوی خیبر باشند نه بازوی حریفان!

دوشنبه شب قرعه‌کشی مرحله یک‌شانزدهم‌نهایی جام حذفی فوتبال کشور انجام شد.


بین ۳۲ باقی‌مانده در جدول جام حذفی، تیم خیبر خرم‌آباد روز هفتم یا هشتم مهرماه در تک‌بازی این مرحله میزبان سپاهان اصفهان - پرافتخارترین تیم تاریخ لیگ برتر فوتبال ایران- است.

خیلی‌ها ممکن است پیش‌داوری کرده و از هم‌اکنون زردپوشان اصفهانی را برنده این بازی بدانند، کاری که سایت پربیننده ورزش ۳ انجام داده و صعود سپاهان به مرحله یک‌هشتم نهایی را قطعی دانسته است.

اما نباید فراموش کرد که ۳۱ تیر ۱۳۶۵ تیم پرسپولیس تهران نیز در همین ورزشگاه تختی پس از شکست یک بر صفر مقابل خیبر خرم‌آباد، وداع تلخی در مرحله یک‌چهارم نهایی با جام حذفی آن سال داشت.

به دور از تعصب، امسال خیبر به دلیل آغاز آماده‌سازی در فرصت زمانی مناسب با حمایت‌های مالی و معنوی صورت گرفته از طرف هیأت فوتبال، حامیان مالی و علاقه‌مندان فوتبال استان، تیم خوبی را برای شرکت در لیگ دسته دوم فوتبال کشور ساخته و پرداخته کرده است. این تیم در بازی‌های دوستانه یقه‌ی برخی تیم‌های لیگ برتری مثل نفت مسجدسلیمان و فولاد خوزستان را گرفت و بازنده از میدان خارج نشد.

دست کم گرفتن خیبر توسط سپاهان، امتیازی دیگر برای سبزپوشان لرستانی است تا بار دیگر پس از ۳۳ سال تاریخ‌ساز شوند و در ورزشگاه پیر تختی خرم‌آباد، شکاری بزرگ به نام سپاهان اصفهان داشته باشند.

در این میان، روی سخن ما با هواداران لرستانی است. این که در رویارویی با سپاهان، فارغ از برد یا باخت تیم محبوب خود، آن‌ها تحت هیچ شرایطی «بازنده نباشند» بخصوص در زمینه‌ی اخلاق! زیرا به دلایل مختلف از جمله مشکلاتی که سال‌های قبل به خاطر رفتار نامناسب معدود هواداران، گریبان باشگاه خیبر را گرفت، برخی محرومیت‌های این تیم حالت تعلیقی دارد و در صورت بروز حرکات ناشایست از طرف این قبیل هواداران، بدون شک محرومیت‌های سنگین در انتظار خیبری‌ها طی فصل پیش روی در لیگ دسته دوم فوتبال کشور خواهد بود.

نکته مهم این که امسال دیگر چیزی به عنوان محرومیت تماشاگران از حضور در بازی‌های خانگی وجود ندارد و در صورت محرومیت یک تیم به دلیل رفتار نامتعارف هواداران، بازی‌های خانگی آن تیم به استان‌های دیگر منتقل و هزینه‌های برگزاری مسابقه و نیز تمامی هزینه‌های تیم میهمان نیز بر عهده باشگاه خاطی خواهد بود!

لذا هواداران واقعی خیبر باید مراقب رفتار و کردار این قبیل هوادارنماها باشند که سال‌های قبل مانند حکایت «دوستی خاله خرسه» مشکلات متعدد برای نماینده‌ی لرستان ایجاد کردند.

امیدواریم این قبیل افراد به جای بازوی رقبای خیبر بودن، بازوی خیبر شوند و زمینه‌ی محرومیت این تیم را فراهم نیاورند.
 

رضا جایدری

 

تونل برفی ازنا ثبت ملی شد

مدیر کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان لرستان از ابلاغ مراتب ثبت یک اثر طبیعی خبر داد.

" سید امین قاسمی" اظهار داشت: طی نامه از سوی دکتر مونسان وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی مراتب ثبت اثر طبیعی تونل برفی ازنا به استاندار لرستان ابلاغ شد.

مدیر کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان لرستان در این خصوص گفت: در راستای اجرای تبصره دو قانون تشکیل سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور مصوب دی‌ماه 1382 و آیین‌نامه اجرایی آن مصوب چهارم مرداد 1384 به شماره 26975/ت 32915 هـ. هیات محترم وزیران با موضوع ثبت میراث طبیعی ارزشمند کشور در فهرست میراث طبیعی ملی، پرونده ثبت تونل برفی ازنا تهیه و به دفتر ثبت آثار و حفظ و احیا میراث طبیعی و معنوی ارسال گردید.

سید امین قاسمی در پایان تصریح کرد: پس از طی تشریفات قانونی، مراتب ثبت این اثر در فهرست آثار طبیعی کشور به شماره 573 به استاندار لرستان ابلاغ گردید.

گزارش تصویری تونل برفی ازنا در لرستان

رفتن موحدپور از لرستان و لزوم پاسخگویی به دو موضوع

28 شهریور 1396، تنها یک روز بعد از معارفه "سید موسی خادمی" به عنوان استاندار لرستان، "سید محمد موحدپور" که او هم چون خادمی اهل كهگيلويه و بويراحمد است، به عنوان مدیر کل حوزه استاندار لرستان جایگزین "مسعود بهرام‌نژاد" شد.


موحدپور پیش‌تر هم در زمان خادمی در استانداری کهگیلویه و بویراحمد، به عنوان مدیرکل حوزه استاندار، خدمت می‌کرد و قبل از آن‌هم در اداره آموز و پرورش مشغول بود.

هر چند انتصاب وی در ابتدا به‌نوعی انکار و رسانه‌ای نشد و هرگز معارفه‌ای هم برگزار نشد، اما دیری نپایید که همه او را به‌عنوان دستِ راستِ خادمی در جلسات می‌دیدند و خیلی زود رسمیتش اعلام شد.

خادمی تا 28 اسفند 97 وی را در این پست حفظ کرد و در این تاریخ سکان سرپرستی معاونت توسعه و منابع انسانی را به وی سپرد تا نشان دهد که استاندار لرستان همچنان موحدپور را به افراد بومی و شاخص در لرستان ترجیح می‌دهد.

اما امروز 21 شهریورماه 98 خبر رفتن وی در فضای مجازی اعام شد تا وی لرستان را ترک کند؛ رفتن یا ماندن وی در لرستان خیلی خبر مهمی نیست و نخواهد بود؛ اما افکار عمومی باید پاسخ این دو موضوع را بدانند که:

1-به‌رغم اطلاع استاندار لرستان از زمان بازنشستگی موحدپور، به چه علت سکان سرپرستی معاونت توسعه و منابع انسانی به وی سپرده شد و چر از افراد بومی یا غیربومی متخصص و جوان‌تر استفاده نکرد تا هم پرانرژی‌تر فعالیت کند و هم در آینده تخصصش به کار پست‌های دیگر بیاید!

2- همچنین لازم است آقای موحدپور در بیانیه‌ای، گوشه‌های از خدمات و عملکرد خودشان را در طول دو سال خدمت در لرستان رسانه‌ای کند تا مردم به عنوان قاضی، با خدمات ایشان آشنا گردند و در صورت نیاز تقدیرش کنند و همیشه از وی به نیکی یاد کنند و در غیر این صورت...

فراموش نکنیم در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران که خاستگاهی مردمی دارد، حق حاکمیت مردم به رسمیت شناخته شده و در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به این مسئله تأکید و تصریح شده است، لذا پاسخگویی به این دو موضوع حداقل انتظاری است که از مقامات ارشد استان می‌رود.

عبدالرضا قاسمی/ یافته

گزارش تصویری از خاکی‌ترین آیین عاشورایی جهان در خرم‌آباد

خرم آبادی‌ها بار دیگر با برگزاري مراسم آیین گِل در سوگ اباعبدالله حسین (ع) و اهل‌بیت مطهرش عشق و ارادت خود را به این امام همام نشان دادند.

از سحرگاه روز ‌سه‌شنبه 19 شهریورماه 98 و مصادف با عاشورای حسینی، خیابان‌های خرم‌آباد چهره‌اي خاص به خود گرفت.

هم‌زمان با سراسر کشور دوستداران حسینی در شهرستان خرم‌آباد نیز با حضور در مراسم عاشورای حسینی و برپایی «آیین گِل» در غم شهادت سالار شهیدان و یاران باوفایش به سوگ نشستند.

در پایان مراسم نیز عزاداران نماز ظهر عاشورا را به امامت آیت‌الله سید احمد میرعمادی نماینده ولی‌فقیه در لرستان اقامه کردند.
 

گزارش تصویری خاکی‌ترین آیین عاشورایی جهان و عزاداری باشکوه مردم خرم‌آباد
در روز عاشورای حسینی  را از زاویه دوربین عباس ملکی ببینید:



 

report image (2).jpg

mai.jpg

report image (3).jpg

report image (4).jpg

report image (5).jpg

report image (1).jpg

لرستانی‌های مقیم تهران در روز عاشورا "آیین گِل" را باشکوه بر پا کردند

در هشتمین سال متوالی، لرستانی‌های مقیم مرکز در روز عاشورا با برگزاري "آیین گِل" در سوگ اباعبدالله حسین (ع) و اهل‌بیت مطهرش به سوگ نشستند.

به گزارش خبرنگار يافته، صبح روز سه‌شنبه 19 شهریورماه 98 و مصادف با عاشورای حسینی، خیابان‌های بلوار فردوس تهران تحت تأثیر عزاداری لرستانی‌های مقیم مرکز‌، چهره‌اي خاص به خود گرفته بود.

لرستانی‌های ساکن تهران شامل جمعی از مقامات و مسوولان لشگری و کشوری از جمله شهردار تهران، مقامات نظامی و انتظامی، نمایندگان ادوار گذشته و فعلی لرستان در مجلس و شوراها، هنرمندان، ورزشکاران ملی کشور و جمع کثیری از محبان امام حسین (ع)، در قالب "‌هیات عشاق‌العباس‌" نشان دادند که همواره در عرصه‌های مختلف فرهنگی و دینی، آداب و رسوم والایی داشته و در تعالی فرهنگ ایران اسلامی سهم به‌سزایی داشته‌اند و ارادت مردم این دیار به امام حسین (ع) انکارناپذیر است.

مراسم عزاداری روز عاشورا رأس ساعت 8 صبح با نواختن ساز "چَمَر" و "آیین گل" عزاداران شروع و دقیقه‌به‌دقیقه به جمع عزاداران اضافه شد.

شایان ذکر است مراسم امسال عزادارای لرستانی های مقیم تهران چون هفت سال گذشته یکی از باشکوه‌ترین مراسم انجام شده در روز عاشورا در تهران بود‌.

 
لینک بخش اول تصاویر
 

بخش دوم تصاویر عزاداری باشکوه لرستانی‌های مقیم مرکز در روز عاشورای حسینی را که توسط "سعید معتمدی" تهیه‌شده را تقدیم مخاطبان گرامی می‌کنیم:

1.jpg

Ashor98t (1).jpg

Ashor98t (3).jpg

زباله نریختن را از محرم شروع و به یک عادت همیشگی تبدیل کنیم

این روزها سطح شهر پر شده از تکیه‌ها و خیمه‌گاه‌هایی که مردم در آن‌ها به یاد امام حسین (ع) و یاران باوفایش عزاداری می‌کنند و هر یک از این عزاداران به نوعی عشق و محبت خود را به سیدالشهدا نشان می‌دهند که یکی از این کارها، پخش نذری در تکیه‌ها و هیئت‌های عزاداری است.

در میان تصاویر شور و حال عزاداران حسینی که جای‌جای شهر و روستاهای کشور را با فضایی روحانی همراه می‌کند و دوباره عشق و علاقه ایرانیان را به اهل‌بیت (ع) و سالار شهیدان به تصویر می‌کشد، متأسفانه تصاویر ناخوشی نیز دیده می‌شود که آن‌قدر برایمان عادی شده که به‌سادگی از کنار آن می‌گذریم. آنچه در این مراسم‌ها و بعد از پخش نذری در مکان‌های سوگواری امام حسین (ع) قابل‌توجه است، ظروف یک‌بارمصرفی است که در سطح خیابان‌ها رها شده و حال این پاکبان محله است که باید سطح شهر را نظافت کند و هر کس این صحنه را مشاهده کند با خود خواهد گفت آیا این کار، کار شیعیان و پیروان دینی به نام اسلام است که پیامبر آن‌ها فرموده است "نظافت و پاکیزگى جزئی از ایمان است".

واقعیت این است که در این ایام، ریختن زباله‌های ناشی از نذورات مردم در معابر شهر، به یکی از مشکلات حوزه شهری تبدیل شده بود. ریختن زباله یعنی افزودن زحمت پاکبانان و ماموران جمع‌آوری و دفع زباله و گاه پاک کردن آن از چهره شهر به زمان نیاز دارد. عادت ناخوشایندمان به ریختن زباله که مختص به دهه محرم یا مناسبت‌های دیگر نیست و در هر مجال دیگری نیز بروز و نمود پیدا می‌کند؛ مثل گردش‌های نوروزی و به شکل ویژه‌تر در روز طبیعت؛ عادتی که بسیار برایمان عادی شده است. صحنه‌هایی که معنای دیگر آن افزودن زحمت پاکبانان و ماموران جمع‌آوری و دفع زباله است و گاه زدودن آن از چهره شهر از اواخر شب تا اوایل صبح داستان و زحمت پر غصه ماموران و پاکبانان شهرداری می‌شود.

هر چند طی سال‌های اخیر شاهد مراعات بسیاری از مردم و همچنین اقدامات خوبی توسط انجمن‌های مردم‌نهاد و دوست دار محیط زیست در این خصوص هستیم اما آمارها حکایت از دو برابر شدن حجم زباله‌های شهری در این روزها دارد؛ حال‌آنکه توان شهرداری‌ها برای گردآوری زباله و زباله روبی از خیابان‌ها و معابر، محدود و صد البته ثابت است. به زبان ساده‌تر در این روز و شب‌ها نه به تعداد رفتگران شهر افزوده می‌شود و نه قرار است ماشین‌های مربوط به جمع‌آوری زباله چند برابر شوند؛ حقیقتی که باعث می‌شود زحمت و انرژی مضاعفی بر پاکبانان و سایر متولیان نظافت شهر و روستاهای کشور تحمیل شود. در واقع با ریختن زباله نوعی مزاحمت برای برادر دینی خود ایجاد می‌کنیم.

از همه عزاداران حسینی تقاضا داریم نسبت به رعایت نظافت در معابر و خیابان‌های شهر توجه داشته باشیم و شهرداری را در ارائه‌ خدمت بهتر و ارزنده‌تر به شهروندان یاری کنیم. به احترام عزای امام حسین (ع)، از ریختن زباله، ظروف و لیوان‌های یک‌بار مصرف در خیابان خودداری و زحمت پاکبانان خدمتگزار را کم کنیم و زباله نریختن را از محرم شروع و به یک عادت همیشگی تبدیل کنیم.

 

پاکبانان از لشکر یزید نیستند


مجتبی پسند

جوان خرم‌آبادی، جان بخشید

در یک کار خوب و ارزشمند، ارگان‌های "فرهاد ترابی" جوان 20 ساله خرم‌آبادی اهدا شد.

جوان خرم‌آبادی، جان بخشیدبه گزارش یافته، خانواده‌ی فرهاد ترابی، جوان خرم‌آبادی در اقدامی خداپسندانه ارگان‌های فرزند خود را که دچار مرگ مغزی شده بود اهدا کردند.

با این اقدام ارزشمند، جان چندین انسان از مرگ نجات پیدا خواهد کرد

ترابی، چند روز پیش دچار مرگ مغزی شد.

هر بیمار مرگ مغزی در صورت دارا بودن شرایط لازم می‌تواند حداقل جان ۸ انسان نیازمند عضو را از مرگ نجات دهد.

روحش شاد و یادش گرامی باد

مُحرم خرم‌آباد، زمان برادری و زدودن کینه‌هاست نه تیراندازی

خبر تیراندازی کور به قصد کینه شخصی به سمت عده‌ای در محله چال میرحسین خرم‌آباد، آن‌هم در ایامی که مصادف با شهادت حضرت اباعبدالله است، چون هر خبر منفی دیگر، چون نفیر گلوله در کشور پیچید و بعد از ساعت سوگواری سالار شهیدان، کام آدمی تلخ می‌شود.

به این فکر کردم که اجتماعات عزاداری برای چیست؟ روضه و سینه و زنجیر و هم‌شکلی و هم‌قدمی  چرا توصیه شده است؟

چرا در تنهایی ننشینیم؟ چرا معصوم سفارش به مجلس و دستگاه امام حسین ع دارد؟

دیدم که برای خود من، هر عاشورا محل دیدن و عطر و بوی مودت و دوستی‌هایی بر محور مشترک حب حضرت اباعبدالله است. دیدم که بسیاری از دوستان، رفقا، دورها، نزدیک‌هاست. حتی دیدن دوباره کسانی که در کودکی با هم لج داشتیم که علامت دسته کوچک بچه‌گانه ده‌سالگی محله ما، بزرگ‌تر است و هر محله سعی داشت برود پیش استاد نجار و علامت بزرگ‌تری بسازد، حالا به‌شدت قلب مایل به دیدار و معانقه و دیده‌بوسی است.

زندگی کوتاه‌تر از این لج‌های کوچ با نمک است. بزرگ‌تر که می‌شوی می‌بینی که این دستگاه اباعبدالله (ع) آن‌قدر عظمت دارد که از قدیم، بزن‌بهادرها و داش‌ها و مشتی‌های هر شهر همه کینه‌ها و عداوت‌ها با دوست و دشمن را به اشکی که برای غم اصیل اباعبدالله می‌ریختند، می‌شستند.

ایام محرم، محل شستشوی دل است. محل پاک کردن روح. محل زلال شدن برای خدمتگزاری خاکی به مولای جوانمردان غریب. خدا نکند که این اکرام هزارساله شهر بشکند.

 ما باید نگهبان خوبی‌های هویت شهر باشیم وگرنه نام خود را لر با هویت نگذاریم. بچه‌های خرم‌آباد هرکجای دنیا بودند، اگر عید به عید نمی‌آمدند، عاشورا به عاشورا به هر طریقی به شهر، برای تکرار و آن برادری و مودت مشترک می‌آمدند. این زلال را به کینه و غرض و چاقو و تیراندازی و.آلوده نکنیم. این برخلاف سنت جوانمردان شهر ماست. جوانمرد باشیم و خود را به زلال دستگاه امام حسین ع بسپاریم. حسین ع شفاست و ترمیم زخم جسم و روح است. به خاطر او اهل گذشتن باشیم.


13 شهریور 98



به قلم: علی صارمیان


نقش فراموش شده‌ی پُل گَپ در جذب گردشگر

پل گَپ یا پل صفویه که بعد از پل شکسته قدیمی‌ترین پل شهرستان خرم‌آباد می‌باشد، در اواخر دوره صفویه بر روی رودخانه گِلال ساخته شده است.

این پل یکی از آثار تاریخی شهر خرم‌آباد می‌باشد که با توجه به موقعیت جغرافیایی و قرار داشتن در مرکز شهر همچنین اتصال شرق و غرب خرم‌آباد یکی از پرترددترین پل‌های این شهر است که همین امر باعث شده جنبه تاریخی و باستانی آن در گذر زمان به دست فراموشی سپرده شود.

این پل که در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده و در نزدیکی و حریم قلعه فلک‌الافلاک قرار دارد می‌تواند با اندکی درایت و توجه مسئولین به یکی از جاذبه‌های گردشگری ایران تبدیل شود و همانند آثار هم‌دوره خود سی‌وسه‌پل و پل خواجو در شهرستان اصفهان شهرت جهانی یابد.

مدیران و برنامه ریزان و تصمیم گیران شهری قول داده بودند در مکان‌یابی و جانمایی پل‌های جدید در شهر خرم‌آباد تردد خودروها از روی این پل تاریخی متوقف و با سنگ‌فرش کردن مسیر و خرید مغازه‌های اطراف پل و نمایان ساختن دهانه‌های مدفون پل شکوه و عظمت این بنای ارزشمند را در معرض دید عموم قرار دهند با این کار هم جلوه زیبایی برای حریم قلعه و مرکز شهر ایجاد می‌شود هم با جذب گردشگر موجب رونق اقتصادی شهر می‌گردد.

آرش کاظمی

 


***************************

تصویر حاشیه پل گپ در اسفند 97

 

 

 
تصاویر قدیمی پل

دورنماي پل صفوي خرم‌آباد در سال 1279

دورنماي پل صفوي يا گپ خرم‌آباد در سال 1302 خورشيدي

دورنماي پل صفوي يا گپ خرم‌آباد در سال 1302 خورشيدي

پل صفوي (بزرگ) و قله فلك‌الافلاك خرم‌آباد دوران رضاشاه

نمايي از پل صفوي (گپ) خرم‌آباد و قلعه فلك‌الافلاك در اواخر حكومت رضاشاه (حدود سال 1318) در اين تصوير ديده مي‌شود. (نماي شمالي پل و قلعه)

 

درددل بانوی شاعر لرستانی در ۸۶ سالگی

غزل تاجبخش بانوی شاعر لرستانی در هشتادوششمین زادروز خود، از درد به ابتذال کشیده‌شدن ادبیات می‌گوید.

«تولدم کی هست؟!»؛ پیش از مطرح شدن هر پرسش دیگری، این نخستین پرسش غزل تاجبخش بود که وقتی مطلع شد به چه مناسبتی با او تماس گرفته شده است، با لحنی خندان همراه با تعجب، آن را بیان کرد.

این شاعر زاده‌ی نهم شهریورماه سال ۱۳۱۲ در بروجرد است. او که پس از ادامه تحصیل در دانشگاه، فعالیت خود را در مطبوعات آغاز کرد، در گفت‌وگو با ایسنا، در پاسخ به این‌که آیا فعالیت در مطبوعات به مسیر شاعری‌اش هم کمک کرده است و باعث شده که بیشتر سمت شعر برود، می‌گوید: شعر چیزی نبود که بخواهد با نیروی دیگری وارد شود. شعر از بچگی با من بود و ما با هم بزرگ شدیم. من خیلی زود، در سن ۱۵ سالگی ازدواج کردم و به همین علت دیگر نتوانستم ادامه تحصیل بدهم. اما وقتی ازدواج کردم هم شعر می‌نوشتم. بعد از این‌که بچه‌دار شدم توانستم ادامه تحصیل بدهم. در هر مرحله‌ای که بودم شعر می‌نوشتم و دوست داشتم به آن فکر کنم، این اندیشه همواره با من همراه بود و اندیشیدن باعث می‌شد که من به شعری جدید روی بیاورم.

او سپس به این‌که روزنامه‌نگاری و کار مطبوعات شغلش نبوده است، اشاره و بیان می‌کند: کار مطبوعات جزء برنامه‌های ذوقی من بود که دوست داشتم آن را انجام دهم. من با مطبوعات همکاری می‌کردم اما در واقع شعر می‌نوشتم و در مطبوعات چاپ می‌شد. سوژه‌های جدیدی به دستم می‌رسید که آن‌ها هم تبدیل به شعر می‌شد. هیچ‌کدام این‌ها باعث نمی‌شد من شاعرتر بشوم بلکه این شعر بود که باعث می‌شد با بینایی بیشتر و احساس جالب‌تری نگاه کنم، کمااین‌که هنوز هم همین است.

۳۸ سال از تاسیس انجمن ادبی «غزل» توسط غزل تاجبخش و همسرش می‌گذرد و هنوز هم یکشنبه‌های هر هفته در خانه این شاعر جلسه شعرخوانی برگزار می‌شود. به گفته او، هیچ محدودیت سنی یا جنسیتی در این انجمن وجود ندارد و تنها شرط ورود انسانیت و ادب است.

تاجبخش درباره این انجمن چنین می‌گوید: فعالیت انجمن «غزل» از مهرماه سال ۶۰ شروع شد که کشور آن زمان در بحران جنگ قرار داشت و این باعث می‌شد مردم که عزیزان‌شان به جبهه می‌رفتند، دلتنگ باشند. خدا رحمت کند دکتر سیدضیاءالدین سجادی را که استاد ادبیات ما بودند و به خانه‌مان می‌آمدند، آن زمان هر وقت موشک می‌زدند، ما در حیاط جلسه انجمن را برگزار می‌کردیم و دلتنگی‌های ما به این تبدیل شده بود که معنویتی ببخشیم و دور هم جمع شویم. دور هم نشستن‌ها و به شعر اندیشیدن‌ها و احساس لذت بیشتر بردن برای داناتر شدن باعث شده بود که جلسات شعر ما رونق بیشتری داشته باشد. زنده‌یاد حمید عاملی از گویندگان صدا و سیما که از دوستان خانوادگی ما بود در برگزاری انجمن تشویق‌ می‌کردند و محبت داشتند.

این شاعر در ادامه اظهار می‌کند: چندی بعد همسر من (محسن رازانی) تصادف کرد و اتفاقاتی پیش آمد که ما مجبور شدیم به خانه کوچک‌تری برویم. اما خوشبختانه سال‌هاست که جلسات شعر ما بدون وقفه برگزار می‌شود، حتی در حالی که سفر بودم یا بیمارستان بودم هم خودم را به انجمن رسانده‌ام. به هر حال اکنون تفاوت‌هایی کرده؛ آن موقع شاعران، گویندگان و برخی بزرگان علم و ادبیات در جمع ما بودند که متاسفانه الان نیستند و من گاهی این را به طنز می‌گویم که آن‌ها یا «آن‌ور آب‌ها هستند» یا «آن‌ور خاک‌ها»؛ خیلی‌ها فوت کردند و خیلی‌ها هم از ایران رفته‌اند.

غزل تاجبخش درددلی هم دارد که از کلمات مبتذل برخی شاعران جوان است و آن را این‌گونه بیان می‌کند: گاهی به جلساتی دعوت می‌شوم که می‌بینم جوان‌های ما به واژه‌های بسیار مبتذل گرایش پیدا کرده‌اند که انگار این کار از روی لجبازی است. متاسفم که این را می‌گویم، دلم می‌خواهد این ناله من به عنوان یک مادر، مادری که عمرش را در ادبیات گذاشته به گوش کسانی برسد که اگر می‌توانند کمکی کنند. جوان‌ها از روی دلتنگی یا از روی لجبازی، هرچه هست، دارند ادبیات را به ابتذال می‌کشند. من در آن جلسات اعتراض کردم که اقلا به نشانه اعتراض برای آن‌ها دست نزنند. این دردی‌ است که اضافه شده؛ البته ما الان در جامعه‌مان کم درد نداریم.

شاعر مجموعه شعر «دل‌خواسته‌ها» که از نخستین مجموعه شعرهایش است در پاسخ به پرسش مطرح‌شده درباره وضعیت این روزهای غزل به یک دودستگی‌ اشاره و اظهار می‌کند: شعر بعضی‌ها هنوز هم بسیار شیوا است. الان در جامعه ما همه چیز با شادابی و بدون مشکل نیست اما کسانی که واقعا بهره‌ای از ادب برده‌اند و می‌خواهند دینی را به ادبیات ایران ادا کنند، غزل‌های زیبایی دارند. اما از طرف دیگر بعضی‌ها جوان‌تر هستند و شاید این بچه‌سالی‌شان سبب می‌شود که ادبیات را به ابتذال بکشند. نمی‌دانم چرا این میدان را دارند پیدا می‌کنند برای جهش‌های عجیب و غریب و دور از اخلاق؟! این یک درد است.

تاجبخش برگزاری انجمن غزل را در خانه‌اش تقدسی برای چهاردیواری‌اش می‌داند و علت این‌ را که مکان برگزاری این انجمن به جای دیگری تغییر پیدا نکرده است احترامی که به همسرش برای انتخاب این خانه برای برگزاری جلسه‌های انجمن قائل است، بیان می‌کند و می‌گوید: از اطرافیانم هیچ‌کس اهل شعر نبوده و نیست، نه همسرم و نه پسرانم؛ اما همواره برای حفظ انجمن «غزل» حمایت و کمک کرده‌اند.

نویسنده «آزادی در قلمرو سبز فنچ‌های سپید» درباره آرزوی خود در ۸۶ سالگی نیز چنین می‌گوید: یکی از آرزوهای بزرگ من این است که اگر دو دقیقه از عمرم باقی مانده باشد، در آن دو دقیقه حتما خدمتی لحاظ شود؛ هر خدمتی که از من برمی‌آید.

صحبت که از یاران قدیمی انجمن «غزل» به میان می‌آید، تاجبخش از نوشتن کتابی خبر می‌دهد و می‌گوید: مدت‌ها است که سرگرم نوشتن کتابی هستم از بعضی اتفاقات جالبی که افتاده است یا شخصیت‌هایی که به انجمن «غزل» آمده‌اند. از بین آن‌ها می‌توانم به ماجرای حضور آلن لانس، شاعر فرانسوی اشاره کنم. اگر چشمم یاری کند و این کتاب را به پایان برسانم، نامش «چلچله‌ها بال‌زنان می‌رسند» است که بخشی از یکی از غزل‌هایم است.

او از طاهره صفارزاده و سیمین بهبهانی هم یادی می‌کند و در پایان می‌گوید: این روزها راجع‌به ملاقات‌هایی که با آن‌ها داشتم هم می‌نویسم و با خودم می‌گویم که این‌ها کجا رفتند و ما چرا دیگر آن‌ها را نمی‌بینیم.

اهالی فرهنگ، حق هم‌دیگر را به رسمیت بشناسند

این روزها دو هنرمند خوش‌نام استان وارد جدالِ رسانه‌ای بی‌نتیجه‌ای شده‌اند که حاصل‌اش برای فرهنگ این دیار هر چه باشد، خیر نیست. جدال، در هر سطحی نتیجه‌اش زایل شدن نیروهایی است که قرار است در خدمت فرهنگ باشند نه در خدمت مجادله. فارغ از اینکه در این موضوعِ خاص حق با چه کسی است، مطالبی را عرضه می‌دارم:

 در سده‌های گذشته به کسی حکیم می‌گفتند که در رشته‌های مختلفی مثل طب، نجوم، حکمت، ریاضیات و ... دارای سطح بالایی از مهارت و دانش بود. با گذشت زمان و توسعه‌ی طولی و عرضی رشته‌های مختلف دانش، امروز دیگر کسی نمی‌تواند حتی در حوزه‌ی عام طبابت دارای تخصص عمیق باشد، بلکه باید مثلا در چشم‌پزشکی دارای تخصص شود و حتی این تخصص‌اش را در سطح ریزتر مثل فوق‌تخصص قرنیه یا ... جزئی‌تر و عمیق‌تر نماید؛ که البته عملاً چنین نیز شده است.



 

 این تخصص‌گرایی اما در میان اهل فرهنگ هنوز به رسمیت شناخته نشده است. چطور کسی می‌تواند در یک رشته‌ی هنری مثل فیلم‌سازی دارای تخصص باشد، در عین حال به حوزه‌ی تاریخ، قصه‌نویسی، پژوهشگری و سایر رشته‌ها نیز مسلط باشد؟ چنین فردی باید تخصص خود را در همان فیلم‌سازی به شاخه‌های جزئی‌تر مثل کارگردانی، صحنه‌آرایی، بازی‌گردانی، نورپردازی و ... معطوف نماید.

 در مورد رشته‌های دیگر نیز چنین است. کسی از اهالی موسیقی که صدای خوبی دارد و خواننده‌ی خوبی است قرار نیست که شاعر خوبی هم باشد و اصرار داشته باشد که شعر اثرش را نیز خودش بسراید، یا کسی که در حوزه‌ی موسیقی محلی کار می‌کند قرار نیست نسبت به ادبیات بومی هم تسلط داشته باشد و ابیات محلی را برای آلبوم موسیقی‌اش به بهترین وجه پژوهش و انتخاب نماید. بدیهی است که چنین اثری در حوزه‌ش شعر دچار ضعف‌هایی خواهد بود که به اصل اثر لطمه می‌زند.

بپذیریم و باور داشته باشیم که این ندانستن‌ها نه تنها عیب نیست بلکه دقیقاً نشان از دانایی فرد است که بی‌دلیل وارد حوزه‌های غیر تخصصی خودش نشده است.

بپذیریم و باور داشته باشیم که جهانِ پر سرعتِ امروز آن‌قدر به ما فرصت نمی‌دهد که در چند حوزه صاحب تخصص باشیم و در سطح اول آن تخصص‌ها قرار بگیریم.

بپذیریم و باور داشته باشیم که استفاده از تخصص دیگران در حوزه‌های مختلف، نه تنها باعث ضعف کار ما نمی‌شود بلکه حتی کار ما را ارتقاء می‌دهد.

بپذیریم و باور داشته باشیم که حاصلِ جمع «1+1» در یک کار جمعی، به مراتب بیشتر از عدد 2 می‌شود. پس برای هم‌افزایی نیروهایمان به کار جمعی روی بیاوریم.

بپذیریم و باور داشته باشیم که اگر ما اهالی فرهنگ حق همدیگر را به رسمیت نشناسیم دیگران نیز ما را به رسمیت نخواهند شناخت.

 






*علی زیودار

 

6 شهریور 1398

 

 

سرقت در آرامستان‌های خرم‌آباد به مقبره شهدا رسید!

مدتی است که سرقت آهن‌آلات از آرامستان‌های خضر و صالحین خرم‌آباد افزایش یافته و به منبع درآمد خوبی برای سارقان شبانه تبدیل شده است! این در شرایطی است که آرامستان‌های خرم‌آباد از قرن‌های گذشته متولی و نگهبان داشته و این افراد در قبال وظیفه‌ی خود، به مردم پاسخگو بوده‌اند! نبود گشت‌های شبانه نیروی انتظامی به کنار، در بدنه شهرداری خرم‌آباد، سازمانی به نام آرامستان‌ها وجود دارد و شکر خدا تعداد زیادی کارمند و کارگر دارد اما مشخص نیست که چرا نگهبانی شبانه‌روزی، توسط این سازمان انجام نمی‌پذیرد و مقابر اموات مردم به خاطر سهل‌انگاری این نهاد ، در حال یغما شدن است. شاید ارزش مادی آهن‌آلات به سرقت رفته مقابر چندان برای بازماندگان آن‌ها مهم نباشد اما یقینا خسارت وارده به دیواره و بدنه مقبره‌ها، باعث تألمات روحی برای آنان می‌شود کما این که دامنه این سرقت‌ها اخیراً به مقبره خانواده معظم شهدا نیز کشیده شده است! با تداوم این روند و جسور شدن سارقان، بیم آن می‌رود به زودی درب و پنجره ساختمان اداری سازمان آرامستان‌ها و سایر بناهای آن اطراف نیز قربانی سکوت متولیان شده و توسط سارقان از جا کنده و فروخته شود! لذا با نوشتن این چند سطر به عنوان تلنگری بر وجدان کسانی که در تأمین امنیت شهر و آرامستان مسئولیت دارند و حقوق می‌گیرند، منتظر می‌مانیم تا ببینیم آیا شهر ما، شهر هِرت و بهشت سارقان آرامستان‌هاست یا واقعاً کسی هست که دنبال این موضوع را گرفته و بخصوص با سارقان و مال‌خرها برخورد قاطع نماید. غ - د / از خانواده شهدا

بیرانوند مرد سال فوتبال ایران شد


مراسم معرفی برترین‌های هجدهمین دوره رقابت‌های فوتبال لیگ برتر با معرفی علیرضا بیرانوند به عنوان مرد سال فوتبال ایران و همچنین بهترین دروازه‌بان کشور امروز برگزار شد.مراسم معرفی برترین‌های فوتبال کشور در فصل 98-97 از ساعت 18:15 امروز (شنبه دوم شهریورماه) در هتل اسپیناس پالاس برگزار شد. در این مراسم علیرضا بیرانوند به عنوان مرد سال فوتبال ایران و همچنین بهترین دروازه‌بان کشور شناخته شد.
 

بزرگداشتی برای بزرگ‌مرد لرستانی امیر سرتیپ «اسکندر بیرانوند» + تصاویر

آیین بزرگداشت امیر سرتیپ دوم اسکندر بیرانوند با شکوه خاصی برگزار شد.

به گزارش یافته، باحضور اقشار مختلف مردم لرستان، جمعه اول شهریورماه 98، آیین بزرگداشت امیر سرتیپ دوم "اسکندر بیرانوند" با شکوه خاصی در سالن اجتماعات اداره کل جهاد کشاورزی استان برگزار شد.




امیر «بیرانوند» متولد ۱۳۱۷ بخش «چغلوندی» (بیرانشهر) از توابع خرم‌آباد است. وی پس از طی دوره آموزشگاه افسری مدتی را در یگان‌های رزمی و آموزشی مقیم خرم‌آباد انجام‌وظیفه کرد و سپس با انحلال و جابه‌جایی این یگان‌ها به تیپ دوم لشکر ۹۲ زرهی مستقر در دزفول منتقل شد و در سمت فرمانده گروهان رزمی و فرمانده گردان آموزشی انجام‌وظیفه کرد.

امیر سرتیپ «اسکندر بیرانوند» در دوران جنگ تحمیلی در مسئولیت‌های مختلفی به‌ویژه فرماندهی لشکر 84 ارتش لرستان که از طرف هم‌رزم شهیدش سپهبد «صیاد شیرازی» معرفی شد؛ انجام‌وظیفه کرد و همچنین رشادت‌ها و شهامت‌های منحصربه‌فرد وی باعث شد از طرف آیت‌الله خامنه‌ای رئیس‌جمهور وقت، مدال فتح و لوح سپاس دریافت کند. این در حالی بود که همواره صدامیان از هیبت نام و واقعیت غیرت این ابرمرد بی‌ادعا لرزه بر اندام داشتند و بارها مورد تهدید آن‌ها قرار گرفت حتی در رادیوی عراق وی را تهدید می‌کردند گرچه این تهدیدها هیچ‌وقت در روحیه ایثارگری این دلاور مرد تأثیری نداشت.

 

در همین خصوص بخوانید:
 

خاطرات فرمانده لرستاني از دوران دفاع مقدس

کلید فتح‌المبین در «عین‌خوش» به دست دلیر‌مردان تیپ مستقل ۸۴ خرم‌آباد فتح شد

 

 

 

رونمایی از کتاب"کهنه سرباز"

در این مراسم همچنین از کتاب"کهنه سرباز" خاطرات امیر اسکندر بیرانوند به همت واحد فرهنگ و مطالعات پایداری حوزه هنری لرستان منتشر شد.

امین کیانی نویسنده این کتاب در این باره گفت: رشادت‌ها، قد بلند، هیکل آراسته، حضور وی در جبهه «مهران» و دفع تهاجم عراق به ارتفاع ۳۴۳ دزفول در سال ۱۳۵۲، بر شهرت و محبوبیت امیر «بیرانوند» افزود؛ به‌طوری که در سال ۱۳۵۹ به عنوان فرمانده گردان از طریق تیپ دزفول مأموریت مراقبت از مرز «مهران» را عهده‌دار شد.

نویسنده کتاب «کهنه سرباز» با اشاره به این‌که در سال ۱۳۸۴، امیر «بیرانوند» که آن زمان درجه‌اش «سرگرد» بود به تیپ ۸۴ خرم آباد منتقل شد و در سمت رئیس رکن سوم و معاون عملیات تیپ، همکاری خود را با این تیپ آغاز کرد، افزود: امیر «بیرانوند» در دوران دفاع مقدس در عملیات‌های فراوانی مانند «محرم»، «فتح‌المبین»، «والفجر مقدماتی» و «والفجر ۱» نقش آفرینی کرد؛ به‌ویژه وصف شجاعت‌های ایشان در عملیات‌های «محرم» و «فتح‌المبین» زبان‌زد خاص و عام است.

وی گفت: از جمله عواملی که باعث شد تصمیم به نگارش این کتاب بگیرم، شنیدن وصف شجاعت‌ها و قدرت مدیریت وی در دوران دفاع مقدس و همرزم بودنش با بزرگانی مانند شهید «صیاد شیرازی»، سردار «محسن رضایی»، سردار «جعفری»، امیر «احمد رضا دادبین»، سردار «سلیمانی» و شهید «خرازی» بود.

کیانی تصریح کرد: مطالب کتاب «کهنه سرباز» را از طریق مصاحبه با امیر «بیرانوند» از مردادماه ۱۳۹۵ تا اردیبهشت ۱۳۹۶ جمع‌آوری کرده‌ام، ولی متأسفانه به دلیل کهولت سن، وی زمان دقیق و مکان بسیاری از عملیات‌ها و حوادث را فراموش کرده بود که ما با استفاده از منابع مکتوب و معتبر، اینگونه اطلاعات را برای تکمیل خاطرات جمع‌آوری کردیم.

نویسنده کتاب «کهنه سرباز» خاطرنشان کرد: با این‌که مطالب کتاب از خاطرات دوران کودکی امیر «بیرانوند» شروع شده است، ولی تأکید روی خاطرات ایشان از حوادث سال‌های ۱۳۵۲، ۱۳۵۳ در «مهران» و ارتفاع ۳۴۳ «دزفول» و عملیات‌های «محرم» و «فتح‌المبین» است.

وی درباره علت نامگذاری این کتاب به «کهنه سرباز» گفت: نام کتاب بر گرفته از حضور طولانی امیر «بیرانوند» در ارتش است؛ چراکه با توجه به مطالب ذکر شده، وی هم دردوران حکومت رژیم پهلوی در ارتش حضور داشته است و هم در دوران انقلاب و دفاع مقدس، به نحوی که به دلیل شجاعت، وی هم از طرف مسئولین رژیم پهلوی مورد تشویق قرار می‌گیرد و هم در دوران دفاع مقدس از رشادت‌های وی تجلیل به عمل می‌آید.
 

*سخنرانی امیر فرهاد آریانفر فرمانده قرارگاه منطقه‌ای غرب ارتش، صیدمحمد بیرانوندی نماینده مردم خرم‌آباد از دیگر بخش‌های این مراسم بود.

 

*سرهنگ اشکبوس هم در این همایش به بیان خاطراتی از امیر اسکندر بیرانوند پرداخت و شعرخوانی استاد عزیز بیرانوند و خواندن ترانه‌های حماسی توسط بهمن اسکینی و فضل‌الله صفاری از دیگر بخش‌های این برنامه بود.

 

 

گزارش: عبدالرضا قاسمی/ یافته